English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (29 milliseconds)
English Persian
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
Other Matches
crossfiring اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
furnaces مشتعل کردن
furnace مشتعل کردن
emblaze مشتعل کردن
igniting مشتعل کردن یا شدن
ignites مشتعل کردن یا شدن
relume برافروختن مشتعل کردن
ignite مشتعل کردن یا شدن
ignited مشتعل کردن یا شدن
ignites اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
premature ignition احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
tamping بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
blazing مشتعل
aflame مشتعل
red-hot مشتعل
sulphurous مشتعل
sulfurous مشتعل
conflagrant مشتعل
in flames مشتعل
ablaze مشتعل
glow discharge tube لامپ مشتعل
glow discharge cold cathode tube لامپ مشتعل
ignitor مشتعل کننده
igniter مشتعل کننده
glowed مشتعل بودن
glows مشتعل بودن
flaming discharge تخلیه مشتعل
flaming arc قوس مشتعل
glow مشتعل بودن
aglow مشتعل وفروزان
glow tube لامپ مشتعل
kindles مشتعل شدن
kindled مشتعل شدن
kindle مشتعل شدن
flames مشتعل شدن تابش
ignition cap کلاهک مشتعل کننده
igniting primer چاشنی مشتعل کننده
igniting fuze کلاهک مشتعل کننده
igniting fuze ماسوره مشتعل کننده
igniter train مدار مشتعل کننده
igniter pad بالشتک مشتعل کننده
igniting powder خرج مشتعل کننده
neon glow lamp لامپ مشتعل نئون
flame مشتعل شدن تابش
initiator چاشنی مشتعل کننده
burns سوختن مشتعل شدن
on fire مشتعل درتاب وتب
burn سوختن مشتعل شدن
to burst into flames اتش گرفتن مشتعل شدن
igniter مشتعل کننده اتش زنه
blaze شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignites اتش گرفتن مشتعل شدن
ignited اتش گرفتن مشتعل شدن
low مشتعل شدن زبانه کشیدن
propane پارافین گازی و مشتعل هیدروکاربنی
igniting اتش گرفتن مشتعل شدن
blazed شعله درخشان یا اتش مشتعل
blazes شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignite اتش گرفتن مشتعل شدن
igniter خرج مشتعل کننده کلاهک منفجرکننده
envy rankled in his breast اتش رشک در سینه اش مشتعل بود
buster خرج مشتعل کننده استری یا لایی
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
explosions احتراق
explosion احتراق
ignition احتراق
combustion احتراق
inflammation احتراق
seeting on fire احتراق
burning احتراق
firing احتراق
arson احتراق
lighting احتراق
deflagration احتراق
oxidization احتراق
inexplosive غیرقابل احتراق
single ignition احتراق تک برقی
sulfur اصل احتراق
internal combustion احتراق داخلی
magneto ignition احتراق با مگنت
misfiring احتراق ناقص
external combustion احتراق خارجی
sulphur اصل احتراق
ignition اشتعال احتراق
pre ignition زود احتراق
premature ignition احتراق زودرس
surface burning احتراق سطحی
combustor محفظه احتراق
combustion efficiency راندمان احتراق
firing accessories لوازم احتراق
combustion efficiency بازده احتراق
combustion chamber محفظه احتراق
two spark ignition احتراق دو جرقهای
triple ignition احتراق سه برقی
combustion area محفظه احتراق
dual ignition احتراق دو برقی
combustiblity قابلیت احتراق
timing زمان احتراق
duplex ignition احتراق دوگانه
combustion اشتعال احتراق
combustible احتراق پذیر
combustible قابل احتراق
combustibility قابلت احتراق
firing order ترتیب احتراق
ignition current جریان احتراق
ignition spark جرقه احتراق
ignitability قابلیت احتراق
hot bulb ignition احتراق سرسرخ
ignition switch کلید احتراق
ignition device وسیله احتراق
ignition charge خرج احتراق
advanced ignition اوانس احتراق
heating value گرمای احتراق
ignitable قابل احتراق
burning brand نوع احتراق
igniter switch سوئیچ احتراق
ignitibility قابلیت احتراق
ignition pulse پالس احتراق
base ignition احتراق تحتانی
ignition pulse ضربه احتراق
ignitible قابل احتراق
igniting agent عامل احتراق
ignition lag تاخیر احتراق
igniting point نقطه احتراق
flash point نقطه احتراق
ignition cable کابل احتراق
ignition choke پیچک احتراق
heat of combustion گرمای احتراق
ignition circuit مدار احتراق
firing position موقعیت احتراق
ignition control کنترل احتراق
ignition condition حالت احتراق
igniter switch کلید احتراق
ignition by incandescence احتراق التهابی
heat value گرمای احتراق
flame out قطع احتراق
igniting spark جرقه احتراق
ignition by contact احتراق تماسی
ignition voltage ولتاژ احتراق
ignition pulse ایمپولز احتراق
ignition analyzer اسیلوگراف کنترل احتراق
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
combustible جسم قابل احتراق
internal combustion engine موتور احتراق داخلی
ignition by contact breaking احتراق با قطع کنتاکت
order of fire ترتیب احتراق موتور
ignition temperature درجه حرارت احتراق
make and break ignition احتراق با قطع و وصل
compression ingition احتراق توسط فشار
ignition voltage فشار الکتریکی احتراق
delay zction firing عمل احتراق با تاخیر
jump spark ignition احتراق با جرقه جهنده
internal combustion engines موتور احتراق داخلی
constant pressure combustion احتراق در فشار ثابت
incombustible غیر قابل احتراق
incombustibility عدم امکان احتراق
maximum gate trigger current جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage ولتاژ احتراق حداکثر
burning brand علامت احتراق نیمسوزی
explosively بطور قابل احتراق
preignition احتراق قبل از وقت
ignition system سیستم احتراق موتور
combustor سیستم احتراق توربین
molar heat of combusion گرمای مولی احتراق
molar enthalpy of combusion انتالپی مولی احتراق
timing تنظیم زمان احتراق موتور
vaporizing combustor سیستم احتراق توربین گاز
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
afterburning عملیات بعد از احتراق سوخت
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
firedamp گاز قابل احتراق معدن
capacitor discharge ignition سیستم احتراق با انرژی زیاد
can هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
precombustion chamber engine موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
cans هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
backfiring احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfired احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfire احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
igniter ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
hot test تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
restricted propellant سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com