Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
revenger
انتقام گیرنده
Other Matches
backward
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
backwards
کانال از گیرنده به فرستنده برای ارسال گیرنده
requests
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requesting
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
requested
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
request
سیگنال ارسالی توسط فرستنده به گیرنده وپرسش اینکه آیا گیرنده آماده دریافت داده است یا خیر.
signalling
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
revenged
انتقام
revenges
انتقام
revenge
انتقام
reprisal
انتقام
reprisals
انتقام
wanion
انتقام
vengeanee
انتقام
retaliation
انتقام
vindictive
انتقام
revenging
انتقام
vengeance
انتقام
avenger
دادگیر انتقام جو
vendettas
انتقام گیری
vendetta
انتقام گیری
avenging
انتقام کشیدن
avenges
انتقام کشیدن
to get back one's own
انتقام خودراگرفتن
nemesis
الهه انتقام
avenged
انتقام کشیدن
revenging
انتقام کشیدن
revenges
انتقام کشیدن
fury
روح انتقام
revenged
انتقام کشیدن
wreak
انتقام گرفتن
wreaked
انتقام گرفتن
wreaking
انتقام گرفتن
wreaks
انتقام گرفتن
revenge
انتقام کشیدن
avenge
انتقام کشیدن
vengeful
بشدت انتقام جو
venge
انتقام گرفتن
get even
<idiom>
انتقام گرفتن
nemesis
کینه جویی انتقام
to take vengeance on a person
ازکسی انتقام کشیدن
to a. one selt
انتقام خودرا کشیدن
to slake one's revenge
انتقام خودرا گرفتن
it savours of revenge
دلالت بر انتقام میکند
letters of reprisal
اجازه نامه انتقام
to slake one's revenge
اتش انتقام خودراخاموش کردن
to take vengeance on any one
تلافی بر سر کس در اوردن از کسی انتقام گرفتن
to be even witn any one
انتقام خودرا ازکسی گرفتن باکسی باربریاسراسربودن
it savours of revenge
بوی انتقام یاکینه جویی ازان می اید
To pay off someone. To settle old scores with someone.
با کسی تسویه حساب کردن ( انتقام جویی کردن )
consignee
گیرنده
sensor
گیرنده
recipient
گیرنده
recipients
گیرنده
reciptacle
گیرنده
payee
گیرنده
barrage reception
سد گیرنده
receptors
گیرنده
fetching
گیرنده
receptor
گیرنده
payees
گیرنده
prehensile
گیرنده
catchy
گیرنده
catchiest
گیرنده
assignee
گیرنده
prehensorial
گیرنده
prehensory
گیرنده
adopter
گیرنده
accipient
گیرنده
reciever
گیرنده
catchier
گیرنده
acceptor
گیرنده
touching
گیرنده
receivers
گیرنده
grantee
گیرنده
getter
گیرنده
receiver
گیرنده
addressees
گیرنده
catcher
گیرنده
addressee
گیرنده
borrowers
وام گیرنده
exempted , adressee
گیرنده استثنایی
acceptor level
تراز گیرنده
interoceptor
گیرنده درونی
beat receiver
گیرنده تداخلی
borrowers
قرض گیرنده
iterant
ازسر گیرنده
determiners
تصمیم گیرنده
distilling receiver
گیرنده تقطیر
loanee
وام گیرنده
grantee
انتقال گیرنده
proprioceptor
گیرنده عضلانی
grabber hand
دست گیرنده
high fidelity receiver
گیرنده رابط
fondler
اغوش گیرنده
inductance
گیرنده انرژی
feoffee
گیرنده تیول
exteroceptor
گیرنده برونی
