English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
scow با قایق چهارگوش حمل کردن
Other Matches
canopies روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopy روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
square چهارگوش کردن مربع کردن
squaring چهارگوش کردن مربع کردن
squares چهارگوش کردن مربع کردن
squared چهارگوش کردن مربع کردن
lubber's line علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
four-square چهارگوش
rectangles چهارگوش
pane چهارگوش
quadrilaterals چهارگوش
quadrilateral چهارگوش
rectangle چهارگوش
quadrangular چهارگوش
panes چهارگوش
quadrant gular چهارگوش
foursquare لوزی چهارگوش
squarely بشکل چهارگوش
mast frame قاب چهارگوش
diamond charge خرج چهارگوش
squarish تاحدی چهارگوش
traffic stud گلمیخ چهارگوش
four point suspension اویزش چهارگوش
quadrant gularly بشکل چهارگوش
intertriglyph چهارگوش افریز
box tool قلم تراش چهارگوش
demi-metope [نیمه چهارگوش افریز]
Golden rectangle پایه های چهارگوش
quarrying شیشه الماسی چهارگوش
rhomboid muscle ماهیچه چهارگوش معین
quarry شیشه الماسی چهارگوش
quarries شیشه الماسی چهارگوش
thornback ماهی پهن چهارگوش خاردار
blocky قالب دار ساختمان چهارگوش
quad rangle چهارگوش چاردیواری که ساختمانهائی گرداگرد ان باشد
tessellate بصورت سنگهای چهارگوش کوچک دراوردن
cape chisel قلمی برای کندن شکاف یاکنجهای چهارگوش
ray ماهی چهارگوش عمق زی که از حلزون تغذیه میکند
tacking سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
bag قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
bags قطعه برزنت چهارگوش وصل به زمین بعنوان پایگاه
swamps غرق کردن قایق
broaches سوراخ کردن قایق
broaching سوراخ کردن قایق
swamping غرق کردن قایق
capsize واژگون کردن قایق
swamped غرق کردن قایق
swamp غرق کردن قایق
boat قایق رانی کردن
boats قایق رانی کردن
barge با قایق حمل کردن
capsized واژگون کردن قایق
barged با قایق حمل کردن
barges با قایق حمل کردن
broach سوراخ کردن قایق
broached سوراخ کردن قایق
capsizing واژگون کردن قایق
capsizes واژگون کردن قایق
biretta یکجور کلاه چهارگوش که کشیشان کلیسای کاتولیک روم بر سر می گذارند
bail عمل خارج کردن اب قایق
ground tackle وسیله مهار کردن قایق
ship water نفوذ کردن اب بداخل قایق
cast off باز کردن طناب قایق
mortarboards کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
mortarboard کلاه مسطح چهارگوش و مشکی رنگ که اساتید و فارغ التحصیلان بر سر میگذارند.
lighters با قایق باری کالا حمل کردن
mooring نقطه مهار کردن قایق به ساحل
steamboat قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
lighter با قایق باری کالا حمل کردن
foldboat قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
port بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
head down دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
mooring line طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
boat space فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
spill wind سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
cable طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cabled طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
pilaster شبه ستون ستون چهارگوش یانیمدایره در بدنه بنا
scooters روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackle درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
outboard قایق
boatdeck پل قایق
boats قایق
ferry boat قایق
bilge کف قایق
ark قایق
lighters قایق
barge قایق
barged قایق
barges قایق
boat tail دم قایق
lighter قایق
caique قایق
boat قایق
capsized برگشتن قایق
hold water قایق ایست
aft عقب قایق
hydrofoils قایق پرنده
hydrofoils قایق هواناو
lifeboats قایق نجات
capsizes برگشتن قایق
rafts قایق باری
four قایق 4 نفره
capsizing برگشتن قایق
dinghies قایق تفریحی
hydrofoil قایق هواناو
canoe قایق رانی
gripe تسمه قایق
gripe بند قایق
capsize برگشتن قایق
center board ته قایق بادبانی
life raft قایق نجات
life boad قایق نجات
The boat sank. قایق غرق شد
motor sailer قایق موتوردار
catboat قایق تک بادبان
motorboat engine قایق موتوری
lighterage قایق باری
centerboarder قایق تیردار
sailing boat قایق بادبانی
sailing boats قایق بادبانی
canoes قایق رانی
ladders پلکان قایق
ladder پلکان قایق
double banked boat قایق دو پارو زن
pulling boat قایق پارویی
forwarded جلو قایق
forward جلو قایق
hydrofoil قایق پرنده
galley اشپزخانه قایق
chief of boat فرمانده قایق
chief of boat سکانی قایق
powerboat قایق موتوری
boat tail پاشنه قایق
powerboats قایق موتوری
by the stern قایق سربالا در اب
fittings لوازم قایق
tumbrel قایق ته صاف
boat work قایق بری
aboard روی قایق
fore جلوی قایق
icebreaker قایق یخ شکن
seaboat قایق ترابری
monohull قایق با یک بدنه
tumbril قایق ته صاف
boatchock زین قایق
boat your oars پارو به قایق
boat skids گهواره قایق
boat pool حوضچه قایق
coble قایق پارویی
rowboats قایق پارویی
rowboat قایق پارویی
boat call مخابره با قایق
canoeist قایق ران
raft قایق باری
ice boat قایق یخ شکن
boat boom بوم قایق
boat anchor لنگر قایق
boat hails شناسایی قایق
sailboats قایق بادی
iceboat قایق یخ شکن
boat plug پیته قایق
boat painter طناب قایق
lifeboat قایق نجات
dinghy قایق تفریحی
cutters قایق تک دکله
sloop قایق جنگی
sterner عقب قایق
soling قایق با 3 سرنشین
sternest عقب قایق
foldboat قایق تاشو
sloop قایق یک دکله
sterns عقب قایق
schooner قایق دو دگلی
lighter قایق باری
lighter قایق بارکش
stern عقب قایق
cradle زین قایق
hulls بدنه قایق
hull بدنه قایق
assault boat قایق هجومی
gunwale لبه قایق
yachting قایق رانی
night boat قایق اماده
cradles زین قایق
cradled زین قایق
beaching gear سرسره قایق
sailboat قایق بادی
sailboats قایق بادبانی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com