Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 185 (9 milliseconds)
English
Persian
freedom of the press
ازادی نگارش
Other Matches
emancipation proclamation
اعلامیه ازادی بردگان اعلامیهای که در اول ژانویه 3681 به وسیله ابراهام لینکلن رئیس جمهور امریکاصادر و به موجب ان به بردگان سیاهپوست امریکایی ازادی اعطا شد
version
نگارش
versions
نگارش
recordings
نگارش
recording
نگارش
meteorgraph
الت نگارش
pens
شیوه نگارش
penned
شیوه نگارش
dipartment of publications
اداره نگارش
penning
شیوه نگارش
record
یادداشت نگارش
depiction
نگارش تعریف
depictions
نگارش تعریف
department of publications
اداره نگارش
pen
شیوه نگارش
touch-typed
نگارش با روش پرماسی
surveillance video recording
نگارش ویدئوی نظارتی
touch-types
نگارش با روش پرماسی
stylistics
فن نگارش سبک شناسی
touch-type
نگارش با روش پرماسی
obscurantism
سبک نگارش مبهم
xylograph
نگارش روی چوپ
style
خامه سبک نگارش
touch-typing
نگارش با روش پرماسی
gutter press
نگارش هایامطبوعات پست
styling
خامه سبک نگارش
styles
خامه سبک نگارش
styled
خامه سبک نگارش
illusionism
نگارش یا توصیف منافر وهمی
surrealism
سبک نگارش خیالی سوررئالیسم
aerometeorograph
دستگاه نگارش عوامل هواسنجی
autobiographies
نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
autobiography
نگارش شرح زندگی شخصی بوسیلهء خود او
pnemograph
الت نگارش حرکات سینه هنگام تنفس
pick wickian
شبیه پیکویک قهرمان داستان نگارش چارلز دیکنز
moulage
انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
liberty
ازادی
enfranchisement
ازادی
emancipation
ازادی
looseness
ازادی
liberal
ازادی
liberals
ازادی
large n
ازادی
liberticide
ازادی کش
insubjection
ازادی
indpendence
ازادی
manumission
ازادی
freeness
ازادی
immunity
ازادی
option
ازادی
releases
ازادی
released
ازادی
release
ازادی
freedoms
ازادی
freedom
ازادی
independence
ازادی
options
ازادی
liberties
ازادی
liberation
ازادی
openness
ازادی
degree of freedom
درجه ازادی
paroles
ازادی مشروط
catholicity
ازادی فکر
degrees of freedom
درجات ازادی
conditional discharge
ازادی مشروط
freedom of seas
ازادی دریاها
economic freedom
ازادی اقتصادی
freedom of trade
ازادی تجارت
freedom of enterprise
ازادی تجارت
freedom of choice
ازادی انتخاب
freedom of belief
ازادی عقیده
freedom of the press
ازادی مطبوعات
relief
فراغت ازادی
freedom to choose
ازادی در انتخاب
habeas corpus
حکم ازادی
elbowroom
ازادی عمل
laissez-faire
ازادی تجارت
elbow room
ازادی عمل
edict of emancipation
منشور ازادی
freedom of experssion
ازادی بیان
advantages accruning from
ازادی مطبوعات
medal of freedom
مدال ازادی
statue of liberty
مجسمه ازادی
toleration
ازادی ازادگی
free enterprise
ازادی اقتصادی
freehand
ازادی در تصمیم
freehand
ازادی عمل
free will
ازادی اراده
manumission
ازادی برده
manumit
ازادی بخشیدن
civil liberty
ازادی مدنی
civil liberties
ازادی مدنی
market freedom
ازادی بازار
liberator
ازادی بخش
liberators
ازادی بخش
probation
ازادی مشروط
market freedom
ازادی تجاری
the champion of liberty
مدافع ازادی
probation
ازادی بقیدالتزام
paroling
ازادی مشروط
emancipatory
ازادی بخش
probational
ازادی بقیدالتزام
liberty of the press
ازادی مطبوعات
paroled
ازادی مشروط
liberty party
حزب ازادی
parole
ازادی مشروط
liberally
ازادی خواهانه
the champion of liberty
سنگ بسینه زن ازادی
nurse of liberty
پرورشگاه یا مهد ازادی
liberty of conscience
ازادی عقیده یا فکر
liberal school
مکتب ازادی اقتصادی
overindulgence
ازادی بیش از حد دادن
libertarianism
طرفداری از ازادی فردی
laissez faire
ازادی مطلق اقتصادی
freedom of entry and exit
ازادی ورود و خروج
latitudes
ازادی عمل وسعت
declaration of indulgence
اعلام ازادی دینی
probationary period
دوره ازادی مشروط
