Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
Other Matches
electrotherapy
معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
break down
<idiom>
تجزیه وتحلیل
lipolysis
تجزیه وتحلیل چربی
analytics
علم تجزیه وتحلیل
self analysis
تجزیه وتحلیل خویشتن
faradize
بوسیله القای برق معالجه کردن
roentgenize
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
SAS
سیستم تجزیه وتحلیل اماری
histoloysis
تجزیه وتحلیل بافتهای بدن
chromatolysis
تجزیه وتحلیل مواد رنگی سلول
system analysis
روش تجزیه وتحلیل جریان کار
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
psychopathy
معالجه روانی
effectiveness clock
دایره کارامدی پدافند هوایی دایرهای که نتایج تجزیه وتحلیل میزان کفایت پدافندهوایی را نشان میدهد
electrolyze
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
diathermy
معالجه بوسیله حرارت
aerotherapeutics
معالجه بوسیله هوا
lixiviate
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
hydropathy
معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
massotherapy
معالجه بوسیله مشت و مال
pyretotherapy
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
phototherapy
معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
immunotherapy
معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
hypnotherapy
معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
depth psychology
تجزیه و تحلیل روانی
homeopathy
معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
hydrolysis
تجزیه بوسیله اب
hydrolyze
بوسیله اب تجزیه شدن
electroanalysis
تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
electrolysis
تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
lyse
بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
hydrolyte
جسم یا مادهای که تحت تاثیر تجزیه بوسیله اب قرار گیرد
definitive hospitalization
سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
pretreat
قبلا معالجه کردن
examinations
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examination
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
self analytical
تجزه وتحلیل کننده خویشتن خود شناس
biologism
اشتغال بمطالعه حیات وتجزیه وتحلیل موجودات زنده
decomposing
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
assay
تجزیه کردن
check
تجزیه کردن
enquire into
تجزیه کردن
study
تجزیه کردن
evaluate
تجزیه کردن
determine
تجزیه کردن
bolt
[examine]
تجزیه کردن
analyse
[British]
تجزیه کردن
liberates
تجزیه کردن
decomposes
تجزیه کردن
dissect
[analyse]
تجزیه کردن
analyze
[American]
تجزیه کردن
liberate
تجزیه کردن
prescind
تجزیه کردن
dialyze
تجزیه کردن
decompose
تجزیه کردن
liberating
تجزیه کردن
examine
تجزیه کردن
dismembering
تجزیه کردن
dismembered
تجزیه کردن
dismember
تجزیه کردن
disintegrating
تجزیه کردن
disintegrates
تجزیه کردن
disintegrate
تجزیه کردن
analyzing
تجزیه کردن
analyzes
تجزیه کردن
analyzed
تجزیه کردن
analysing
تجزیه کردن
analyses
تجزیه کردن
analysed
تجزیه کردن
dismembers
تجزیه کردن
parse
تجزیه کردن
explore
تجزیه کردن
inspect
تجزیه کردن
investigate
تجزیه کردن
look into
تجزیه کردن
scrutinize
تجزیه کردن
survey
تجزیه کردن
disassemble
تجزیه کردن
disembody
تجزیه کردن
parses
تجزیه کردن
parsed
تجزیه کردن
analyse
تجزیه کردن
parsing
تجزیه کردن
analyze
تجزیه کردن
syllabicate
ازروی هجا تجزیه کردن هجابندی کردن
abstracting
جداکردن تجزیه کردن
separates
سواکردن تجزیه کردن
analyses
با تجزیه ازمایش کردن
abstracts
جداکردن تجزیه کردن
analysing
با تجزیه ازمایش کردن
analyzed
با تجزیه ازمایش کردن
separated
سواکردن تجزیه کردن
resolves
تجزیه کردن یا شدن
analyse
با تجزیه ازمایش کردن
resolve
تجزیه کردن یا شدن
ionize
به یون تجزیه کردن
abstract
جداکردن تجزیه کردن
separate
سواکردن تجزیه کردن
analyzes
با تجزیه ازمایش کردن
analyzing
با تجزیه ازمایش کردن
analysed
با تجزیه ازمایش کردن
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
decomposes
تجزیه کردن متلاشی شدن
decompose
تجزیه کردن متلاشی شدن
lyophilization
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
break down
تجزیه کردن طبقه بندی کردن
detaches
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
detach
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
detaching
تجزیه کردن جدا کردن دور کردن
ratten
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
fractionate
تجزیه وتفکیک نمودن برخه کردن
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiped
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
hack
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacked
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacks
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
he received a fire treatment
معالجه شد
medical
معالجه
treatments
معالجه
medical treatment
معالجه
treatment
معالجه
healing
معالجه
therapy
معالجه
baptised
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
mechanotherapy
معالجه مکانیکی
radium therapy
معالجه بارادیوم
malpractices
معالجه غلط
rest cure
معالجه با استراحت
emergency treatment
معالجه اضطراری
medicable
قابل معالجه
malpractice
معالجه غلط
trichopathy
معالجه ناخوشیهای مو
iatraliptics
معالجه بامالش
climatotherapy
معالجه با اب وهوا
edermical meducation
معالجه جلدی
balneotherapy
معالجه باشستشو
emergency treatment
معالجه اورژانس
heliotherapy
معالجه با افتاب
treament
سلوک معالجه
pretreatment
معالجه قبلی
electropathy
معالجه برقی
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafe
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafes
بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down
بوسیله اب پاشی خیس کردن
semaphore
بوسیله پرچم مخابره کردن
instantiate
معرفی کردن بوسیله کنسرت
shields
بوسیله سپر حفظ کردن
chafing
بوسیله اصطکاک گرم کردن
latches
بوسیله کلون محکم کردن
latch
بوسیله کلون محکم کردن
step down
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shield
بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype
بوسیله برق چاپ کردن
sequestrate
جدا کردن تجزیه کردن
chiropody
فن معالجه ودرمان امراض پا
orthopathy
معالجه بدون دارو
faradization
معالجه باجریان برق
self treatment
معالجه پیش خود
faradism
معالجه باجریان برق
psychiatry
معالجه ناخوشیهای دماغی
to proclaim meetings
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitated
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostat
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitates
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
postcard
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to shield
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
vectorial
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitate
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
policed
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcards
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
vectors
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
to file a petition
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
whet
عمل تیز کردن بوسیله مالش
police
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
self treatment
معالجه بدون کمک نسخه
pedicure
معالجه امراض دست وپا
pedicures
معالجه امراض دست وپا
physicotherapy
معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
psychotherapy ortherapeutics
معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
chronic dose
دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
to file an application to somebody
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
percutaneous perspiration
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com