Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
English
Persian
with open arms
<idiom>
با گرمی استفاده کردن
Other Matches
warm up
دست گرمی بازی کردن
exploits
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit
از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
defect skipping
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است
solenoid sweep
پاک کردن مین با استفاده ازقدرت سیم پیچی مغناطیسی مین روبی با استفاده ازسلونوئید
collective goods
کالاهای قابل استفاده جمعی کالاهای عمومی که استفاده یک فرد ازانها موجب محرومیت دیگران از استفاده ان کالاها نمیشود
warmth
گرمی
glow
گرمی
fieriness
گرمی
heat
گرمی
warmly
به گرمی
cordiality
گرمی
rut
گرمی
ruts
گرمی
heats
گرمی
fervour
گرمی
reliance
دل گرمی
hotness
گرمی
zing
گرمی
fervency
گرمی
ardor
گرمی
glows
گرمی
glowed
گرمی
fervor
گرمی
ardour
گرمی
mugginess
گرمی
reed
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
fervidness
گرمی زیاد
fervidity
گرمی زیاد
prickly heat
گرمی دانه
ebullience
گرمی و نشاط
stew
گرمی داغی
stews
گرمی داغی
stewing
گرمی داغی
stewed
گرمی داغی
gram equivalent
هم ارز گرمی
tepefaction
نیم گرمی
tepidity
نیم گرمی
gramme equivalent
هم ارز گرمی
mettle
گرمی غیرت
i rest upon your promise
پشت گرمی
zeal
گرمی تعصب
She has a delightfully mellow voice .
صدای گرمی دارد
trusts
اطمینان پشت گرمی
trusts
پشت گرمی داشتن به
pyrogenic
گرمازا گرمی بخش
eruption of rash
درامدن گرمی دانه
pyrogenous
گرمازا گرمی بخش
trust
اطمینان پشت گرمی
trusted
اطمینان پشت گرمی
trust
پشت گرمی داشتن به
Chess is my pastim (hobby).
سر گرمی من شطرنج است
gram atomic weight
وزن گرمی اتم
trusted
پشت گرمی داشتن به
gram equivalent weight
وزن گرمی هم ارز
usages
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
usage
استعمال استفاده مورد استفاده بودن استعمال کردن
lean
خم شدن پشت گرمی داشتن
milliequvalent weight
وزن هم ارز میلی گرمی
leaned
خم شدن پشت گرمی داشتن
calefacient
داروی گرم کننده گرمی ده
leans
خم شدن پشت گرمی داشتن
He is a warn blooded person.
آدم خون گرمی است
He has a delightful touch on the guitar .
گیتار را با پنجه گرمی می نوازد
horse trade
بازار گرمی وچانه زنی درمعاملات
sales talk
مذاکره وبازار گرمی برای فروش
cambric tea
نوشابه گرمی از اب و شیر وشکر و اغلب چای
To be a good conversationalist .
دهان گرمی داشتن ( خوش صحبت بودن )
spoliation
تحریف یا اخفا یا معدوم کردن یا سوء استفاده کردن از سند
jobs
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
job
کار مزدی کردن یک جا خریدن و به خرده فروش فروختن استفاده نامشروع کردن از
junk
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
cable weft
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
fan
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanning
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fans
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
fanned
1-خنک کردن وسیله با استفاده از وزش هوا. 2-پراکنده کردن مجموعهای از وسایل و مضوعات
seize
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
seizes
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
impose
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
seized
اشغال هدف از فرصت استفاده کردن دستگیر کردن
imposes
تحمیل کردن اعمال نفوذ یا سوء استفاده کردن
dead time
زمان بدون استفاده زمانی که در ان ازراندمان دستگاه استفاده نمیشود
dead freight
کرایه قسمتی از کشتی که به صرفنظر از استفاده یا عدم استفاده باید پرداخت شود
operates
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operate
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated
از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
vertical
نرم افزار کاربردی که برای استفاده خاص طراحی شده است و نه استفاده عمومی
frees
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
idle
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idles
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
idled
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
free
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacities
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
idlest
که استفاده نمیشود ولی آماده است برای استفاده
freeing
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
freed
آماده استفاده یا آنچه هنوز استفاده نشده است .
capacity
استفاده از زمان یا فضایی که کاملاگ استفاده نشده است
bitmap
معرفی رویدادها یا استفاده از آرایه تک بیتی به عنوان تصویر یا شکل یا جدول وسایل استفاده شده و...
fourth generation computers
فناوری کامپیوتر با استفاده از مدارهای CSI که قبلا توسعه یافته اند و هنوز هم استفاده می شوند
quads
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
composite demand
تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
quad
چهار بیت که توسط مودم برای افزایش نرخ ارسال هنگام استفاده از RAM استفاده می شوند
band
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
bands
شبکه محلهای که از سیگنالهای تقسیم شده و ارسالی روی کابل coaxiad با استفاده از پروتکل CSMA / CD استفاده میکند
ill treat
سوء استفاده کردن ضایع کردن
shareware
نرم افزاری که آماده استفاده است ولی وقتی که توسط کاربر استفاده شود باید به نویسنده آن مبلغی بپردازد.
