English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
English Persian
relic اثار مقدس
relics اثار مقدس
Search result with all words
reliquaries فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
reliquary فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
Other Matches
halidom چیز مقدس جای مقدس
indications اثار
remnant اثار
remnants اثار
track اثار
tracked اثار
tracks اثار
remains اثار
consequence of a sale اثار بیع
growth effects اثار رشد
natural phenomena اثار طبیعی
relativistic effects اثار نسبیتی
reliquix اثار باقیمانده
ancient relics اثار باستانی
poetical works اثار شعری
mammaliferous دارای اثار پستانداران
summa اثار دانش بشری
juvenilia اثار دوره جوانی
reliquix اثار برگ خشگیده برساقه
physiography مبحث اثار وپدیدههای طبیعی
epigone مقلد اثار ادبی و هنری
plagiarizes اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
vandalizing اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalizes اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalized اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalize اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalising اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalises اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
vandalised اثار هنری و تاریخی را ویران کردن
plagiarist اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarized اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarize اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarizing اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
cognoscente متخصص در اثار هنری عتیقه شناس
plagiary سارق اثار ادبی و هنری دیگران
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
plagiarised اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarises اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
plagiarising اثار ادبی دیگران را سرقت کردن
local colour نمایش جا و زبان و عادات محلی در اثار ادبی
prognostic وابسته به اثار اتی وپیش بینی مرض
prehistorian مورخی که اثار ما قبل تاریخ را خوب میداند
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
humanist دانشجوی رشته انسانیت یا ادبیات و اثار باستانی یونان و روم
venerable مقدس
sanctimonious مقدس
prayerful مقدس
inviolable مقدس
hallowed مقدس
sacred مقدس
heavenly minded مقدس
sacrosanct مقدس
saintly مقدس
numinous مقدس
saints مقدس
sanctified مقدس
holy مقدس
holiest مقدس
holier مقدس
saint مقدس
holy legislator شارع مقدس
holily بطور مقدس
sacred books کتابهای مقدس
sacred places جاهای مقدس
holyday روز مقدس
sancify مقدس شمردن
Holy Weeks هفتهی مقدس
moralistic خشکه مقدس
SS مخفف مقدس
St مخفف مقدس
the Holy Trinity تثلیت مقدس
Mashhad هر مقدس مشهد
dedication cross صلیب مقدس
Holly Sepulchre مقبره مقدس
Holy Week هفتهی مقدس
the holy کتاب مقدس
sanctified airs مقدس نمایی
sanctimoniousness مقدس نمایی
sanctimony مقدس نمایی
st.michael پطرس مقدس
stoup قدح اب مقدس
tartufe مقدس ریایی
tartufe خشکه مقدس
tartuffe مقدس ریایی
tartuffe خشکه مقدس
Holy Father پدر مقدس
saint مقدس شمردن
sanctuaries جایگاه مقدس
sanctimonious مقدس نما
shrines جای مقدس
shrine جای مقدس
fiesta روز مقدس
fiestas روز مقدس
Holy Writ کتاب مقدس
hagiology ادبیات مقدس
halidome چیز مقدس
sanctuary جایگاه مقدس
saints مقدس شمردن
hallow مقدس کردن
halidome جای مقدس
innocent مبرا مقدس
scripture کتاب مقدس
scriptures کتاب مقدس
anointment تقدیس با روغن مقدس
religiosity خشکه مقدس بودن
sacredly بطور مقدس یا محترم
postil تفسیر کتاب مقدس
pontify خودرا مقدس نمودن
sanctum قدس جایگاه مقدس
pali زبان مقدس بودائیان
it say in the bible that در کتاب مقدس میگوید
