English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (1 milliseconds)
English Persian
He seems to have a vulgar tongue. آدم دهن دریده ای بنظر می آید
Other Matches
lacerated دریده
vocals دهن دریده
vocal دهن دریده
torn پاره شده درهم دریده
in my opinion بنظر من
purports بنظر امدن
beseem بنظر امدن
looking بنظر اینده
seems بنظر امدن
purport بنظر امدن
purported بنظر امدن
purporting بنظر امدن
seemed بنظر امدن
seem بنظر امدن
So it appears ( looks , seems ) that … اینطور بنظر می آید که ...
on end <idiom> بنظر به پایان رسیده
look black متغیر بنظر امدن
it sounds false دروغ بنظر میرسد
face value <idiom> بنظر با ارزش رسیدن
he looks brave او شجاع بنظر میرسد
hulk بزرگ بنظر رسیدن
blurring نامشخص بنظر امدن
blurs نامشخص بنظر امدن
blurred نامشخص بنظر امدن
hulks بزرگ بنظر رسیدن
beseem مناسب بنظر امدن
blur نامشخص بنظر امدن
the price was not reasonable بهای ان معقول بنظر نمیرسید
She has a foreign appearance. ظاهرش خارجی بنظر می آید
Playing football is not my idea of fun . فوتبال هم بنظر من تفریح نشد
To bring something to someones notice ( attention ) . چیزی را بنظر کسی رساندن
to lool black خشمگین یا متغیر بنظر امدن
have the last laugh <idiom> باعث احمق بنظر رسیدن شخص
may it please your excellency اگر بنظر جنابعالی خوش ایندباشد
He seems to be a level – headed ( rational and knowledgeale ) boss . رئیس فهمیده ای بنظر می رسد ( می آید )
The two parties seem irreoncilable. طرفین آشتی راناپذیر بنظر می رسند ت
He is a capable man . he is a man of ability . بنظر او یک میلیارد تومان بی قابل [ناقابل] است
He seems to have a lot of confidence. خیلی خاطر جمع ( مطمئن ) بنظر می رسد
objectify بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
you do not seem well گویا حالتان خوش نیست سالم بنظر نمیایید
turn the tide <idiom> چیزی که بنظر شکست خورده بود به پیروزی رساندن
long shot <idiom> شرط بندی روی چیزی که بنظر میآید ناموفق باشد
to sugar the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sweeten the pill <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
to sugar-coat the pill [American E] <idiom> چیزی بدی را طوری بکنند که کمتر ناخوشایند بنظر بیاید [اصطلاح مجازی]
dark bulb نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
this story is improbable این داستان راست نمینماید این داستان بعید بنظر میرسد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com