English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
the styeam برخلاف جریان اب
Search result with all words
up-river برخلاف روند جریان آب
Other Matches
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
with برخلاف
to the contrary برخلاف ان
unlike برخلاف
athwart برخلاف
leakage current جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
averse برخلاف میل
to my great surprise برخلاف انتظار من
counterwork برخلاف کارکردن
shoe is on the other foot <idiom> برخلاف حقیقت
contrany to my expectation برخلاف انتظارمن
against one's will برخلاف میل
against his grain برخلاف تمایل او
contrary to my expectation برخلاف انتظارمن
illegally برخلاف قانون و مقررات
unparliamentary برخلاف اصول پارلمانی
out of order <idiom> برخلاف قانون ،نامناسب
to do v to one's principles برخلاف اصول خودرفتارکردن
in the wind's eye برخلاف جهت باد
contra indicate اشاره برخلاف داشتن
in the teeth of the wind برخلاف جهت باد
active دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
unconstitutional بر خلاف قانون اساسی برخلاف مشروطیت
poach برخلاف مقررات شکار صید کردن
anticlastic [ظاهری با دو قوس که دو منحنی برخلاف هم هستند.]
flareback اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
poached برخلاف مقررات شکار صید کردن
poaches برخلاف مقررات شکار صید کردن
heteroclite کسیکه کارهایش برخلاف قاعده همگانیست
it is u.for him to tell a lie دروغ گفتن برخلاف عادت اوست یا از او بعید است
crossed controls بکارگیری سطوح کنترل برخلاف حالت عادی درمانورهای ویژه
flow سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
current جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverting جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amps واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current جریان القاء شده جریان تحریک
counter current جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current جریان مستقیم جریان ثابت باطری
runoff coefficient ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
parasitic current جریان نشتی جریان خارجی
current flow سیلان جریان فلوی جریان
three phase current جریان سه فاز جریان دوار
current compensation کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
d.c. machine ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
d.c. transformer ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternator ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternators ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
against the stream بر ضد جریان اب
rheostome جریان بر
current جریان
rede جریان
effluvium جریان
proceeding جریان
runoff جریان
affluxion جریان
flowline خط جریان
conducted جریان
conducting جریان
conducts جریان
going جریان
fluor جریان
line of flow خط جریان
action جریان
actions جریان
gush جریان
gushed جریان
gushes جریان
in hand در جریان
conduct جریان
flow limit حد جریان
afflux جریان
tide جریان
income جریان
course جریان
coursed جریان
courses جریان
processes جریان
process جریان
insets جریان
flow line خط جریان
flush جریان
flushing جریان
flushes جریان
streams جریان اب
flow جریان
stream جریان اب
currents جریان
in the air <idiom> جریان
circulation جریان
afoot در جریان
twayblade جریان
streams جریان
circulations جریان
streamed جریان اب
stream جریان
inset جریان
flowed جریان
total current جریان کل
streamed جریان
flows جریان
flow meter جریان سنج
flow of expenditure جریان هزینه
crosscurrent جریان مخالف
flow of income جریان درامد
current capacity فرفیت جریان
flow of production جریان تولید
crest value جریان بیشینه
filament current جریان فیلامان
peak value جریان بیشینه
flow net شبکه جریان
flood currents جریان سیلابی
critical flow جریان بحرانی
flood current جریان مدی
flow diagram نمودار جریان
cromwell current جریان اب کرامول
flow control کنترل جریان
cretical flow جریان بحرانی
flow lines خطوط جریان
flow gage جریان سنج
crosscurrent جریان متقاطع
flow method روش جریان
flow formula رابطه جریان
flow sheet نمودار جریان
counter current جریان متقابل
convection current جریان همرفتی
cooling water circulation جریان اب سرد
idle current جریان بی باری
idle current جریان کور
ignition current جریان احتراق
imaginary current جریان راکتیو
impluse ضربه جریان
impluse current جریان ضربهای
increase of current افزایش جریان
indravgnt جریان درونی
induced current جریان القایی
induced current جریان القائی
inducing current جریان القائی
induction current جریان القائی
power current جریان قوی
heavy current جریان قوی
flowlines خطوط جریان
flowmeter جریان سنج
fluidmeter جریان سنج
conventional current جریان قراردادی
free flow جریان ازاد
free stream جریان ازاد
fusing current جریان ذوب
generation of current تولید جریان
gold flow جریان طلا
convectional current جریان قراردادی
ground ball توپ در جریان
live ball توپ در جریان
ground water runoff جریان زیرزمینی
heat flow جریان گرما
dielectric current جریان دی الکتریک
current transformation تبدیل جریان
drift of a current سرعت جریان
rate of current سرعت جریان
drive current جریان تحریک
ebb current جریان جزری
eddy current جریان گردابی
eddy current جریان سرگردان
eddy current جریان فوکو
effective current جریان موثر
displacement current جریان جابجایی
current supply منبع جریان
strength of current شدت جریان
effective value جریان موثر
current strength شدت جریان
cutoff قطع جریان
current passage عبور جریان
drift current جریان سوقی
draughth جریان دار
down draft جریان رو به پایین
current transformer مبدل جریان
current transformer ترانسفورماتور جریان
d.c جریان مستقیم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com