altar-table میز مقدس در کلیسا
biblical وابسته به کتاب مقدس
mitsvot حکم کتاب مقدس
mitzvah حکم کتاب مقدس
biblical مطابق کتاب مقدس
hermeneutic ایین تفسیرکتاب مقدس
guaiacum عودالانبیاء درخت مقدس
bibliolatry پرستش کتاب مقدس
to مادریک کلمه مقدس است
feretory [صندوق آثار مقدس کلیسا]
altar of credence [جایگاه نان و شراب مقدس]
bibles بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
veda کتاب مقدس باستانی هند
vedic وابسته به وداکتاب مقدس هندو
bible بطورکلی هر رساله یاکتاب مقدس
People of the Book پیروان کتاب مقدس [ دین]
hermeneutics علم یا ایین تفسیرکتاب مقدس
scriptural مطابق متن کتاب مقدس
buretto تنگ مخصوص شراب مقدس
buret تنگ مخصوص شراب مقدس
midrash تفسیر کتاب مقدس یهود
martinmas جشن مارتین مقدس در 11نوامبر
lignum vitae درخت مقدس خشب الانبیاء
apis گاو مقدس مصریان قدیم
it is said in the bible that در کتاب مقدس می گوید یامینویسد که
revised version ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
lectionary ایات منتخبه یا قسمتی از کتاب مقدس
i saw this p in the scripture این فقره را در کتاب مقدس دیدم
biblicism پیروی تحت لفظی از کتاب مقدس
zion کوه مقدس اورشلیم قوم اسرائیل
vulgate نسخه لاتین قدیمی کتاب مقدس
credence [قفسه یا میز در حرم مقدس کلیسا]
lector قاری کتاب مقدس در کلیسای کاتولیک
enshrine ضریح ساختن مقدس وگرامی داشتن
it say in the bible that درکتاب مقدس گفته شده است
lower criticism انتقاد نسبت به مندرجات متن کتاب مقدس
paradigm ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
paradigms ایه کتاب مقدس که مثالی رامتضمن است
franciscan وابسته بدسته راهبان فرقه فرانسیس مقدس
scripturalism اعتقادبه نص کتاب مقدس دلبستگی بدلائل نقلی
futurism اعتقاد بوقوع پیشگوییهای کتاب مقدس عقیده به اخرت
ampullae niche [طاقچه ای در کلیسا برای نگه داشتن ظروف آب مقدس]
inspirationist کسیکه کتاب مقدس را الهام خدابا وحی میداند
grey friar عضو جمعیت راهبان یادرویشان فرقه فرانسیس مقدس
pierian spring الهام بخش شعر وسخنوری چشمه مقدس شاعری
scholiast مفسر مفسر اثار ادبی کهن
bibles کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
altar of repose [طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
bible کتاب مقدس که شامل کتب عهد عتیق وجدید است
Chrismon [حرف اول اسم مقدس از سه واژه ی یونانی به نام مسیح]
fundamentalist کسیکه نسبت بکتاب مقدس واصول دین پروتستان طرفدارعقایدکهنه است
sangrail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangraal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
the Holy Grail جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
sangreal جام مقدس [که نیروی جوانی و سلامت جاودان و تغذیه بی انتها دارد]
blue law قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
isagogics گفتار در تاریخ ادبی کتاب مقدس و شرح گرداوری یاالهام شدن موادان
blue laws قوانینی که رقص و نمایش ومسابقات و حتی کار را در روز مقدس تحریم کند
iconostasis [پرده ای بین جایگاه مقدس و فضای اصلی در کلیساهای ارتدکس یونان و روسیه]
methuselah " متوشالح " کاهن بزرگ یهود که بنابروایت کتاب مقدس 969 سال زندگی کرده
clean weapon جنگ افزار اتمی کم ریزش جنگ اتمی که اثار باقیه کم داشته باشد
utopiannism اعتقاد به مدینه فاضله روش فکری افلاطون فرانسیس بیکن سر توماس مور و ..... که در اثار خودجامعهای با تاسیسات مطلوب و افراد بی عیب و درحد کمال مطلوب ایجاد و ان را به عنوان الگویی برای جوامع جهان معرفی کرده اند
patron saint امام یا شخص مقدس حامی شخص
patron saints امام یا شخص مقدس حامی شخص
hagiology تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
capitulary کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
hypobaric مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com