Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (41 milliseconds)
English
Persian
stare
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stared
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
stares
از روی تعجب ویاترس نگاه کردن
Other Matches
do a double take
<idiom>
با تعجب نگاه به کسی یا چیزی
keek
باچشم نیم باز نگاه ک ردن ازسوراخ نگاه کردن
muses
تعجب کردن
admire
تعجب کردن
mused
تعجب کردن
muse
تعجب کردن
admired
درشگفت شدن تعجب کردن
admires
درشگفت شدن تعجب کردن
gloat
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloated
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
look at me
بمن نگاه کن ظ 7بمن نگاه کنید
to crib
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to copy
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
to plagiarize
در امتحان
[با نگاه کردن روی همسایه]
تقلب کردن
regard
نگاه کردن
eyeing
نگاه کردن
eye
نگاه کردن
to watch
نگاه کردن
to look daggers
چپ چپ نگاه کردن
eyes
نگاه کردن
squints
چپ نگاه کردن
squinted
چپ نگاه کردن
squint
چپ نگاه کردن
leers
نگاه کج کردن
to set eyes on
نگاه کردن
to look on with
نگاه کردن
eying
نگاه کردن
leering
نگاه کج کردن
To look askance. To give a dirty look.
چپ چپ نگاه کردن
squinny
کج کج نگاه کردن
stares
رک نگاه کردن
dirty look
<idiom>
چپ چپ نگاه کردن
see
نگاه کردن
regarded
نگاه کردن
sees
نگاه کردن
stared
رک نگاه کردن
stare
رک نگاه کردن
regards
نگاه کردن
leer
نگاه کج کردن
to dwell on
نگاه کردن
leered
نگاه کج کردن
ogling
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogled
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogle
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
ogles
نگاه عاشقانه کردن با چشم غمزه کردن
gloating
خیره نگاه کردن
skewing
منحرف کج نگاه کردن
skew
منحرف کج نگاه کردن
to run through
نگاه اجمالی کردن در
glows
نگاه سوزان کردن
glow
نگاه سوزان کردن
glowed
نگاه سوزان کردن
gape
باشگفتی نگاه کردن
peeked
زیرچشمی نگاه کردن
thumb one's nose
<idiom>
با تنفر نگاه کردن
keek
نگاه دزدانه کردن
looks
نگاه کردن نگریستن
skews
منحرف کج نگاه کردن
gapes
باشگفتی نگاه کردن
gloated
خیره نگاه کردن
gloat
خیره نگاه کردن
peeks
زیرچشمی نگاه کردن
gazes
بادقت نگاه کردن
peeking
زیرچشمی نگاه کردن
gazing
بادقت نگاه کردن
gaping
خیره نگاه کردن
peek
زیرچشمی نگاه کردن
gapes
خیره نگاه کردن
gazes
خیره نگاه کردن
look up
نگاه کردن مراجعهای
gazed
بادقت نگاه کردن
looked
نگاه کردن نگریستن
gape
خیره نگاه کردن
look
نگاه کردن نگریستن
gaped
باشگفتی نگاه کردن
gaze
خیره نگاه کردن
gaze
بادقت نگاه کردن
gaped
خیره نگاه کردن
to stael a look
دزدانه نگاه کردن
look about
بهر سو نگاه کردن
gazing
خیره نگاه کردن
gazed
خیره نگاه کردن
gaping
باشگفتی نگاه کردن
to look a bout
بهر سو نگاه کردن
to look behind
پشت سر را نگاه کردن
to look down
با نگاه مطیع کردن
gloats
خیره نگاه کردن
glowers
خیره نگاه کردن
glowering
خیره نگاه کردن
glowered
خیره نگاه کردن
pry
فضولانه نگاه کردن
pry
بادقت نگاه کردن
pries
فضولانه نگاه کردن
gawking
بی خیال نگاه کردن
gawked
احمقانه نگاه کردن
gawked
بی خیال نگاه کردن
to have a look at something
بچیزی نگاه کردن
squinny
زیرچشمی نگاه کردن
glare
خیره نگاه کردن
glared
خیره نگاه کردن
glares
خیره نگاه کردن
gawk
بی خیال نگاه کردن
to look at somebody askance
به کسی چپ چپ نگاه کردن
stares
خیره نگاه کردن
stared
خیره نگاه کردن
stare
خیره نگاه کردن
gawk
احمقانه نگاه کردن
pries
