English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (39 milliseconds)
English Persian
impact با شدت اصابت کردن ضربت
impacts با شدت اصابت کردن ضربت
Other Matches
strike اصابت اعتصاب کردن
strikes اصابت اعتصاب کردن
hit اصابت کردن به هدف زدن
hitting اصابت کردن به هدف زدن
hits اصابت کردن به هدف زدن
bump ضربت ضربت حاصله دراثر تکان سخت
shocks ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
shocked ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
shock ضربت زدن ضربت عمل غافلگیری
best gold تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
to hit اصابت کردن [برخورد کردن] [ضربه زدن ] [زدن]
knockouts ویران کردن ضربت قاطع
to sustain a shock ضربت خوردن وپایداری کردن
knockout ویران کردن ضربت قاطع
backhands باپشت راکت ضربت وارد کردن
backhand باپشت راکت ضربت وارد کردن
slog ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogs ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogged ضربت سخت زدن پرتاب کردن
slogging ضربت سخت زدن پرتاب کردن
hits اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hit اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
whack صدای ضربت ضربت
whacks صدای ضربت ضربت
hitting اصابت
accessing اصابت
impingement اصابت
accesses اصابت
hits اصابت
accessed اصابت
hit اصابت
access اصابت
impact area محل اصابت
hits اصابت گلوله
hit ratio نسبت اصابت
impact point نقطه اصابت
shots اصابت کرده
impact pressure فشار اصابت
impacts اصابت گلوله
impact اصابت گلوله
point of impact نقطه اصابت
hit اصابت موفقیت
hit اصابت گلوله
line of impact خط اصابت گلوله
direct hit اصابت مستقیم
direct hits اصابت مستقیم
surface of impact سطح اصابت
hits اصابت موفقیت
hitting اصابت گلوله
thunderstroke اصابت صاعقه
hitting اصابت موفقیت
onset هجوم اصابت
shot اصابت کرده
attacks اصابت یا نزول ناخوشی
impact اصابت اثر شدید
attack اصابت یا نزول ناخوشی
beatten zone منطقه مورد اصابت
impact registration ثبت مرکز اصابت
burst محل اصابت گلوله
bursts محل اصابت گلوله
biting angle کوچکترین زاویه اصابت
impact point محل اصابت گلوله
point of impact محل اصابت گلوله
attacked اصابت یا نزول ناخوشی
angle of incidence زاویه اصابت گلوله
impacts اصابت اثر شدید
impact area منطقه اصابت گلوله ها
center of impact registration ثبت مرکز اصابت
effective pattern منطقه اصابت موثر
single shot hit probability احتمال اصابت یک گلوله به هدف
vertical probable error خطای اصابت قائم گلوله
the lot fell upon me قرعه بنام من اصابت کرد
pattern نقشه طرح اصابت گلوله ها
impact pressure نیروی اصابت فشار ترکش
patterns نقشه طرح اصابت گلوله ها
surface of impact سطح مماس بر نقطه اصابت گلوله
absolute deviation انحراف اصابت گلوله تا مرکز هدف
direct hits گلولهای که مستقیم به هدف اصابت کند
direct hit گلولهای که مستقیم به هدف اصابت کند
impact registration ثبت تیر بروش مرکز اصابت
bull's-eyes قلب هدف تیری که بهدف اصابت کند
bull's eye قلب هدف تیری که بهدف اصابت کند
bomb impact plot بردن محل اصابت بمب روی نقشه
course line shot تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
grand slams علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
grand slam علامت اینکه کلیه هواپیماهای دیده شده مورد اصابت قرارگرفتند
set forward جهش یا حرکت بجلو بوسیله قطعات داخلی گلوله در هنگام اصابت
flukes یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
fluke یکنوع ماهی پهن دارای دو انتهای نوک تیز اصابت اتفاق
thumped ضربت
coup ضربت
coups ضربت
knoit ضربت
strike ضربت
larrup ضربت
thumping ضربت
hew ضربت
thump ضربت
hewing ضربت
hews ضربت
jars ضربت
jarred ضربت
jar ضربت
inflicter ضربت زن
inflictor ضربت زن
slapping ضربت
hewed ضربت
jow ضربت
thumps ضربت
blow ضربت
canvassing ضربت
bats ضربت
bat ضربت
dinge ضربت
ding ضربت
buffs ضربت
buff ضربت
buffet ضربت
buffeted ضربت
buffeting ضربت
buffets ضربت
skelp ضربت
skelpit ضربت
slipe ضربت
batted ضربت
canvasses ضربت
blows ضربت
plunk ضربت
slapped ضربت
stroke ضربت
stroked ضربت
stroking ضربت
slap ضربت
strikes ضربت
concussion ضربت
canvass ضربت
canvassed ضربت
dint ضربت
bump ضربت
biffs ضربت
percussion ضربت
shock ضربت
biffing ضربت
pounds ضربت
pounding ضربت
whang ضربت
thwack ضربت
pounded ضربت
biff ضربت
biffed ضربت
thwacks ضربت
thwacked ضربت
pound ضربت
strokes ضربت
shocked ضربت
thwacking ضربت
shocks ضربت
slaps ضربت
contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتی وسیله ممانعت از انفجار دراثر اصابت
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
skittle که در طی که توپی بطرف میخ پرتاب میکنند ودرصورت اصابت به میخ برنده محسوب میشوند
ping صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinging صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
dud probability درصد احتمال عمل نکردن گلوله یا اصابت نکردن ان
bilateral spotting دیدبانی مضاعف محل اصابت گلوله دیدبانی دو جانبه
shocked صدمه ضربت
slap ضربت سریع
shocks ضربت سخت
countered ضربت متقابل
countered ضربت زدن ضد
counter ضربت متقابل
crack شکاف ضربت
repost ضربت سریع
thrusting ضربت فشار
swiping ضربت سخت
shock صدمه ضربت
concussion ضربت سخت
thrust ضربت فشار
riposting ضربت سریع
countering ضربت زدن ضد
countering ضربت متقابل
swipe ضربت سخت
shock ضربت سخت
swiped ضربت سخت
thrusts ضربت فشار
counter ضربت زدن ضد
slog ضربت سخت
bruised ضربت دیدن
dents جای ضربت
bruises ضربت دیدن
bruising ضربت دیدن
denting جای ضربت
sock ضربت زدن
hack ضربت بریدن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com