ieee
که فقط داده و سیگنالهای تصدیق استفاده می شوند و در آزمایشگاهها برای اتصال کامپیوتر به قط عات اندازه گیری استفاده میشود
put-upon
استفاده کردن از
utilising
استفاده کردن از
utilises
استفاده کردن از
utilizes
استفاده کردن از
utilised
استفاده کردن از
put upon
استفاده کردن از
utilize
استفاده کردن از
utilizing
استفاده کردن از
to take a of
استفاده کردن از
employ
استفاده کردن
to make much of
استفاده کردن از
to play upon
سو استفاده کردن از
to trade on
سو استفاده کردن از
employing
استفاده کردن
to a. one self of
استفاده کردن از
employed
استفاده کردن
employs
استفاده کردن
to make use of
استفاده کردن از
duplexes
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
duplex
دو سیستم کامپیوتر مشخص که در یک برنامه online استفاده می شوند و یکی برای پشتیبانی دیگری در صورت بروز خرابی استفاده میشود
joint tenants
در CLچند تن را گویند که مشترکا"از عین مستاجره استفاده کندبا این قید که هر یک پس ازمرگ دیگری یا دیگران حق استفاده انحصاری داشته باشد
exerciser
وسیلهای که به استفاده کننده امکان میدهد تا با استفاده از وسائل دستی برنامه ها واتصالات سخت افزاری راایجاد نموده و اصلاح نماید
common use
مورد استفاده عمومی استفاده مشترک
play on
سوء استفاده کردن از
impose upon
سوء استفاده کردن از
misuse
سوء استفاده کردن از
make much of
استفاده زیاد کردن از
use up
<idiom>
استفاده کامل کردن
to tread on somebody's foot
<idiom>
از کسی سو استفاده کردن
reuse
دوباره استفاده کردن
do up
اماده استفاده کردن
solarize
استفاده کردن از نورافتاب
to work out
منتهای استفاده را کردن از
To take advantage of an opportunity.
از فرصت استفاده کردن
trade on
سوء استفاده کردن از
take advantage
سوء استفاده کردن از
to profit by the accasion
از موقع استفاده کردن
uses
مصرف استفاده کردن
strain
سوء استفاده کردن از
exercise one's veto
از حق وتو استفاده کردن
misusing
سوء استفاده کردن از
strains
سوء استفاده کردن از
use
مصرف استفاده کردن
misused
سوء استفاده کردن از
to seize the opportunity
ازموقع استفاده کردن
misuses
سوء استفاده کردن از
PPP
که معمولا برای ارسال داده بین کامپیوتر کاربر و سرور راه دور روی اینترنت با استفاده از پروتکل شبکه Tcp/Ip استفاده میشود
wimps
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
wimp
نمایش برنامه که از گرافیک یا نشانههای کنترل نرم افزار برای تسهیل در استفاده , استفاده میکند. دستورات سیستم لازم نیست تایپ شوند
done with
<idiom>
تمام کردن استفاده از چیزی
talk down to someone
<idiom>
از کلمات ساده استفاده کردن
to lay hold on
استفاده ازضعف کسی کردن
To pick other peoples brains.
از افکار دیگران استفاده کردن
to play it
با وسائل پست سو استفاده کردن از
to use these rules
از این قاعده ها استفاده کردن
to play
با وسائل پست سو استفاده کردن
Hamming code
سیستم کدگذتاری که از بیتهای بررسی برای تشخیص و تصحیح خطاها در داده ارسالی استفاده میکند که بیشتر در سیستمهای متن راه دور استفاده میشود
indexing
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
abusing
سو استفاده کردن از ضایع کردن
use
استفاده کردن استعمال کردن
abuses
سو استفاده کردن از ضایع کردن
abuse
سو استفاده کردن از ضایع کردن
uses
استفاده کردن استعمال کردن
abused
سو استفاده کردن از ضایع کردن
clearest
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clear
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
simplest
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
clears
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
misfeasance
سوء استفاده کردن ازاقتدار قانونی
simpler
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
to play one's card well
از فرصت خود استفاده کامل کردن
simple
که استفاده و کار کردن با آن ساده است
clearer
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
lincense or cence
مرخص کردن اجازه استفاده از چیزی
publishes
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
published
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
publish
1-استفاده از بستههای نشر رومیزی و چاپگرهای لیزری برای تولید چاپ . 2-استفاده از کامپیوتر برای نوشتن و نمایش اطلاعات .
wires
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
wire
روش ساده اتصال الکتریکی قط عات ترمینال , هم با استفاده از سیمهای عایق که دور هم پیچیده شده اند در هرترمینال و سپس وارد یک محل می شوند با استفاده از سیستمهای نمونه
pirates
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
to pull strings
از رابطه ها برای پارتی بازی استفاده کردن
pirating
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
pirate
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
eat one's cake and have it too
<idiom>
هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن
redundancy
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
exploitation
بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
trail
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
pirated
از تالیف دیگری استفاده غیر قانونی کردن
trails
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
redundancies
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
trailed
یات استفاده از یک سیستم با یادداشت کردن تراکنشها
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com