English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
canalize ایجاد ابراه کردن
Other Matches
lay-bys ذخیره کردن ابراه عریض
lay-by ذخیره کردن ابراه عریض
lay by ذخیره کردن ابراه عریض
channels ابراه
waterway ابراه
channelled ابراه
channeled ابراه
waterways ابراه
canal ابراه
canals ابراه
channel ابراه
channeling ابراه
canaliculate ابراه مانند
canal ابراه ساختن
suez canal ابراه سوئز
canalization ابراه سازی
canal کاریز ابراه
inland waterway ابراه داخلی
canals کاریز ابراه
canals ابراه ساختن
inland waterway bill of lading بارنامه ابراه داخلی
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
inland waterway consignment note صورت ارسال بار از طریق ابراه داخلی
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
screeching ایجاد کردن
develop ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
create ایجاد کردن
creates ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
creating ایجاد کردن
engender ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
engendered ایجاد کردن
punch سوراخ ایجاد کردن
tempests توفان ایجاد کردن
construct ایجاد کردن ساخت
punched سوراخ ایجاد کردن
put out منتشرساختن ایجاد کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
reflating تورم ایجاد کردن
reflates تورم ایجاد کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
reflate تورم ایجاد کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
tempest توفان ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
breach ایجاد شکاف کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
breached ایجاد شکاف کردن
tide جزرومد ایجاد کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
mushroom بسرعت ایجاد کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
constructing ایجاد کردن ساخت
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
constructs ایجاد کردن ساخت
punches سوراخ ایجاد کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
clunk این صدا را ایجاد کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
clunks این صدا را ایجاد کردن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
calenture تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingled جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingle جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
to upset the applecart <idiom> مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
thermal transfer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithered ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax transfer printer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithers ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
AT command set مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
authorship ایجاد
productions ایجاد
creation ایجاد
origination ایجاد
constructions ایجاد
construction ایجاد
development ایجاد
developments ایجاد
production ایجاد
create ایجاد
creates ایجاد
generations ایجاد
creations ایجاد
bridging ایجاد پل
creating ایجاد
generation ایجاد
averaging ایجاد میانگین
housing ایجاد مسکن
irruption ایجاد ناگهانی
average ایجاد میانگین
averaged ایجاد میانگین
constructing ساختن یا ایجاد
scandalization ایجاد افتضاح
averages ایجاد میانگین
mythopoeia ایجاد افسانه
vacuolation ایجاد حفره
amounting ایجاد مجموعی از...
stylization ایجاد سبک
lenticulation ایجاد عدسی
creation date تاریخ ایجاد
lacrimation ایجاد اشک
system generation ایجاد سیستم
formed ایجاد یک شکل
forms ایجاد یک شکل
construct ساختن یا ایجاد
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com