English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
wham باتصادم ایجاد صدا کردن
Other Matches
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowl صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowls صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
engendered ایجاد کردن
develops ایجاد کردن
screeches ایجاد کردن
create ایجاد کردن
screeching ایجاد کردن
creates ایجاد کردن
creating ایجاد کردن
screech ایجاد کردن
engenders ایجاد کردن
screeched ایجاد کردن
engendering ایجاد کردن
develop ایجاد کردن
engender ایجاد کردن
breach ایجاد شکاف کردن
mushrooms بسرعت ایجاد کردن
breaches ایجاد شکاف کردن
mushroom بسرعت ایجاد کردن
breached ایجاد شکاف کردن
mushrooming بسرعت ایجاد کردن
reflate تورم ایجاد کردن
reflated تورم ایجاد کردن
inbreed از یک نژاد ایجاد کردن
reflates تورم ایجاد کردن
reflating تورم ایجاد کردن
mushroomed بسرعت ایجاد کردن
put out منتشرساختن ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent. ایجاد سابقه کردن
tempests توفان ایجاد کردن
punches سوراخ ایجاد کردن
set off <idiom> بالانس ایجاد کردن
obstructs ایجاد مانع کردن
construct ایجاد کردن ساخت
tide جزرومد ایجاد کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
constructs ایجاد کردن ساخت
obstructed ایجاد مانع کردن
obstructing ایجاد مانع کردن
constructed ایجاد کردن ساخت
canalize ایجاد ابراه کردن
constructing ایجاد کردن ساخت
reflecterize ایجاد انعکاس کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
tempest توفان ایجاد کردن
reflectorize ایجاد انعکاس کردن
punched سوراخ ایجاد کردن
punch سوراخ ایجاد کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
deluges غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged غرق کردن طوفان ایجاد کردن
work out در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
screak صدای گوشخراش ایجاد کردن
revolutionized در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing در کشور ایجاد شورش کردن
obsess ایجاد عقده روحی کردن
revolutionize در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses ایجاد عقده روحی کردن
obsessed ایجاد عقده روحی کردن
revolutionizes در کشور ایجاد شورش کردن
obsessing ایجاد عقده روحی کردن
delaying خیری ایجاد کردن در چیزی
delay خیری ایجاد کردن در چیزی
begetting بوجود اوردن ایجاد کردن
begets بوجود اوردن ایجاد کردن
leave a bad taste in one's mouth <idiom> حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
delays خیری ایجاد کردن در چیزی
beget بوجود اوردن ایجاد کردن
procreant وابسته به ایجاد کردن یا زادن
screeck صدای گوشخراش ایجاد کردن
clunks این صدا را ایجاد کردن
clunk این صدا را ایجاد کردن
revolutionised در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionises در کشور ایجاد شورش کردن
knock about سرو صدا ایجاد کردن
speeches صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
speech صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
strangulate خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
blows در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blow در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
loophole سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettle ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
twitters صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twitter صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittering صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
loopholes سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettles ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
plash صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
whish : صدای حرف "سین " ایجاد کردن
vesiculate حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
stave شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
calenture تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
counter shed پودکشی [عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
jingle جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingled جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart <idiom> مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی [اصطلاح مجازی]
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
dithers ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax transfer printer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
dithered ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
algebra ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
AT command set مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
service شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
document عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documenting عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
serviced شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
documented عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
graphics پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
deletion روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twang صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
creating ایجاد
origination ایجاد
bridging ایجاد پل
production ایجاد
creation ایجاد
creates ایجاد
productions ایجاد
create ایجاد
generation ایجاد
construction ایجاد
authorship ایجاد
constructions ایجاد
development ایجاد
creations ایجاد
developments ایجاد
generations ایجاد
creation date تاریخ ایجاد
stylization ایجاد سبک
resonance ایجاد طنین
isochronism ایجاد همزمانی
structuralization ایجاد ساختمان
money creation ایجاد پول
surging ایجاد موج
lactation ایجاد شیر
irruption ایجاد ناگهانی
housing ایجاد مسکن
spermatogenesis ایجاد نطفه
capital creation ایجاد سرمایه
constructs ساختن یا ایجاد
construct ساختن یا ایجاد
polarization ایجاد دو قطب
originationu ایجاد ابداع
rake in the money <idiom> ایجاد تعجب
lacrimation ایجاد اشک
vacuolation ایجاد حفره
territorialization ایجاد ناحیه
originative ایجاد کننده
causer ایجاد کننده
resonances ایجاد طنین
constructing ساختن یا ایجاد
orogenesis ایجاد کوه
stimulation ایجاد محرک
constructed ساختن یا ایجاد
stockades ایجاد مانع
pitting ایجاد حفره
preclusion ایجاد مانع
obstruction ایجاد مانع
windowing ایجاد پنجره
contouring ایجاد طرح
obstructions ایجاد مانع
creation of money ایجاد پول
averaged ایجاد میانگین
make waves <idiom> ایجاد دردسر
amount ایجاد مجموعی از...
average ایجاد میانگین
furunculosis ایجاد کورک
scandalization ایجاد افتضاح
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com