English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
infatute ازخرد بی بهره کردن
Other Matches
tontine تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
depriving بی بهره کردن
divest بی بهره کردن
divested بی بهره کردن
deprive بی بهره کردن
divests بی بهره کردن
divesting بی بهره کردن
deprives بی بهره کردن
operates از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
utilising بهره برداری کردن
utilize بهره برداری کردن
tapping بهره برداری کردن از
exploit بهره برداری کردن از
exploiting بهره برداری کردن از
tapped بهره برداری کردن از
utilised بهره برداری کردن
out law از حقوق بی بهره کردن
tap بهره برداری کردن از
exploits بهره برداری کردن از
utilizing بهره برداری کردن
utilises بهره برداری کردن
utilizes بهره برداری کردن
partook بهره داشتن طرفداری کردن
operate عمل کردن بهره برداری کردن
dispossess ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
operated عمل کردن بهره برداری کردن
operates عمل کردن بهره برداری کردن
exploitation بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
utilises مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilised مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizes مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
exploits از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
diminishing marginal productivity بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
interests بهره
efficiency بهره
yield بهره
gain بهره
exploited بهره ده
portions بهره
interest بهره
portion بهره
gained بهره
exploiters بهره کش
quotient بهره
quotients بهره
gains بهره
productive بهره زا
efficient بهره ور
exploiter بهره کش
yielded بهره
yields بهره
using بهره برداری
high interest بهره گران
high interest بهره سنگین
interest بهره [اقتصاد]
interest for delay بهره دیرکرد
usage بهره برداری
gavels بهره غیرمجاز
exploitation [utilization] بهره برداری
usages بهره برداری ها
utilisations بهره برداری ها
utilizations بهره برداری ها
gavel بهره غیرمجاز
benefic بهره بردار
advantage by illness بهره بیماری
bank interest بهره بانکی
efficiency بهره وری
cheap money پول با بهره کم
contango بهره دیرکرد
gain بهره تقویت
gain بهره برداری
gained بهره تقویت
gained بهره برداری
gains بهره تقویت
at % interest با بهره 21 درصد
abuse بهره کشی
compound interest بهره مرکب
shares بهره قسمت
shared بهره قسمت
share بهره قسمت
abusing بهره کشی
antenna gain بهره انتن
abuses بهره کشی
abused بهره کشی
gains بهره برداری
lot بهره قسمت
utilisation [British] بهره برداری
accrued interest بهره متعلقه
exploitative character منش بهره کش
exploited class طبقه بهره ده
exploiting class طبقه بهره کش
exploitation بهره کشی
exploitation بهره برداری
economic rent بهره اقتصادی
declaration of interest اعلام بهره
lot بخش بهره
deprival بی بهره سازی
dispossessor بی بهره سازنده
divestiture بی بهره سازی
divestment بی بهره سازی
economic rent بهره مالکانه
operation بهره برداری
factor payments بهره وسود
put out to interest به بهره گذاشتن
loan interest بهره وام
productive work کار بهره زا
legal interest بهره قانونی
voltage gain بهره ولتاژ
pure interest بهره خالص
sweatshops بهره کشخانه
resipatory quotient بهره تنفسی
productivity بهره وری
quantum yield بهره کوانتومی
rat of interest نرخ بهره
rate of interest نرخ بهره
utilization بهره برداری
lending rate بهره - نزولپول
optimising بهره بردن
passive debt وام بی بهره
interest rate نرخ بهره
interest سودیا بهره
interests سودیا بهره
laser gain بهره لیزر
transducer gain بهره دگرسازی
default interest بهره معوق
rq بهره تنفسی
sweatshop بهره کشخانه
bank rate نرخ بهره بانکی
royalties حق بهره برداری از چیزی
pure rate of interest نرخ بهره خالص
emergency operation بهره برداری اضطراری
primary gain بهره اصلی بیماری
paranosic gain بهره اصلی بیماری
exploitation of colonies بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor بهره کشی کارگر
prime rate نرخ بهره پایه
per capita productivity بهره وری سرانه
paranosis بهره کشی از بیماری
prime rate of interest نرخ بهره ترجیحی
secondary gain بهره ثانوی بیماری
epinosic gain بهره ثانوی بیماری
effective interest rate نرخ بهره موثر
gained سود بردن بهره
nominal interest rate نرخ بهره اسمی
average productivity بهره دهی متوسط
to put out money to interest پول به بهره گذاشتن
passives پدافندغیر عامل بی بهره
passive پدافندغیر عامل بی بهره
enjoy برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoying برخوردارشدن از بهره مندشدن از
sexual abuse بهره کشی جنسی
child abuse بهره کشی از کودک
gains سود بردن بهره
rate of yield نرخ بهره موثر
ready for use اماده بهره برداری
real interest rate نرخ بهره واقعی
real rate of interest نرخ بهره واقعی
utilization statistics امار بهره وری
gain سود بردن بهره
respiratory exchange index شاخص بهره تنفسی
underutilization of labor کم بهره گیری از کارگر
enjoys برخوردارشدن از بهره مندشدن از
royalty حق بهره برداری از چیزی
maximum value مقدار بهره برداری
high rate of interest نرخ سنگین بهره
interest free loan وام بدون بهره
money lender پول به بهره گذار
i paid the debt plus interest بدهی را با بهره ان دادم
landuse بهره وری از زمین
margin productivity حد بهره وری تولید
marginal productivity بهره وری نهائی
sweatshops کارگاه بهره کشی
interest profit عایدی حاصل از بهره
neutral rate of interest نرخ بهره خنثی
natural rate of interest نرخ بهره طبیعی
beneficiaries بهره بردار ذیحق
beneficiary بهره بردار ذیحق
money rate of interest نرخ بهره پولی
market rate of interest نرخ بهره بازار
high rate of interest نرخ بالای بهره
enjoyment بهره مند شدن از
factor productivity بهره دهی عوامل
operating cost هزینه بهره برداری
sweatshop کارگاه بهره کشی
principal and interest اصل پول و بهره
interest rate per annum نرخ بهره سالانه
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com