English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
subsequent filing [application, documents] ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
Other Matches
to reject [refuse] an application درخواست نامه ای را رد کردن
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to withdraw an application صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
to grant an application درخواست نامه ای را پذیرفتن
application [for something] درخواست نامه [برای چیزی]
applications درخواست نامه پشت کار
application درخواست نامه پشت کار
call-up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call up درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
call-ups درخواست شناسایی شبکه درخواست اعلام شناسایی درشبکه حاضر و غایب کردن ایستگاههای بی سیم
requisition درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioned درخواست کردن درخواست وسایل
requisitions درخواست کردن درخواست وسایل
requisitioning درخواست کردن درخواست وسایل
pourparler جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
requesting درخواست اماد کردن درخواست کردن
requests درخواست اماد کردن درخواست کردن
requested درخواست اماد کردن درخواست کردن
request درخواست اماد کردن درخواست کردن
request modify درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
represents ارائه کردن
represent ارائه کردن
represented ارائه کردن
lead proof ارائه دلیل کردن
producing اقامه ارائه کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
renders ارائه دادن ترجمه کردن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
exhibits ارائه دادن ابراز کردن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
exhibiting ارائه دادن ابراز کردن
forthcomming اماده برای ارائه کردن
exhibit ارائه دادن ابراز کردن
exhibited ارائه دادن ابراز کردن
render ارائه دادن ترجمه کردن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
to put in منصوب کردن ارائه دادن
porrect منبسط کردن ارائه دادن
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produce اقامه کردن ارائه دادن سند
produces اقامه کردن ارائه دادن سند
produced اقامه کردن ارائه دادن سند
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
excess demand درخواست بیش از حد درخواست اضافی
To submit something to someone. چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
entreating درخواست کردن
solicits درخواست کردن
pray درخواست کردن
solicit درخواست کردن
prays درخواست کردن
entreat درخواست کردن
praying درخواست کردن
prayed درخواست کردن
solicited درخواست کردن
soliciting درخواست کردن
demanded درخواست کردن
entreated درخواست کردن
supplicate درخواست کردن
demand درخواست کردن
entreats درخواست کردن
to make an application [to apply] درخواست کردن
plead with درخواست کردن
apply درخواست کردن
applies درخواست کردن
demands درخواست کردن
applying درخواست کردن
imploring درخواست کردن از
implore درخواست کردن از
implored درخواست کردن از
implores درخواست کردن از
speak for <idiom> درخواست کردن
call mission درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
plead در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleads در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
pleaded در دادگاه اقامه یا ادعا کردن درخواست کردن
solicits درخواست یا تقاضا کردن از
to ask too much بیش از حد درخواست کردن
soliciting درخواست یا تقاضا کردن از
to a oneself for help درخواست کمک کردن
bones خواستن درخواست کردن
indents سفارش درخواست کردن
solicit درخواست یا تقاضا کردن از
call for fire درخواست اتش کردن
indenting سفارش درخواست کردن
to deny somebody a wish درخواست کسی را رد کردن
solicited درخواست یا تقاضا کردن از
indent سفارش درخواست کردن
bone خواستن درخواست کردن
requisitioned درخواست رسمی کردن
to apply for leave درخواست مرخصی کردن
requisition درخواست رسمی کردن
boned خواستن درخواست کردن
boning خواستن درخواست کردن
requisitioning درخواست رسمی کردن
requisitions درخواست رسمی کردن
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
to ask somebody for [about] something از کسی چیزی درخواست کردن
call for ..... under the credit درخواست کردن ..... تحت اعتبار
mission call درخواست پشتیبانی هوایی کردن
cryptoparts بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
applying درخواست کردن شامل حال بودن
to ask specifically about something چیزی را به طور خاص درخواست کردن
applies درخواست کردن شامل حال بودن
apply درخواست کردن شامل حال بودن
to call somebody to [for] something از کسی برای چیزی درخواست کردن
libeling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled هجو نامه یا توهین نامه افترا
lean on <idiom> اجبارشخص درقبول کردن درخواست باتحت فشارگذاشتن
requests تقاضا کردن درخواست کردن
apply صدق کردن درخواست کردن
petition دادخواهی کردن درخواست کردن
beg استدعا کردن درخواست کردن
applies صدق کردن درخواست کردن
petitioned دادخواهی کردن درخواست کردن
request تقاضا کردن درخواست کردن
cry off تقاضا کردن درخواست کردن
petitioning دادخواهی کردن درخواست کردن
petitions دادخواهی کردن درخواست کردن
requested تقاضا کردن درخواست کردن
requesting تقاضا کردن درخواست کردن
begs استدعا کردن درخواست کردن
begged استدعا کردن درخواست کردن
applying صدق کردن درخواست کردن
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
affidavits شهادت نامه قسم نامه
certificate رضایت نامه شهادت نامه
written agreement موافقت نامه پیمان نامه
credential گواهی نامه اعتبار نامه
certificates رضایت نامه شهادت نامه
get a fix on something <idiom> نامه الکترونی دریافت کردن
devised تعبیه کردن وصیت نامه
devises تعبیه کردن وصیت نامه
guarantee ضمانت نامه تضمین کردن
devising تعبیه کردن وصیت نامه
devise تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed ضمانت نامه تضمین کردن
guarantees ضمانت نامه تضمین کردن
to a. letter روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
type front نوعی روش تایپ کردن نامه ها
underwrite policy بیمه نامه را فهر نویسی کردن
to give notice to quit [one's residence] لغو کردن اجاره نامه [و ترک ساختمان]
testacy دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
fire call درخواست اتش توپخانه درخواست اتش
billet پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billets پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
processor کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
j scan ارائه جی
d display ارائه دی
b scan ارائه ب
g scan ارائه جی
j display ارائه جی
c display ارائه سی
presentment ارائه
b display ارائه ب
m scan ارائه ام
m display ارائه ام
exposure ارائه
c scan ارائه سی
exposures ارائه
d scan ارائه دی
shew ارائه
g display ارائه جی
representations ارائه
k display ارائه کی
k scan ارائه کی
exhibitions ارائه
exposal ارائه
production ارائه
representation ارائه
p display ارائه پی
p scan ارائه پی
presentations ارائه
range bearing display ارائه بی
offering ارائه
exhibition ارائه
h scan ارائه اچ
h display ارائه اچ
productions ارائه
f scan ارائه اف
displayed ارائه
displaying ارائه
adductor ارائه
ppi scan ارائه پی پی ای
displays ارائه
display ارائه
f display ارائه اف
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com