Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (42 milliseconds)
English
Persian
extrapolate
برون یابی کردن
extrapolated
برون یابی کردن
extrapolates
برون یابی کردن
extrapolating
برون یابی کردن
Other Matches
extrapolations
برون یابی
extrapolation
برون یابی
involution
توان یابی قوه یابی
orient
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
egest
برون کردن
calibrate
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrating
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrates
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
calibrated
تنظیم کردن بی سیم یا وسیله دیگر خصلت یابی کردن
ranging
مسافت یابی کردن
trace
رد یابی کردن نشان
direction finding
جهت یابی کردن
direction finding
سمت یابی کردن
sounds
عمق یابی کردن
traced
رد یابی کردن نشان
soundest
عمق یابی کردن
sounded
عمق یابی کردن
traces
رد یابی کردن نشان
sound
عمق یابی کردن
plumb
ژرف یابی کردن
interpolate
درون یابی کردن
spot
مسافت یابی کردن
spots
مسافت یابی کردن
interpolates
درون یابی کردن
interpolated
درون یابی کردن
interpolating
درون یابی کردن
locating
مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates
مستقر ساختن مکان یابی کردن
locate
مستقر ساختن مکان یابی کردن
located
مستقر ساختن مکان یابی کردن
range sensing
تخمین زدن برد مسافت یابی کردن
sofar
سیستم مسافت یابی صوتی دریایی نوعی روش مسافت یابی صوتی دریایی
escheat
حق تصرف دارایی متوفی ازطرف دولت یا پادشاه درموردی که متوفی بی وارث یابی وصیت مرده باشد مصادره کردن
without
برون
extrados
برون سو
output
برون ده
outcrops
برون زد
outputs
برون ده
outsides
برون
outside
برون
exogenous
برون زا
outhaul line
برون کش
outcrop
برون زد
exocathection
برون پردازی
physiognomy
برون چهر
pericardium
برون شامه دل
ectoparasite
انگل برون زی
outsight
برون بینی
accommodations
برون سازی
accommodation
برون سازی
exocrine
برون تراو
purge
برون ریزی
physiognomies
برون چهر
exogenous
برون زاد
exogenous
برون روینده
exogen
گیاه برون رو
exogamy
برون همسری
purged
برون ریزی
exogamy
برون پیوندی
copper extraction
برون کشیدن مس
outlier
برون هشته
effuent
برون ریز
objectivism
برون گرایی
offline
برون خطی
oversea
برون مرزی
outputs
برون داد
self contained
برون بی نیاز
outer directed
برون وابسته
output
برون داد
suburb
برون شهر
epithelium
برون پوش
effusion
برون ریزی
extroverts
برون گرای
off line
برون خطی
out group
برون گروه
extrovert
برون گرای
ectorderm
برون پوست
discharges
برون ریزی
discharge
برون ریزی
out flow
برون ریز
exvia
برون زیست
extraterritorial
برون مرزی
extratensive
برون نگر
extrajection
برون اندازی
extragalactic
برون کهکشانی
extrafusal
برون دوکی
evacuation
برون ریزی
extraterritoriality
برون مرزی
suburban
برون شهری
exudation
برون نشست
objective
برون ذات
the out ward eye
چشم برون
objectives
برون ذات
emigration
برون کوچی
extroversion
برون گرایی
drive!
برون!
[با ماشین]
acting out
برون ریزی
extracyclic
برون حلقهای
effusions
برون تراوی
superficial degradation
برون تباهی
externality
برون بودگی
effusion
برون تراوی
immigration
برون کوچی
purges
برون ریزی
exopsychic
برون روانی
eccentricities
برون مرکزی
evacuation
برون بری
exogenous variable
متغیر برون زا
eccentricity
برون مرکزی
exterritorial
برون مرزی
exteroceptive
برون تنی
effusions
برون ریزی
outward looking policy
سیاست برون نگر
peritoneum
برون شامه روده ها
pericardiac
وابسته به برون شامه دل
discharge of affect
برون ریزی هیجانی
to reveal itself
از پرده برون افتادن
outbreeding
برون زاد اوری
offset distance
فاصله برون محوری
offline storage
انباره برون خطی
offline operation
عمل برون خطی
high seas
ابهای برون مرزی
pericardial
وابسته به برون شامه دل
ectoplasm
اکتوپلاسم برون مایه
off line storage
حافظه برون خطی
off line operation
عملکرد برون خطی
out of line coding
کدگذاری برون خطی
output
برون گذاشت برونگذار
exterritoriality
حقوق برون مرزی
extraterritoriality
حقوق برون مرزی
exocrine gland
غده برون ریز
extraspectral hue
فام برون طیفی
extrapyramidal system
دستگاه برون هرمی
outputs
برون گذاشت برونگذار
State Department
وزارت برون مرز
supinator muscle
عضله برون گردان
exosomatic method
روش برون تنی
extragalactic nebula
سحابی برون کهکشانی
exogamy
برون زاد اوری
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
epicarp
پوست میوه برون بر
off page connector
اتصال دهنده برون صفحهای
extrapyramidal motor system
دستگاه حرکتی برون هرمی
extrinsic eye muscles
عضلات برون چرخشی چشم
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
basset
نوعی سگ شکاری پا کوتاه برون زد
with out book
برون سند کتابی ازبر
exudate
ترشح التهابی برون نشست
pericarditis
اماس برون شامه قلب
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
access
دست یابی
interpolations
میان یابی
sourcing
منابع یابی
matchmaking
زوج یابی
cost finding
ارزش یابی
position finding
موقعیت یابی
ranging
مسافت یابی
positioning
موقع یابی
interpolation
میان یابی
interpolation
درون یابی
survey
زمینه یابی
goniometry
زاویه یابی
accessing
دست یابی
accessed
دست یابی
castaways
عمق یابی
castaway
عمق یابی
achievement
دست یابی
achievements
دست یابی
interpolations
درون یابی
debugger
اشکال یابی
attainments
دست یابی
summation
مجموع یابی
attainment
دست یابی
calibration
خصلت یابی
signal detection
علامت یابی
quadricycle
چهارچرخه یابی
range finding
مسافت یابی
troubleshooting
عیب یابی
troubleshooting
اشکال یابی
direction finding
جهت یابی
accesses
دست یابی
surveyed
زمینه یابی
insinuation
رخنه یابی
orientate
جهت یابی
mark sensing
نشان یابی
edging
حاشیه یابی
knowledge acquisition
آگاهی یابی
fringing
ریشه یابی
fault detection
عیب یابی
patterning
طرح یابی
i. and evdevolution
توان یابی
levelling
ارتفاع یابی
acquisition
هدف یابی
fault diagnosis
عیب یابی
addressing
نشانی یابی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com