Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (37 milliseconds)
English
Persian
reflecterize
ایجاد انعکاس کردن
reflectorize
ایجاد انعکاس کردن
Other Matches
projective
طرحی ایجاد شده بوسیله انعکاس یاتصویر
echoing
انعکاس صدا انعکاس موج
echoes
انعکاس صدا انعکاس موج
echoed
انعکاس صدا انعکاس موج
echo
انعکاس صدا انعکاس موج
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
illumination by reflection
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
ActiveX
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
precluding
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowling
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
preclude
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
precludes
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
create
ایجاد کردن
creating
ایجاد کردن
screeching
ایجاد کردن
creates
ایجاد کردن
develop
ایجاد کردن
engendering
ایجاد کردن
screech
ایجاد کردن
engenders
ایجاد کردن
screeched
ایجاد کردن
engender
ایجاد کردن
develops
ایجاد کردن
screeches
ایجاد کردن
engendered
ایجاد کردن
reflectance
انعکاس
reactional
انعکاس
replication
انعکاس
reflectiveness
انعکاس
reflection
انعکاس
reflexion
انعکاس
reaction
انعکاس
reactions
انعکاس
obstructs
ایجاد مانع کردن
reflate
تورم ایجاد کردن
obstruct
ایجاد مانع کردن
obstructed
ایجاد مانع کردن
put out
منتشرساختن ایجاد کردن
mushrooms
بسرعت ایجاد کردن
mushroom
بسرعت ایجاد کردن
reflates
تورم ایجاد کردن
mushroomed
بسرعت ایجاد کردن
breached
ایجاد شکاف کردن
inbreed
از یک نژاد ایجاد کردن
reflated
تورم ایجاد کردن
mushrooming
بسرعت ایجاد کردن
reflating
تورم ایجاد کردن
obstructing
ایجاد مانع کردن
discomfiting
ایجاد اشکال کردن
discomfits
ایجاد اشکال کردن
constructs
ایجاد کردن ساخت
punch
سوراخ ایجاد کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
constructed
ایجاد کردن ساخت
To set(create,establish)a precedent.
ایجاد سابقه کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
tempests
توفان ایجاد کردن
tide
جزرومد ایجاد کردن
construct
ایجاد کردن ساخت
tempest
توفان ایجاد کردن
breaches
ایجاد شکاف کردن
discomfited
ایجاد اشکال کردن
discomfit
ایجاد اشکال کردن
set off
<idiom>
بالانس ایجاد کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
constructing
ایجاد کردن ساخت
canalize
ایجاد ابراه کردن
reflexible
انعکاس پذیر
reflexible
قابل انعکاس
echo
انعکاس صدا
internal reflection
انعکاس درونی
echoed
انعکاس صدا
reflector
الت انعکاس
reflectors
الت انعکاس
echoing
انعکاس صدا
zigzag reflection
انعکاس متعدد
reflexivity
انعکاس پذیری
bottom bounce
انعکاس از کف دریا
echoes
انعکاس صدا
reflexibility
انعکاس پذیری
anechoic
بدون انعکاس
atmospheric refraction
انعکاس جوی
repercussion
انعکاس برگشت
reflecting power
قدرت انعکاس
reflection plane
صفحه انعکاس
reflectance
قابلیت انعکاس
first order reflection
انعکاس مرتبه یک
reflectance ink
جوهر انعکاس
deluged
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluges
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
work out
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
revolutionizing
در کشور ایجاد شورش کردن
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
beget
بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionising
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes
در کشور ایجاد شورش کردن
delays
خیری ایجاد کردن در چیزی
obsessing
ایجاد عقده روحی کردن
obsesses
ایجاد عقده روحی کردن
obsessed
ایجاد عقده روحی کردن
wham
باتصادم ایجاد صدا کردن
knock about
سرو صدا ایجاد کردن
obsess
ایجاد عقده روحی کردن
procreant
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
delay
خیری ایجاد کردن در چیزی
delaying
خیری ایجاد کردن در چیزی
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionised
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises
در کشور ایجاد شورش کردن
clunks
این صدا را ایجاد کردن
clunk
این صدا را ایجاد کردن
revolutionize
در کشور ایجاد شورش کردن
begetting
بوجود اوردن ایجاد کردن
revolutionized
در کشور ایجاد شورش کردن
begets
بوجود اوردن ایجاد کردن
rotational reflection axis
محور چرخش انعکاس
echo sounder
انعکاس سنج صدا
catacoustics
مبحث انعکاس صوت
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
nettles
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
nettle
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
vesiculate
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
twitter
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
blow
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blows
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
strangulate
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
speeches
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
twittered
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speech
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
twittering
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
twitters
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
baffle
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
antiphony
انعکاس یا جواب سرود وموسیقی
baffles
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
baffling
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
ice blink
سفیدی افق از انعکاس دریا
echo sounding
عمق یابی انعکاس صوت
homing mine
مین حساس به انعکاس امواج
baffled
صفحه انعکاس از پیشرفت بازداشتن
brightness
تغییر شدت انعکاس نور
coastal refraction
انعکاس ساحلی امواج رادیویی
catadioptrics
مبحث انعکاس و انکسار نور
echo suppression
جلوگیری یا تضعیف انعکاس صوت
calenture
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
sunlight
تابش افتاب انعکاس نور خورشید
snowblink
انعکاس نور خورشید بر روی برف یا یخ
photogene
انعکاس یا تصویر بعدی چیزی در شبکیه
fixed echo
انعکاس ثابت روی صفحه رادار
counter shed
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
to the echo
چنان بلند که تولید انعکاس صدا می نماید
active mine
مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
keying interval
فاصله زمانی بین دو انعکاس موج رادار
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
luminaire
دستگاه نورافکن مرکب ازحباب ودستگاه انعکاس نوروغیره
feedback
پس دهی فیدبک انعکاس انرژی ازمداری به مدار دیگر
terrain return
انعکاس تشعشع امواج زمینی روی صفحه رادار
sky man
انعکاس عکس برف یا زمین یاشکل ابها در ابرها
documenting
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
sky glow
انعکاس نور یک جنگ افزار یاشعله دهانه ان در صفحه اسمان
side tone
انعکاس صوت دریک مداربعلت مجاورت با مدار صوتی دیگر
jingle
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifts
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart
<idiom>
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
lifted
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
glare
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
thermal transfer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithers
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dither
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax transfer printer
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
balances
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
balance
خط ارتباطی که از هر سه توسط یک مدار متعادل بسته شده است تا از انعکاس سیگنال جلوگیری کند
AT command set
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy
کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com