بادقت نگاه کردن
pried
فضولانه نگاه کردن
to look at each other
به یکدیگر نگاه کردن
gawking
احمقانه نگاه کردن
to look through ones fingers
نگاه دزدانه کردن
goggling
چپ نگاه کردن گشتن
goggled
چپ نگاه کردن گشتن
goggle
چپ نگاه کردن گشتن
glim
نگاه اجمالی کردن
peer
با دقت نگاه کردن
gawks
بی خیال نگاه کردن
to make eyes at
عاشقانه نگاه کردن
gawks
احمقانه نگاه کردن
gorgonize
خیره نگاه کردن
glower
خیره نگاه کردن
pried
بادقت نگاه کردن
peered
با دقت نگاه کردن
peering
با دقت نگاه کردن
to look forward
نگاه کردن انتظارداشتن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
gaze
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leers
از گوشه چشم نگاه کردن
languishes
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languished
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
languish
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
leer
از گوشه چشم نگاه کردن
languishing
باچشمان پر اشتیاق نگاه کردن
teleview
به برنامههای تلویزیونی نگاه کردن
to d. into a book
نگاه مختصر بکتابی کردن
keep tabs on
<idiom>
نگاه کردن ،زیر نظرگرفتن
retain
ابقاء کردن نگاه داشتن
gazing
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gazed
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
leering
از گوشه چشم نگاه کردن
glowers
اخم کردن نگاه خیره
to drink in with ones eyes
بچشم خریداری نگاه کردن
leered
از گوشه چشم نگاه کردن
glowering
اخم کردن نگاه خیره
gawp
مات و احمقانه نگاه کردن
gazes
چشم دوختن زل زل نگاه کردن
gawped
مات و احمقانه نگاه کردن
gawping
مات و احمقانه نگاه کردن
gawps
مات و احمقانه نگاه کردن
glowered
اخم کردن نگاه خیره
to look one up and down
بالاوپایین کسیرا نگاه کردن
glower
اخم کردن نگاه خیره
retained
ابقاء کردن نگاه داشتن
celebrating
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrate
نگاه داشتن تقدیس کردن
celebrates
نگاه داشتن تقدیس کردن
oeillade
با کرشمه نگاه کردن غمزه
to look forward expectantly to the future
با انتظار به آینده نگاه کردن
snoop
نگاه تجسس امیز کردن
snooped
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
نگاه تجسس امیز کردن
snoops
نگاه تجسس امیز کردن
retains
ابقاء کردن نگاه داشتن
retaining
ابقاء کردن نگاه داشتن
give someone a black look
با خشم به کسی نگاه کردن
admiration
تعجب
surprize
تعجب
wonderment
تعجب
surprise
تعجب
wonders
تعجب
surprises
تعجب
wondering
تعجب
wonder
تعجب
wondered
تعجب
to look at
نگاه کردن به
[نگریستن به]
[به نظر آمدن]
to watch the clock
[با بیحوصلگی]
دائما به ساعت نگاه کردن
glances
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
pretty to look at
[to watch]
زیبا
[خوشگل]
برای نگاه کردن
glanced
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
filed
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
peep
باچشم نیم باز نگاه کردن
To look fondly at someone .
با نظر خریداری بکسی نگاه کردن
peeping
باچشم نیم باز نگاه کردن
glance
نگاه مختصرکردن نظر اجمالی کردن
gange
باسیم نازک نگاه داری کردن
to make eyes at
به چشم خاطرخواهی یاخریداری نگاه کردن
to paint a rosy picture of something
امیدوارانه به چیزی
[موضوعی]
نگاه کردن
peeped
باچشم نیم باز نگاه کردن
to shut in
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
peeps
باچشم نیم باز نگاه کردن
file
در بایگانی نگاه داشتن ضبط کردن
wonderingly
تعجب کنان
wonderer
تعجب کننده
faugh
علامت تعجب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com