English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (36 milliseconds)
English Persian
disbranch بی شاخه کردن
Search result with all words
unplug خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugging خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugs خارج کردن دو شاخه از سوکت
truncate شاخه زدن ناقص کردن
truncated شاخه زدن ناقص کردن
truncates شاخه زدن ناقص کردن
truncating شاخه زدن ناقص کردن
timber hitch گره وصل کردن زه به شاخه پایین کمان
To cut off a branch . شاخه ای را قطع کردن
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
Other Matches
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
arborization شاخه شاخه شدگی
branches شاخه شاخه شدن
ramify شاخه شاخه شدن
branch شاخه شاخه شدن
forkedly بطور شاخه شاخه
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
pin در شاخه
variations شاخه
branch شاخه
pinning در شاخه
arm شاخه
pinned در شاخه
trifurcation سه شاخه
virga شاخه
bifurcation شاخه
nibs شاخه
intersection leg شاخه
limbless بی شاخه
doddered بی شاخه
trifid سه شاخه
Br شاخه
nib شاخه
branches شاخه
acaulescent بی شاخه
variation شاخه
fork شاخه
knag ته شاخه
connection plug دو شاخه
limb شاخه
plug دو شاخه
fork سه شاخه
ramus شاخه
ramulous شاخه شاخه
ramulose شاخه شاخه
plugs دو شاخه
limbs شاخه
plugging دو شاخه
embranchment شاخه
forking سه شاخه
bough شاخه
forking شاخه
nid شاخه
furcate شاخه شاخه
branch cutter شاخه بر
branch lines شاخه
boughs شاخه
branch line شاخه
three way سه شاخه
insessorial شاخه نشین
twing شاخه کوچک
passerine شاخه نشین
cable connector دو شاخه کابل
traverse leg شاخه پیمایش
bifurcate دو شاخه شدن
sprigs شاخه کوچک
secateur شاخه قطع کن
toppers شاخه زن سوهان
easing out line شاخه شل کننده
topper شاخه زن سوهان
female plug دو شاخه ماده
sprig شاخه کوچک
viminal شاخه دهنده
subshrub شاخه کوچک
branchlet شاخه کوچک
tuning forks دو شاخه صوتی
sprout جوانه شاخه
branching شاخه گزینی
alley شاخه ماز
branchy شاخه دار
sprouted جوانه شاخه
triradiate سه شاخه سه شعاعی
sprouts جوانه شاخه
distributary رود شاخه
alleys شاخه ماز
twiggy شاخه دار
biramous دارای دو شاخه
arborescent شاخه مانند
twigged شاخه دار
tuning fork دو شاخه صوتی
dog leg شاخه فرعی
tributaries شاخه انشعاب
tributaries شاخه رود
alleyways شاخه ماز
tributary شاخه رود
boughed شاخه دار
tow level forked junction دو شاخه دو ترازه
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
line of business شاخه پیشه
prongs شاخه رودیانهر
grain شاخه چنگال
affluent شاخه رود
gray ramus شاخه خاکستری
three arm protractor نقاله سه شاخه
fork of ... river شاخه رودخانه ...
Dont break that branch off. آن شاخه رانشکن
lamin شاخه پردهای
lamina شاخه پردهای
banana pin دو شاخه رادیو
tributary شاخه انشعاب
spriggy شاخه دار
prong شاخه رودیانهر
ram's horn hook قلاب دو شاخه
sprayed شاخه کوچک
spraying شاخه کوچک
sprays شاخه کوچک
ramiform شاخه مانند
ramifications شاخه شاخگی
link شاخه رابط
ramification شاخه شاخگی
ramify شاخه دادن
ramify شاخه بستن
crotches تیر دو شاخه
spray شاخه کوچک
crotch تیر دو شاخه
blind alleys شاخه بن بست
branch شاخه [دانشی]
field شاخه [دانشی]
branches شاخه دراوردن
twig : شاخه کوچک
branch شاخه دراوردن
twigs : شاخه کوچک
forked شاخه دار
outbranch شاخه گستردن
intersection leg شاخه یک همبر
linear portion شاخه خطی
tow level forked junction دو شاخه ناهمکف
area شاخه [دانشی]
division شاخه [دانشی]
wing شاخه شعبه
provine شاخه خوابانده
coppices شاخه زاد
offshoot شاخه نورسته
coppice شاخه زاد
winging شاخه شعبه
blind alley شاخه بن بست
offshoots شاخه نورسته
legs شاخه مسیر حرکت
layers رگه شاخه خوابانده
dog-leg [شاخه فرعی پله]
utensil plug دو شاخه وسایل برقی
two pin plug دو شاخه وسایل برقی
tine نوک شاخه یاسیخ
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
layer رگه شاخه خوابانده
tri corn کلاه سه گوشه سه شاخه
sprit جوانه یا شاخه کوچک
deadwood شاخه خشکیده درخت
percher مرغ شاخه نشین
deflection component of trail شاخه سمتی مسیر
twin plug دو شاخه وسایل برقی
leg شاخه مسیر حرکت
pricket شمعدان شاخه دار
hierarchical communications system شاخه ها و زیر دایرکتوری ها
cluster اویز چند شاخه
wind component شاخه سمتی باد
bifurcation شکاف گاه شاخه
pruning knife چاقوی شاخه زنی
bayou شاخه فرعی رودخانه
cluster bomb اویز چند شاخه
strick شاخه درخت کتان
clusters اویز چند شاخه
bifurcation تقسیم بدو شاخه
cluster bombs اویز چند شاخه
randie branching index شاخص شاخه زنی رندیچ
cultrate بشکل چاقوی شاخه زنی
tridentate نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
pallet jack جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
lifting cart جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
trifurcate بسه شاخه تقسیم شدن
pallet truck جرثقیل دستی [یا برقی] با دو شاخه
branched chain structure ساختار زنجیری شاخه دار
divided magnetic circuit مدار مغناطیسی چند شاخه
candelabrum شمع دان چند شاخه
cultrated بشکل چاقوی شاخه زنی
leg خط واصل بین دو نقطه شاخه
deflection component of trail شاخه سمتی معبر حرکت
legs خط واصل بین دو نقطه شاخه
the tree shoot out brances ازدرخت شاخه هایی بیرون زد
descending branch شاخه نزولی مسیر گلوله
vimineous دارای شاخه وترکههای خم شونده
trident نیزه سه شاخه عصای سه دندانه
subshrub شاخه فرعی گیاه کوچک
chandeliers شمع دان چند شاخه لوستر
chandelier شمع دان چند شاخه لوستر
crotch محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
snagged پراز ته شاخه دارای برامدگیهای ناصاف
fork محل انشعاب چند شاخه شدن
crotches محل انشعاب شاخه از بدنه درخت
forking محل انشعاب چند شاخه شدن
root بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
roots بالاترین دایرکتوری که از آن سایر دایرکتورها شاخه می شوند
microgroove سه شاخه قابل تعویض میان صفحات گرامافون
mammalogy یک شاخه از جانور شناسی که راجع به پستانداران است
chock قطعه فلزی 2 شاخه که طنای مهار ازان میگذرد
pinning فلز کوچک یا بخشی از دو شاخه که در سوراخ سوکت می رود
plug ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
plugging ایجاد اتصال الکتریکی با قرار دادن دو شاخه در سوکت
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com