determiner
تصمیم گیرنده
amateur receiver
گیرنده اماتور
interoceptor
گیرنده احشایی
chemoreceptor
گیرنده شیمیایی
donee
گیرنده هبه
pawnee
رهن گیرنده
clocker
گیرنده وقت
mortgagee
رهن گیرنده
passcatcher
گیرنده پاس
communication receiver
گیرنده مخابرات
concluder
نتیجه گیرنده
consignee
گیرنده امانت
distance receptor
گیرنده دوربرد
decision maker
تصمیم گیرنده
crystal set
گیرنده اشکارساز
nociceptor
گیرنده درد
offtake canal
کانال گیرنده
cessionary
انتقال گیرنده
donee
گیرنده هدیه
enteroceptor
گیرنده درونی
mechanic recepter
گیرنده مکانیکی
itching palm
دست گیرنده
pledgee
رهن گیرنده
auto radio
گیرنده اتومبیل
bailee
تحویل گیرنده
baroreceptor
گیرنده فشار
pledgee
وثیقه گیرنده
bribee
رشوه گیرنده
photoreceptor
گیرنده نور
catch of guage
گیرنده بارانسنج
cell receptor
گیرنده سلولی
donee
هبه گیرنده
opiate receptor
گیرنده افیونی
tube receiver
گیرنده لامپی
comprehensive
فرا گیرنده
tither
عشر گیرنده
jam
سد گیرنده پاس
jammed
سد گیرنده پاس
thermoreceptor
گیرنده دمایی
television receiver
گیرنده تلویزیونی
sound probe
گیرنده صوتی
single circuit receiver
گیرنده یک مداره
jams
سد گیرنده پاس
rejuvenescent
جوانی از سر گیرنده
receiving set
دستگاه گیرنده
volumetric receptor
گیرنده حجمی
two valve receiver
گیرنده دو لامپی
receivers
فرف گیرنده
transreceiver
فرستنده و گیرنده
transferee
انتقال گیرنده
striking
موثر گیرنده
strikingly
موثر گیرنده
transferee
تحویل گیرنده
trainee
تعلیم گیرنده
trainees
تعلیم گیرنده
receiver
دستگاه گیرنده
receiver
گیرنده رادیویی
receiver
فرف گیرنده
receivers
دستگاه گیرنده
receivers
گیرنده رادیویی
payee
گیرنده وجه
receiving set
گیرنده رادیویی
transceiver
فرستنده و گیرنده
radio receiver
گیرنده رادیویی
enteroceptor
گیرنده احشایی
payees
گیرنده وجه
decreasing
نقصان گیرنده
borrower
وام گیرنده
receiving antenna
انتن گیرنده
prepossessing
گیرنده جالب
acquisitive
فرا گیرنده
borrower
قرض گیرنده
holders
گیرنده اشغال کننده
borrowers
عاریه گیرنده مقترض
donee country
کشور کمک گیرنده
receivers
دستگاه گیرنده بی سیم
holder
گیرنده اشغال کننده
zero beat
تنظیم موج گیرنده
marginal borrower
وام گیرنده نهائی
mains receiving set
دستگاه گیرنده شبکه
determinants
تصمیم گیرنده عاجز
receptor
ستاره مساعد گیرنده
transceiver
دستگاه گیرنده فرستنده
receptors
ستاره مساعد گیرنده
iterative
ازسر گیرنده تکراری
feoffee
زعیم انتقال گیرنده
alienee
گیرنده مال موردانتقال
printing receiving apparatus
دستگاه گیرنده ثبات
long wave receiver
گیرنده موج بلند
receiver
دستگاه گیرنده بی سیم
borrower
عاریه گیرنده مقترض
receiver output volume
شدت صوت گیرنده
receiver gating
ولت افزایی گیرنده
catcher
فرفرههای گیرنده محصول
determinant
تصمیم گیرنده عاجز
color zones
مناطق گیرنده رنگ
address
نشانی گیرنده پیام
platform
رسانگر حامل گیرنده
platforms
رسانگر حامل گیرنده
periclinal
ازهمه سو شیب گیرنده
addressed
نشانی گیرنده پیام
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com