English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
English Persian
boutonniere بریدگی یاشکاف جای دکمه
Other Matches
cavitation بریدگی حاصله ازحرکت پروانه کشتی بریدگی شیار
lipping قطعه چوبی که در ترک یاشکاف کمان گذاشته شده
single-breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single breasted دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
fissiparous تولیدکننده سلولهای جدیدبوسیله تقسیم سلولی یاشکاف تقسیم شونده
kerf بریدگی
kert بریدگی
jaggy بریدگی
hyphens بریدگی
breaking بریدگی
gully اب بریدگی
gullies اب بریدگی
gulleys اب بریدگی
scission بریدگی
gashing بریدگی
jaggedness بریدگی
gash بریدگی
incisions بریدگی
incision بریدگی
rifts بریدگی
rift بریدگی
detruncation بریدگی
incisure بریدگی
jag بریدگی
gashes بریدگی
gashed بریدگی
scissor بریدگی
notches بریدگی
hyphen بریدگی
notch بریدگی
scores بریدگی
scored بریدگی
score بریدگی
ground water trench بریدگی اب زیرزمینی
dent دندانه بریدگی
dented دندانه بریدگی
cut برش بریدگی
edge notched با بریدگی لبهای
corner cut بریدگی گوشه
dry gap bridge پل مخصوص اب بریدگی
cuts برش بریدگی
cut تخفیف بریدگی
dents دندانه بریدگی
denting دندانه بریدگی
kert جای بریدگی با
cuts تخفیف بریدگی
nicks شکاف دادن بریدگی
gripped بریدگی برای گذراندن اب
gripping بریدگی برای گذراندن اب
grip بریدگی برای گذراندن اب
grips بریدگی برای گذراندن اب
nick شکاف دادن بریدگی
nicked شکاف دادن بریدگی
nicking شکاف دادن بریدگی
write protect notch شکاف حفافت از نوشتن بریدگی محافظ
shutter release button دکمه
knop دکمه
shooting adjustment keys دکمه
tuberculum دکمه
knobs دکمه
knob دکمه
stop knob دکمه
tubercle دکمه
buttoning دکمه
buttons دکمه
button hole جا دکمه
botton دکمه
tuber دکمه
tubers دکمه
button دکمه
reset button دکمه
bottle flower گل دکمه
buttoned دکمه
gemma دکمه
buttonhook دکمه انداز
buttonhook سگک دکمه
snap fastener دکمه قابلمه
sleeve link دکمه زنجیری
buttonhook قلاب دکمه
Buttonhole کتی که در دو طرف دکمه دارد
double breasted کت چهار دکمه
mouse button دکمه ماوس
knobbed دکمه دار
snap fastener دکمه فشاری
flue stop دکمه ارگ
gemmiparous دکمه اور
gemmule دکمه گیاهک
buttonholing سوراخ دکمه
buttonholes سوراخ دکمه
radio button دکمه رادیو
buttonholed سوراخ دکمه
cuffed دکمه سردست
cuff دکمه سردست
cuffing دکمه سردست
cuffs دکمه سردست
push button دکمه فشاری
alarm push دکمه اژیر
unbuttons گشودن دکمه
unbuttoning گشودن دکمه
unbuttoned گشودن دکمه
buttonhole سوراخ دکمه
unbutton گشودن دکمه
sight window بریدگی بالای کمان برای جاگرفتن تیر و دادن دید بهتر
push botton دکمه زنگ اخبار
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
condenser adjustment knob دکمه تنظیم تراکم
canopy release knob دکمه برقراری سایبان
coarse adjustment knob دکمه تنظیم زیرین
olivet دکمه هسته خرمایی
olivette دکمه هسته خرمایی
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
buttoning هرچیزی شبیه دکمه
door stop دکمه کله قندی
viewfinder adjustment keys دکمه یابنده هدف
buttoned هرچیزی شبیه دکمه
stud دکمه سردست دسته
button هرچیزی شبیه دکمه
inlaid work [نقش تزئینی فقط با استفاده از یک نوع مواد در بریدگی، تورفتگی یا فرورفتگی دیوار]
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
eying دکمه یا گره سیب زمینی
double breasted کتی که در دو طرف دکمه دارد
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
cornet a pistons یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
tuberculous دارای برامدگی یا دکمه مسلول
eyes دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing دکمه یا گره سیب زمینی
farcy bud دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
farcy button دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
eye دکمه یا گره سیب زمینی
right دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
shell jacket بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
righted دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
boutonniere گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
etui جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
reefing jacket یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
pushbutton آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
programmable function keyboard صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
double click احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
to make a typing error [mistake] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
O.K. دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
clicks تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
to make a typo [American E] اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
clicked تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
click تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicking فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
Programs menu زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
doubled up ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
double ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
joggled بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggling بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggle بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
joggles بریدگی اجر و امثال ان برای جلوگیری از لغزش تیزی یا شکاف اجر و چوب وغیره
to press the button دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
contrast دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
taskbar میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
shift click ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
dial up استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
tam o' shanter کلاه منگوله دار یا دکمه دار
drags حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com