Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
English
Persian
breast
باسینه دفاع کردن
breasts
باسینه دفاع کردن
Other Matches
samisch variation
واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence
دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence
دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
defended
دفاع کردن
to make a d.
دفاع کردن
defended
دفاع کردن از
advocated
دفاع کردن
defend
دفاع کردن
defend
دفاع کردن از
answer
دفاع کردن
answered
دفاع کردن
answering
دفاع کردن
propugn
دفاع کردن از
answers
دفاع کردن
say a good word for
دفاع کردن
implead
دفاع کردن
fend
دفاع کردن
asserted
دفاع کردن از
defending
دفاع کردن از
defending
دفاع کردن
assert
دفاع کردن از
makki
دفاع کردن
to stick up for
دفاع کردن از
buckler
دفاع کردن
advocates
دفاع کردن
plead
دفاع کردن
asserts
دفاع کردن از
advocate
دفاع کردن
deraign
دفاع کردن
ward off
دفاع کردن
defends
دفاع کردن از
pleads
دفاع کردن
defends
دفاع کردن
to defend
[from]
دفاع کردن
[از]
pleaded
دفاع کردن
asserting
دفاع کردن از
advocating
دفاع کردن
parries
سد کردن دفاع مستقیم
parried
سد کردن دفاع مستقیم
parry
سد کردن دفاع مستقیم
speak out
<idiom>
دفاع کردن از چیزی
parrying
سد کردن دفاع مستقیم
defenses
دفاع کردن استحکامات
defence
دفاع کردن استحکامات
assert oneself
از حق خود دفاع کردن
to keep at bay
دفاع کردن درمقابل
champion
مبارزه دفاع کردن از
championing
مبارزه دفاع کردن از
champions
مبارزه دفاع کردن از
bay
دفاع کردن درمقابل
championed
مبارزه دفاع کردن از
bays
دفاع کردن درمقابل
defense
دفاع کردن استحکامات
bayed
دفاع کردن درمقابل
baying
دفاع کردن درمقابل
to defend oneself
[against]
از خود دفاع کردن
[درمقابل]
detachment parry
دفاع با دور کردن شمشیرحریف
mayhen
ازوسیله دفاع محروم کردن
eot geo reo
باز کردن دفاع ضربدری
bield
شجاع شدن دفاع کردن
to act in self-defence
دفاع از خود اقدام
[حرکت]
کردن
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion
دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
defense
دفاع وزارت دفاع
one on one
دفاع یارگری دفاع تک به تک
vindicated
دفاع کردن از محقق کردن
vindicates
دفاع کردن از محقق کردن
vindicating
دفاع کردن از محقق کردن
vindicate
دفاع کردن از محقق کردن
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense
دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
brief
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefest
خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
answer
دفاع
one man block
تک دفاع
parry
دفاع
defense
دفاع
parries
دفاع
pleading
دفاع
czech defence
دفاع چک
uncovered
بی دفاع
parried
دفاع
parrying
دفاع
answered
دفاع
answering
دفاع
answers
دفاع
advocation
دفاع
apologias
دفاع
tae
دفاع با پا
blocks
دفاع
munition
دفاع
apologia
دفاع
vindication
دفاع
defended
دفاع
block
دفاع
defenses
دفاع
defend
دفاع
advocacy
دفاع
blocked
دفاع
fencing
دفاع
defends
دفاع
defending
دفاع
defence
دفاع
internal defense
دفاع داخلی
philidor's defence
دفاع فیلیدور
russian defence
دفاع روسی
legitimate defence
دفاع مشروع
perceptual defense
دفاع ادراکی
scandinavian defence
دفاع اسکاندیناویایی
yogoslav defence
دفاع پیرک
pierce the block
شکافتن دفاع
opening
شکافتن دفاع
openings
شکافتن دفاع
ego defence
دفاع خود
parry of debate
دفاع درمنافره
dog
دفاع بسته
penetrate
نفوذ در دفاع
mikazuki uke ushiro geri
دفاع هلالی
tenability
دفاع پذیری
morote uke
دفاع دوتایی
morote uke
دفاع با دست
dutch attack
دفاع برد
soto uke
دفاع از خارج
dogging
دفاع بسته
backfield
دفاع نفوذی
alekhine's defence
دفاع الخین
dogs
دفاع بسته
defensible
دفاع پذیر
defense in depth
دفاع در عمق
defense in place
دفاع در محل
nagashi uke
دفاع پرسی
in self defence
برای دفاع
defensive
منطقه دفاع
polish defence
دفاع لهستانی
position defense
دفاع موضعی
position defense
دفاع یا پدافندثابت
stand
دفاع مداوم
active defense
دفاع عامل
damiano's defence
دفاع دامیانو
composite defense
دفاع مرکب
fencible
قابل دفاع
summetrical defence
دفاع متقارن
self defence
دفاع مشروع
d. armour
اسلحه دفاع
simple parry
دفاع ساده
war department
وزارت دفاع
semi circular parry
دفاع نیمدایره
plea of accused
دفاع متهم
untenable
غیرقابل دفاع
self protection
دفاع از نفس
indefensibility
دفاع ناپذیری
the right of self-defence
حق دفاع از خود
achi komi
دفاع فشاری
pirc defence
دفاع پیرک
yogoslav defence
دفاع یوگوسلاو
pillsbury defence
دفاع پیلزبری
defensible
قابل دفاع
fullback
دفاع پوششی
defendants
دفاع کننده
classical variation
دفاع ارتدوکس
closed variation
دفاع تاراش
secretary of defense
وزیر دفاع
secretary of state for defence
وزیر دفاع
secretary of defence
وزیر دفاع
defendant
دفاع کننده
age ake
دفاع بالارونده
vindicative
دفاع کننده
meran defence
دفاع مران
anti menchanized defense
دفاع ضدمکانیزه
offensive block
دفاع تهاجمی
juji uke
دفاع ضربدری
indefensible
غیرقابل دفاع
two knights' defence
دفاع دو اسب
double guard
دفاع با دو دست
uchi uke
دفاع از داخل
department of defense
وزارت دفاع
national defense
دفاع ملی
national defence
دفاع ملی
replication
رونوشت دفاع
extended defense
دفاع گسترده
janisch defence
دفاع شلیمان
zones
دفاع منطقهای
zone
دفاع منطقهای
robatsch defence
دفاع روباتش
deliberate defense
دفاع بافرصت
self-defence
دفاع از خود
coverage
دفاع پوششی
janisch defence
دفاع یانیش
right of self defence
حق دفاع مشروع
kwon
دفاع با دست
opened
خط بازبی دفاع
open
خط بازبی دفاع
open
بی دفاع واریز نش
daylight
نفوذ در دفاع
kake uke
دفاع قلابی
catenaccio
دفاع بتونی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com