English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (32 milliseconds)
English Persian
french fry برش سیب زمینی سرخ کردن
Search result with all words
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
french fry برشهای سیب زمینی رادرروغن سرخ کردن
ground landlord کسی که زمینی را برای ساختمان کردن اجاره میدهد
mark mark اعلام رها کردن بمب به هواپیمای بمب افکن از سوی دستگاه کنترل زمینی
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
ricer رنده مخصوص رشته کردن سیب زمینی وخمیر
to mark out a ground حدود زمینی را تععین کردن یانشان دادن
Other Matches
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
earthly زمینی
terraneous زمینی
sub astral زمینی
predial or prae زمینی
terrene زمینی
tumbling زمینی
landed a زمینی
subaerial رو زمینی
agrarian زمینی
terrestrial زمینی
earth-bound زمینی
sublunary زمینی
sublunar زمینی
tellurian زمینی
territorial زمینی
earth antenna انتن زمینی
land force n نیروی زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
earthy زمینی دنیوی
land combat نبرد زمینی
antenna ground انتن زمینی
subterraneous زیر زمینی
ground antenna انتن زمینی
monkey nut بادام زمینی
potato سیب زمینی
ground circuit مدار زمینی
ground control کنترل زمینی
suberranean زیر زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
land forces نیروی زمینی
land mine مین زمینی
army attache وابسته زمینی
gully دالان زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
gullies دالان زمینی
hypogeous زیر زمینی
groundnuts بادام زمینی
groundnut بادام زمینی
hypogeal زیر زمینی
tellurian matter ماده زمینی
terrain corridor دالان زمینی
apogee اوج زمینی
army forces نیروهای زمینی
land tail بنه زمینی
potatoes سیب زمینی
mail gram پست زمینی
armies نیرو زمینی
army نیرو زمینی
terrestrial refraction شکست زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
graze burst ترکش زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
hypogean زیر زمینی
terrain return اکوی زمینی
gulleys دالان زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
ground forces نیروهای زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
ground wave موج زمینی
landmines مین زمینی
ground waves امواج زمینی
ground nut بادام زمینی
floor lamp اباژور زمینی
peanut بادام زمینی
ground observer دیدبان زمینی
landmine مین زمینی
ground position ایستگاه زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
ground speed سرعت زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
ground return برگشت زمینی
ground return بازتاب زمینی
ground track مسیر زمینی
ground position موقعیت زمینی
overland mail پست زمینی
earth nut بادام زمینی
peanut پسته زمینی
tater سیب زمینی
ground forces نیروی زمینی
ground force نیروی زمینی
ground fire تیر زمینی
bonus pass پاس زمینی
murphy سیب زمینی
praties سیب زمینی
perigee حضیض زمینی
ground liaison رابط زمینی
peanuts پسته زمینی
peanuts بادام زمینی
groundling گیاه زمینی
subways ترن زیر زمینی
peanut butter خمیر بادام زمینی
army base پادگان نیروی زمینی
latitude band نوار عرضی زمینی
ground survey نقشه برداری زمینی
army staff ستاد نیروی زمینی
field survey نقشه برداری زمینی
rhizmatous مانندساقه زیر زمینی
armies ارتش نیروی زمینی
hotpot آبگوشت سیب زمینی
army corps سپاههای نیروی زمینی
army ارتش نیروی زمینی
army artillery توپخانه نیروی زمینی
potato salad سالاد سیب زمینی
survey نقشه برداری زمینی
surveys نقشه برداری زمینی
potatoes انواع سیب زمینی
tellurous دارای تلوریوم زمینی
telluric دارای تلوریوم زمینی
surveyed نقشه برداری زمینی
tumbler ژیمناست زمینی کار
landmarks علامت مشخصه زمینی
landmark علامت مشخصه زمینی
army aviator خلبان نیروی زمینی
ground power unit واحد قدرت زمینی
hotpots آبگوشت سیب زمینی
extraterrestrial radiation تابشهای ماوراء زمینی
army base پایگاه نیروی زمینی
tumblers ژیمناست زمینی کار
groundwater ابهای زیر زمینی
geocentric latitude عرض جغرافیایی زمینی
table water سفره اب زیر زمینی
pignut یکنوع بادام زمینی
grounded primary مدار ورودی زمینی
army post office پستخانه نیروی زمینی
undercroft اتاق زیر زمینی
potato انواع سیب زمینی
department of the army وزارت نیروی زمینی
land carriage بار کشی زمینی
crisp سیب زمینی برشته
geomorphic شبیه بزمین زمینی
surface mission ماموریت دفاع زمینی
dower سوراخ زیر زمینی
floor exercise حرکات زمینی ژیمناستیک
groundwave موجهای رادیویی زمینی
secretary of the army وزیر نیروی زمینی
ground loom دار زمینی [قالی]
jerusalem a سیب زمینی ترشی
subterranean roots ریشههای زیر زمینی
chipmunk موش خرمای زمینی
rootstock ساقه زیر زمینی
mashed potatoes پوره سیب زمینی
kidney potato سیب زمینی سرخ
crisper سیب زمینی برشته
cadastral survey نقشه برداری زمینی
terrestrial زمینی مربوط به زمین
task group گروه ماموریت زمینی
subway راه زیر زمینی
subway ترن زیر زمینی
chipmunks موش خرمای زمینی
army reserve احتیاط نیروی زمینی
asphaltum قیر زمینی اسفالت
land tail باقیمانده زمینی یکان
subways راه زیر زمینی
sweet potato سیب زمینی شیرین
army depot امادگاه نیروی زمینی
crispest سیب زمینی برشته
crisps سیب زمینی برشته
gnome جنی زیر زمینی
ground visibility میزان دید زمینی
gnomes جنی زیر زمینی
sweet potatoes سیب زمینی شیرین
army post office شعبه پستی نیروی زمینی
fish ball کوفته ماهی وسیب زمینی
unattended ground sensor رادار مراقبت زمینی خودکار
army material command فرماندهی اماد نیروی زمینی
uplink خط ارسال از ایستگاه زمینی به ماهواره
army training program برنامه اموزش نیروی زمینی
land service خدمت نظام در نیروی زمینی
army program memorandum لایحه برنامههای نیروی زمینی
army aviation هواپیمای نیروی زمینی هوانیروز
army in the field نیروی زمینی درصحنه عملیات
army reserve قسمت احتیاط نیروی زمینی
surface line خط تلگراف یا تلفن روی زمینی
assistant secretary of the army معاون وزیر نیروی زمینی
army service area منطقه سرویس نیروی زمینی
geocentric دارای مرکزی در زمین زمینی
army assault team تیم هجومی نیروی زمینی
surface zero نقطه صفرترکش اتمی زمینی
coriolis force اثرچرخش زمینی عناصر متحرک
land control operation عملیات تصرف اماجهای زمینی
army management structure سازمان مدیریت نیروی زمینی
squatting بی اجازه در زمینی ساکن شدن
theater army نیروی زمینی صحنه عملیات
spud سیب زمینی بابیل کندن
air ground liaison code کدهای ارتباطی زمینی وهوایی
French fries سیب زمینی سرخ کرده
air ground operations عملیات مشترک زمینی وهوایی
master sergeant استوار ارشد نیروی زمینی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com