Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
out with him
اورا بیرون کنید
Other Matches
to turn out
بیرون دادن بیرون کردن سوی بیرون برگرداندن بیرون اوردن امدن
repeats
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeat
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
add
اضافه کنید زیاد کنید
adding
اضافه کنید زیاد کنید
adds
اضافه کنید زیاد کنید
prescan
خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
her
اورا
they proclaimed him sovereign
جلوس اورا
he was sent to england
اورا فرستادندبانگلستان
to strain at a gnat
ازدروازه بیرون نرفتن وازچشم سوزن بیرون رفتن
they intended to kill him
قصدکشتن اورا داشتند
they intended to kill him
میخواستند اورا بکشند
i had a great wish to see him
داشتم که اورا به بینم
He is called by this name.
اورا به این رسم می خوانند
He was not admitted to the university.
اورا به دانشگاه راه ندادند
We havent seen him for ages.
سالهاست اورا ندیده ایم
Such extravagances ruined him.
این ولخرجی ها اورا زمین زد
They consider him as an outsider .
اورا غریبه بحساب می آورند
I sent him on an errand.
اورا دنبال یک کاری فرستادم
I wish I could meet ( see ) her .
کاش می توانستم اورا ببینم
he was ordained priest
اورا بسمت کشیش گماشتند
His path was strewn with flowers .
مقدم اورا گلباران کردند
They gave him a sound thrashing .
اورا کتک مفصلی زدند
I wI'll get (persuade)him to sign .
اورا حاضر بامضاء می کنم
the instant i saw him
بمحض اینکه اورا دیدم
She was pretty when I saw her at close quarters .
از نزدیک که اورا دیدم خوشگه بود
The referee put a boycott on him .
داور اورا از بازی محروم کرد
I gave him a piece of my mind . I told him off. I gave him a good dressing down .
اورا شستم وگذاشتم کنار ( پر خاش )
Providence watches over him.
از عالم غیب اورا حفا ظت می کنند
he was engagedon probation
بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
the police are on his track
مامورین شهربانی اورا دنبال می کنند
Leave her alone.
اورا تنها (بحال خود ) بگذار
I reckoned him as my friend.
اورا دوست خود حساب می کردم
they a his death to poison
مرگ اورا ازخوردن زهرمی دانند
witjout
بی بدون بیرون بیرون از درخارج فاهرا
diver's mate
یار اب باز که اورا ازاب بالا می کشد
Everybody condemned his foolish behaviour .
همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
the churach built him up
کلیسا اورا تربیت یا تهذیب اخلاق کرد
She loves him in spite lf sll his faults .
با وجود تمام عیبهایش اورا دوست دارد
The bandits stripped him of all his belongines .
دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
she was her putative daughter
اورا دختری فرض میکرد مشهور بودکه وی دختراوست
he should better to led than
باید اورا دلالت کرد زور فایده ندارد
To squash someone .
تو دهن کسی زدن ( اورا خاموش وخفه کردن )
that book will immortalize him
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
extravasate
ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
eject
بیرون راندن بیرون انداختن
extrusion
بیرون اندازی بیرون امدگی
ejects
بیرون راندن بیرون انداختن
ejected
بیرون راندن بیرون انداختن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
ejecting
بیرون راندن بیرون انداختن
to hold any one to ransom
کسیرا در توقیف نگاه داشتن تااینکه با دادن فدیه اورا ازادکنند
antigone
دختری که همراه پدر نابینای خود به اتیکا رفت و تا زمان مرگ پدرش اورا خدمت کرد
retaining fee
وجهی که بطور مستمرپرداخت به وکیل پرداخت شودتا از خدمات حقوقی اومستمرا" استفاده شود یا اورا از قبول وکالت طرف مقابل بازدارند
off one's hands
بیرون از اختیار شخص بیرون از نظارت شخص
they rejected his proposition
پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
ease off
شل کنید
say no more
بس کنید
into a ball
نخ راگلوله کنید
hurry up
عجله کنید
suppose
فرض کنید
move out
حرکت کنید
i say
نگاه کنید
Turn (let) the dog loose.
سگ راباز کنید
make a hurry
عجله کنید
leontief table
نگاه کنید به :
keep at it
مداومت کنید
repeat
تکرار کنید
wait a second
تامل کنید
supposing
فرض کنید
vide infara
را نگاه کنید
push the door to
در راپیش کنید
recive
مصرف کنید
oyez
توجه کنید
caution
توجه کنید
cautioned
توجه کنید
cautioning
توجه کنید
cautions
توجه کنید
oyez
گوش کنید
supposes
فرض کنید
repeats
تکرار کنید
hold hard
صبر کنید
attention to orders
توجه کنید
accelerando
کم کم تند کنید
give it a wipe
انراخشک کنید
deleting
حذف کنید
deleted
حذف کنید
dele
پاک کنید
deletes
حذف کنید
have patience with me
با من حوصله کنید
delete
حذف کنید
wait a minute
یک دقیقه صبر کنید
wait a minute
اندکی صبر کنید
open
مروحه را باز کنید
wait a little
کمی صبر کنید
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
Please check the ...
لطفا ... را کنترل کنید.
Full tank, please.
لطفا باک را پر کنید.
off with his head
سرش را از تن جدا کنید
When will you depart?
کی شما حرکت می کنید؟
chains
مراجعه کنید به CATENA
try and came
کوشش کنید که بیائید
she your profit with him
سودخودرابا اوتقسیم کنید
do good to others
بدیگران نیکی کنید
opened
مروحه را باز کنید
opens
مروحه را باز کنید
wait a second
اندکی صبر کنید
check firing
عناصرتیر را بررسی کنید
Turn the water tap on .