franchises
ازادی حق انتخاب امتیاز
liberal
ازادی خواه زیاد
franchise
ازادی حق انتخاب امتیاز
liberalism
اصول ازادی خواهی
latitude
ازادی عمل وسعت
laissez-faire
ازادی صادرات وواردات
free movement of capital
ازادی جابجایی سرمایه
libertarian
طرفدار ازادی اراده
liberals
ازادی خواه زیاد
laissez-faire
ازادی کسب و کار
free thought
ازادی فکر لامذهب
libertarians
طرفدار ازادی اراده
free thinking
ازادی از قیود مذهب
freewheeled
با ازادی حرکت وجنبش کردن
freewheels
با ازادی حرکت وجنبش کردن
disestablished
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablishes
کلیسا را از ازادی محروم کردن
disestablish
کلیسا را از ازادی محروم کردن
illiberal
متعصب مخالف اصول ازادی
nationalists
ملی گرا ازادی طلب
freewheel
با ازادی حرکت وجنبش کردن
the liberal party
حزب یا دسته ازادی خواه
ransom
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
ransoms
ازادی کسی یاچیزی راخریدن
Soc
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
four freedoms
ازادی در نطق و بیان عقیده
edict of emancipation
ازادی بی قید و شرط اعطا شد
scope
میدان دید ازادی عمل
nationalist
ملی گرا ازادی طلب
nationalists
ازادی خواه واستقلال طلب
jubilee
روز ازادی سال ویژه
jubilees
روز ازادی سال ویژه
nationalist
ازادی خواه واستقلال طلب
disestablishing
کلیسا را از ازادی محروم کردن
piscary
ازادی ماهیگیری در ابهای متعلق به غیر
liberalism
اعتقاد به ازادی ازلی و ابدی انسان
individualism
اصول ازادی فردی در سیاست واقتصاد
gold palm
نشان شرکت در جنگهای ازادی امریکا
manchester school
مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
parole
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroles
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
the open door
ازادی ورود بیگانگان به کشوری برای بازرگانی
paroling
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
paroled
ازادی زندانیان واسرا بقید قول شرف
four freedoms
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
mr. and mrs billiards
بیلیارد کیسه دار بین زن ومرد که زن ازادی ضربه دارد
convertibility
قابلیت تبدیل پول و اسعار ازادی خرید و فروش ارز درممالک مختلف
ticket of leave
سند ازادی مشروط زندانی محکوم به حبس ابد که ازطرف وزارت کشور صادر میشود
necessity
درCL به حالاتی اطلاق میشودکه عامل عمل به علت عدم ازادی اراده مسئول اعمال خود نیست
testacy
دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
topography
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
serfs
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
serf
درسیستم فئودالی به رعایای وابسته به زمین اطلاق می شد اگر چه برده نبودند لیکن فاقد ازادی واقعی محسوب می شدند
front de liberation national
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
phyrgian cap
یکجور کلاه مخروطی که اکنون انرا با کلاه ازادی یکی میدانند
magna charta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna carta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
rate integration gyro
ژایرویی با یک درجه ازادی که محور خروجی ان با مایع چسبناکی به محور دوران متصل شده
resistance force
جنبش مقاومت یا جنبش ازادی بخش انقلابی
freedom of seas
ازادی رفت وامد کشتی ها در خارج ازابهای ساحلی کشور مجاوردر زمان صلح بدون اینکه کسی بتواند به نحوی از انحامعترض انها بشود
economic liberalism
مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
liberalparty
حزب ازادی خواه یا ترقی خواه
individualism
فلسفه اصالت فردیت روش فکری که معتقد به ازاد گذاشتن فرد درجمیع امور و شئون است بدون انکه مصالح جمع این ازادی را محدود کند
optional claiming race
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
authoritarainism
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com