English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
to charm asleep با افسون خواب کردن
Other Matches
charm :افسون کردن
fascinated افسون کردن
fascinate افسون کردن
ensorcel [American] [literary] افسون کردن
ensorcell [literary] افسون کردن
enchant افسون کردن
enchants افسون کردن
bewitch افسون کردن
becharm افسون کردن
witches افسون کردن
fascinates افسون کردن
witch افسون کردن
bewitch افسون کردن
bewitches افسون کردن
ensorcel افسون کردن
enchant افسون کردن
bewitched افسون کردن
to conjure a way با افسون دور کردن
voodoo جادوگری افسون کردن
voudou جادوگری افسون کردن
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
dreamier خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
morpheus الهه خواب خواب پرور
somnific خواب اور خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
hypnagogic خواب اور خواب کننده
hypnogogic خواب اور خواب کننده
to put to bed خواب کردن
to rock to sleep خواب کردن
sopite خواب کردن
to lull to sleep خواب کردن
waked از خواب بیدار کردن رد پا
wake از خواب بیدار کردن رد پا
to break the sleep از خواب بیخواب کردن
drowses خواب الود کردن
drowse خواب الود کردن
hypnotizing خواب هیپنوتیزم کردن
wakes از خواب بیدار کردن رد پا
hypnotize خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotises خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizing بطورمصنوعی خواب کردن
siestas خواب بعدازفهر کردن
hypnotized بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotised خواب هیپنوتیزم کردن
drowsing خواب الود کردن
hypnotizes بطورمصنوعی خواب کردن
siesta خواب بعدازفهر کردن
get off to sleep خواب کردن خواباندن
drowsed خواب الود کردن
hypnotised بطورمصنوعی خواب کردن
spelled افسون
spell افسون
sirenian افسون گر
incantation افسون
incantations افسون
conjuration افسون
juju افسون
fascination افسون
charm افسون
charm :افسون
bewitchment افسون
enchantments افسون
enchantment افسون
bewitchery افسون
spells افسون
rises از خواب برخاستن طغیان کردن
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
spellbound افسون شده
incantations افسون گری
witching افسون کننده
cantation افسون گری
incantation افسون گری
spell bound افسون شده
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
drowze چرت زدن خواب الود کردن
incantation افسون خوانی جادوگری
glamour افسون زرق و برق
incantations افسون خوانی جادوگری
glamor افسون زرق و برقbroadsword
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
black paternoster افسون برضد روح پلید
He is fast asleep. خواب خواب است
They have successfully managed the balancing act between retaining the rustic charm and modern conversion. آنها با موفقیت توانستند تعادل بین افسون روستایی و تبدیل مدرن را ایجاد کنند.
to have pins and needles مور مور کردن [در اثر خواب رفتگی]
shut-eye خواب
isocline هم خواب
sleepless بی خواب
asleep خواب
noctambulation خواب
bedfellow هم خواب
bedfellows هم خواب
post dormitum پس خواب
napping خواب
dreaming خواب
dreamed خواب
sleeps خواب
sleep خواب
dream خواب
naps خواب
napped خواب
dreams خواب
nap خواب
sleeping خواب
noctambulism خواب
watchfulness بی خواب
floor gully کف خواب
fluff خواب پارچه
fluffs خواب پارچه
slumbery خواب اور
somnolent خواب الود
fluffing خواب پارچه
sleep spindles دوکهای خواب
slumbrous خواب اور
oversleep خواب ماندن
bedtime وقت خواب
mesmerism خواب مغناطیسی
maya خواب و خیال
slumbery خواب الود
bedtimes وقت خواب
oversleeps خواب ماندن
parasomnia نابهنجاری خواب
silent hours ساعات خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
lights out ساعت خواب
slumb خواب ژور
oneirocritic خواب تعبیر کن
sleepiness خواب الودی
sleeplike مثل خواب
sleeplike خواب مانند
slumb خواب الود
lay خواب طناب
oversleeping خواب ماندن
somniloquy خواب گفتاری
sleep center مرکز خواب
sleep deprivation محرومیت از خواب
watchful بی خواب دقیق
pajama لباس خواب
slumberous خواب الود
drowsy خواب الود
slumberous خواب اور
dreamlike خواب مانند
sleep talking خواب گفتاری
lays خواب طناب
wool-gathering خواب و خیال
night clothes جامه خواب
night robe لباس خواب
dozy خواب الود
night suit جامه خواب
doziest خواب الود
profound sleep خواب سنگین
predormitum پیش خواب
night gown خواب جامه
pile خواب پارچه
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
narcosis خواب شیمیایی
opiates خواب اور
opiate خواب اور
drowsiest خواب الود
drowsier خواب الود
piled خواب پارچه
dozier خواب الود
soporific خواب اور
dreams خواب دیدن
overslept خواب ماندن
dreaming خواب دیدن
dreamed خواب دیدن
narcitic خواب اور
Beauty sleep . خواب ناز
dream خواب دیدن
siestas خواب نیمروز
hypnotic خواب اور
sleepier خواب الود
narcolepsy حمله خواب
dreamt خواب دیدن
hypnosis خواب مصنوعی
hypnosis خواب در اثرتلقین
hypnosis خواب هیپنوتیزم
hypnotic تولیدکننده خواب
noctambulant در خواب راه رو
sleepy خواب الود
sleepiest خواب الود
siesta خواب نیمروز
the new of dreams عالم خواب
coved cornice قرنیز کف خواب
hypnology خواب شناسی
hypnologist خواب شناس
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com