شیر آب را باز کنید
observe silence
سکوت را رعایت کنید
cease engagement
درگیری را قطع کنید
Refer (turn over) to page 110.
به صفحه 110مراجعه کنید
NB
خوب دقت کنید
you do me injustice
در باره من بی عدالتی می کنید
Cash is in short supply these days .
از حقوق ماهانه ام کم کنید
record as target
اماج را ثبت کنید
continue your studies
تحصیلات خودرادنبال کنید
Please behave yourself . Please be courteous.
ادب را رعایت کنید
wait a second
یک خرده صبر کنید
Do you agree that …
آیا تصدیق می کنید که …
Notice the details!
توجه کنید به جزییات !
stack arms
تفنگها راچاتمه کنید
maydays
خطر کمک کنید
drop track
تعقیب را قطع کنید
trailed
هدف را تعقیب کنید
supra
ببالا نگاه کنید
trail
هدف را تعقیب کنید
I won't be talked into it!
من را نمیتوانید متقاعد کنید!
sus.per coll
حلق اویزش کنید
chain
مراجعه کنید به CATENA
infile
به ستون دو حرکت کنید
single file
به ستون یک حرکت کنید
KEEP LEFT
از سمت چپ حرکت کنید.
mayday
خطر کمک کنید
shift colors
پرچم را تعویض کنید
trailing
هدف را تعقیب کنید
trails
هدف را تعقیب کنید
avast
ایست توقف کنید
Offer him some chocolates.
به ایشان شکلات تعارف کنید
Drop me just before you get to the turning.
مرانرسیده ره سر پیچ پیاده کنید
Line up the children in order of height.
بچه ها رابترتیب قد بخط کنید
Please have my bill ready.
لطفا صورتحسابم را آماده کنید.
Enter it in the books .
آنرا دردفاتر وارد کنید
associated document
وقتی فایل را انتخاب می کنید
Erase ( clean ) the blackboard.
تخته سیاه راپاک کنید
drops
قطره سقوط کردن کم کنید
Act according to the previous procedure.
بترتیب گذشته عمل کنید
He helped me for my fathers sake.
بخاطر پدرم به من کمک کنید
Every day that you go unheeded, you need to count on that day
هر روز که بیفتید، باید در آن روز حساب کنید
Please heat up my food.
لطفا" غذایم را داغ کنید
clear and hold
منطقه را پاک و حفظ کنید
dropped
قطره سقوط کردن کم کنید
associated file
وقتی فایل را انتخاب می کنید
Which bank do you bank with?
با کدام بانک کار می کنید؟
Wont you have sweets (candies)
شیرینی میل نمی کنید ؟
Please consider my suggestion.
لطفا" به پیشنهاد من توجه کنید
Can you find your way out?
راهتان را به خارج می توانیدپیدا کنید ؟
drop
قطره سقوط کردن کم کنید
Please check the battery.
لطفا باطری را کنترل کنید.
repeat range
با همین مسافت تیراندازی کنید
up with it!
بلندش کنید بگذاریدش بالا
Can you help me?
ممکن است کمکم کنید؟
Please get it off !
[Please clean it up !]
لطفا این را پاک کنید !
Please don't wake me until 9 o'clock!
لطفا من را ساعت ۹ بیدار کنید!
identifying
مشاهده کردن شناسایی کنید
Do you feel hungry?
شما احساس گرسنگی می کنید؟
identified
مشاهده کردن شناسایی کنید
identify
مشاهده کردن شناسایی کنید
strangle
یاد شده را خاموش کنید
negative altitude
ارتفاع هواپیما را تصحیح کنید
o bey your parents
والدین خودرا اطاعت کنید
adjusts
میزان کردن تنظیم کنید
Please check the oil.
لطفا روغن را کنترل کنید.
Please sign here.
لطفا اینجا را امضا کنید.
Call a doctor quickly.
فورا پزشک خبر کنید.
KEEP RIGHT
از سمت راست حرکت کنید.
record firing
عناصر تیر را ثبت کنید
identifies
مشاهده کردن شناسایی کنید
Call an ambulance quickly.
فورا یک آمبولانس خبر کنید.
large spread
فاصله گلوله ها راکم کنید
plead for the widow
در حق بیوه زنان دادخواهی کنید
dropping
قطره سقوط کردن کم کنید
Please call the police.
لطفا پلیس را خبر کنید.
adjusting
میزان کردن تنظیم کنید
to leave him to him self
او را بحال خود واگذارید اورارها کنید
Handle the boxes with care.
جعبه ها رابا احتیاط جابجا کنید
where do you live
کجا زندگی می کنید یا منزل دارید
trailed
هدف رادر سمت ... تعقیب کنید
you are welcome to my book
بفرمایید از کتاب بنده استفاده کنید
You ought to coordinate(harmonize) your plans (programs).
باید برنامه هایتان را هم آهنگ کنید
see that he does it
مراقبت کنید که ان کار راانجام دهد
pray consider my case
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
Move along, please!
[in a crowd]
لطفا بجلو حرکت کنید!
[در جمعیتی]
Can you repair my car?
آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
Help me, my neighbours , so that i may be able to do my housekeeping.
<proverb>
همسا یه ها یارى کنید تا من شوهردارى کنم.
Follow signs for York.
به تابلوهای شهر یورک توجه کنید.
Cut a little more off the back.
یک کمی بیشتر عقب را کوتاه کنید.
Follow signs for York.
به علائم شهر یورک توجه کنید.
Please check the spear tyre, too.
لطفا تایر زاپاس را هم کنترل کنید.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com