Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (6 milliseconds)
English
Persian
He was framed.
برایش پاپوش دوختند ( توطئه کردند )
Other Matches
have two strikes against one
<idiom>
توطئه چیدن
to make plans
توطئه چیدن
to forge out plans
توطئه چیدن
footgear
پاپوش
babouche
پاپوش
unshod
بی پاپوش
footwear
پاپوش
frame
پاپوش درست کردن
railroad
پاپوش درست کردن
railroads
پاپوش درست کردن
my heart bleeds for him
دلم برایش می سوزد
i felt sorry for him
اوقاتم برایش تلخ شد
i felt sorry for him
دلم برایش سوخت
i fell pity for him
دلم برایش سوخت
galligaskins
نوعی جوراب یا پاپوش قرون 61 و 71
She has been a good wife to him.
همسر خوبی برایش بوده
ne'er do well
ادمی که امیدبهبودی برایش نیست
She bore him a daughter.
برایش یک دختر آورد (زائید)
to frame someone
پاپوش درست کردن برای کسی
to set up somebody
[for something]
پاپوش درست کردن برای کسی
I've been set up!
برایم پاپوش درست کرده اند!
She took umbrage at your remark .
سخن شما برایش گران آمد
You will need to spend some money on it.
تو باید برایش پول خرج بکنی.
to get rid of a baby
بچه اش را برایش انداختن
[اصطلاح روزمره]
She found it hard to make up her mind.
برایش سخت بود که تصمیم بگیرد
He lost everything that was dear to him.
آنچه برایش عزیز بود از دست داد
he was refused employment
کردند
they proclaimed him sovereign
اعلان کردند
they put their heads together
با هم مشورت کردند
they mulcted him
او را جریمه کردند
The trees are in bloom .
درختها گه کردند
potsdom agreement
تاکید وتشریح کردند
They escaped under cover of darkness.
درتاریکی شب فرار کردند
It was required of me . They imposed it on me .
آنرا به من تکلیف کردند
he was sent to england
به انگلیس اعزام کردند
They pinched my keys.
کلیدهایم رابلند کردند
They greeted each other.
با هم سلام وتعارف کردند
they put up a good fight
جنگ خوبی کردند
they had words
باهم نزاع کردند
what a ready welcome i found!
چه حسن استقبالی از من کردند !
The kids stamped on the ants .
بچه ها مورچه را با لگه له می کردند
His path was strewn with flowers .
مقدم اورا گلباران کردند
They changed seats .
صندلی هایشان را با هم عوض کردند
They were talking in Spanish .
بزبان اسپانیولی صحبت می کردند
they were made one
یعنی باهم عروسی کردند
they poured toward that city
سوی ان شهر هجوم کردند
He was deported from Iran.
اورااز ایران اخراج کردند
bombers raided the city
بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
its was extended
مدت اعتبارانرا دراز کردند
the house was highly rated
خانه رازیاد تقویم کردند
They beat each other black and blue.
همدیگر را خونین ومالین کردند
she was shot for a spy
اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
We sent for the doctor.
برای ما این دکتر را صدا کردند.
Fatimid
[پادشاهان اسلامی که در مصر حکومت می کردند.]
he was engagedon probation
بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
he paid through the nose
زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
bombers raided the city
بمب افگن هابران شهرحمله کردند
I had my car broken into last week.
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
the exercised thier veto
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
They shook hand and made up.
با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
The soldirs leg was amputated .
پای سرباز را قطع کردند ( بریدند )
They searched the whole town .
تمام شهر را گشتند ( جستجو کردند )
corinthian brass or bronze
یکجور مفرغ که ازسیم و زرومس ترکیب می کردند
They I got confused .
آنقدر ازمن سؤال کردند که گیج شدم
knickerbocker
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
inns of chancery
عمارتی در لندن که بیشترشاگردانش حقوق در ان زندگی می کردند
The bandits stripped him of all his belongines .
دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
Everybody condemned his foolish behaviour .
همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
they howled the speaker down
سخنگوراباجیغ وداد وادار به پایین امدن کردند
The planes pin- pointed the enemy targets .
هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
The victors demanded unconditional surrender .
فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
Few reporters dared to enter the war zone.
چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
The room is bare of furniture .
این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
leet
دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
Our children have all left home now, but
[except]
[bar]
one.
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
Boer
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Boers
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
myrmidon
یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
sabbatical year
در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
lombards
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
mohock
تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
Quantel
شرکت گرافیک کامپیوتری که سیستم گرافیکی Hrrey , Paint box را تولید کردند
generations
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
generation
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
tripartite declaration of 0
اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
I had pins and needles in my legs.
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange .
زن و شوهر بگو مگوشان شد
[بگو مگو کردند]
brian kellogg
پیمانی که مبتکر ان بریان کلوگ وزیرخارجه امریکا در 8291 بودو امضا کنندگان ان جنگ را به عنوان وسیله حل اختلافات بین المللی محکوم و تحریم کردند
totems
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totem
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
i read him to sleep
برایش خواندم تا خوابش برد انقدر خواندم تا خوابش برد
locarno treaty
بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
for two weeks
جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com