English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English Persian
foster بچه سر راهی پرستار
fostered بچه سر راهی پرستار
fostering بچه سر راهی پرستار
fosters بچه سر راهی پرستار
Other Matches
nurse پرستار
mothers help زن پرستار
minisetering angel پرستار
charge nurse سر پرستار
nurses پرستار
nursed پرستار
nurser پرستار
health nurse پرستار ارتشی
male nurse پرستار مرد
nurse maid دختر پرستار
practical nurse کمک پرستار
psychiatric nurse پرستار روانی
visitig nurse پرستار سیار
district nurse پرستار سرخانه
babysitter پرستار بچه
sick nurse پرستار بیمار
nanny پرستار بچه
nannies پرستار بچه
nursemaids دختر پرستار
nursemaid دختر پرستار
classification yard line دو راهی
explosive bolt سه راهی
aberration کج راهی
sidings دو راهی
siding دو راهی
She is experienced nurse. پرستار پر تجربه ای است
nursing auxiliary کمک پرستار [مرد]
licensed practical nurse [LPN] [male] [American] کمک پرستار [مرد]
sisters پرستار دخترتارک دنیا
Qualified Nurse [male] [British] کمک پرستار [مرد]
sister پرستار دخترتارک دنیا
jct چند راهی
non-cooperation ناسر به راهی
socket دو راهی لوله
fall back <idiom> راهی شدن
interchanged پل چند راهی
interchanges پل چند راهی
interchanging پل چند راهی
interchange پل چند راهی
y track سه راهی در خط اهن
slideway راهی که دران سر
departing راهی شدن
foundling بچه سر راهی
knees سه گوشه سه راهی
departs راهی شدن
foundlings بچه سر راهی
depart راهی شدن
aberration کج راهی انحراف
n way switch گزینه N راهی
knee سه گوشه سه راهی
waif بچه سر راهی
explosive bolt سه راهی انفجاری
licensed practical nurse [LPN] [female] [American] کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
Qualified Nurse [female] [British] کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
nursing auxiliary کمک پرستار [زن] [شغل] [پزشکی]
There is always a right way of doing everything. هرکاری راهی دارد
collecting tee سه راهی جمع کننده
distributing tee سه راهی توزیع کننده
great divide دو راهی مرگ و زندگی
socket putty [بطانه دو راهی لوله]
by hook or by crook <idiom> بههر راهی ،به هر طریقی
to take a course راهی را پیش گرفتن
registered nurse پرستار دیپلمه دارای پروانه رسمی
to fret a passage راهی رابوسیله سایش بازکردن
break fresh ground <idiom> از راهی تازه به جایی رسیدن
go درصدد بودن راهی شدن
goes درصدد بودن راهی شدن
nursery governess بانویی که کودکان را هم پرستاروهم اموزگاراست پرستار اموزگار
companion hatchway راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
Can you find me a babysitter? آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟
the 28 year-old nurse-turned-independent insurance consultant پرستار ۲۸ ساله که مشاور مستقل بیمه شده است
nursling or nurse کودکی به دست دایه یا پرستار سپرده شده است
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
dialed راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dials راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dial راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dialled راهی برای نمایش و یا کنترل یک تنظیم که پیوسته میباشد
dediction of way هر گاه راهی واقع در ملک خصوصی فردی به مدت 02سال مورد استفاده عموم باشد جزء اموال عمومی تلقی خواهد شد
trial and error <idiom> یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com