English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
dp بی مکان ومنزل تبعید شده
Other Matches
petalism تبعید پنجساله بوسیله نوشتن نام تبعید شونده در روی برگ زیتون
expotriate به کشور دیگری تبعید کردن تبعید از وطن
exiling شخص تبعید شده تبعید کردن
exile شخص تبعید شده تبعید کردن
exiled شخص تبعید شده تبعید کردن
deportees محکوم به تبعید یا اخراج تبعید شده
deportee محکوم به تبعید یا اخراج تبعید شده
exiles شخص تبعید شده تبعید کردن
barnstorm مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstormed مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorming مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
barnstorms مسافرت کردن از یک مکان به مکان دیگر و توقف کوتاهی در انجا
left shift تغیر مکان به چپ ریاضی یک بیت از داده در کلمه . عدد دودویی با هر تغییر مکان دوبرابر میشود
cross hairs دو خط متقاطع روی یک دستگاه ورودی که محل تقاطع انها مکان فعال مکان نمای یک سیستم گرافیکی رامشخص میکند
peek فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeked فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
displacement اختلاف مکان تغییر مکان
moved کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
cycle تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycles تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
cycled تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند
angular travel تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان
exiling تبعید
expulsion تبعید
expulsions تبعید
deportation تبعید
resettlement تبعید
exiles تبعید
banishment تبعید
out lawry تبعید
exiled تبعید
transportation تبعید
relegation تبعید
exile تبعید
proscription تبعید
exile تبعید کردن
exiled تبعید کردن
proscription تبعید محکومیت
proscribes تبعید کردن
deportable قابل تبعید
proscribed تبعید کردن
transportation بارکشی تبعید
proscribe تبعید کردن
resettle مهاجرتاجباریبهمکانیدیگر تبعید
exiles تبعید کردن
banisher تبعید کننده
proscribing تبعید کردن
banishing تبعید کردن
banishes تبعید کردن
banished تبعید کردن
deporting تبعید کردن
deported تبعید کردن
deport تبعید کردن
cast out تبعید کردن
deports تبعید کردن
banish تبعید کردن
exiling تبعید کردن
ostracism تبعید با اراء عمومی
abandon رهاکردن تبعید کردن
migration نقل مکان نقل مکان کردن
ostracised با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizes با اراء عمومی تبعید کردن
ostracises با اراء عمومی تبعید کردن
ostracising با اراء عمومی تبعید کردن
ostracizing با اراء عمومی تبعید کردن
ostracize با اراء عمومی تبعید کردن
ostracized با اراء عمومی تبعید کردن
deports تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deport تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deported تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deporting تبعید کردن فرد خارجی ازکشور
deportation تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
transmigration حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری تبعید
space مکان
spaces مکان
locus مکان
part مکان
there ان مکان
stabilisers مکان
locations مکان
stead مکان
location مکان
stabilizer مکان
spots مکان
site مکان
place جا مکان
place مکان
purlieus مکان جا
places جا مکان
places مکان
placing جا مکان
placing مکان
illocal بی مکان
spot مکان
sited مکان
sites مکان
expellee افراد اخراجی از مملکت اخراج شدگان یا تبعید شدگان سیاسی تبعیدی
location counter مکان شمار
unit position مکان واحد
ubiety کیفیت مکان
nowheres در هیچ مکان
memory location مکان حافظه
locative دال بر مکان
left shift تغییر مکان به چپ
displeacement of water تغییر مکان اب
displaciment تغییر مکان
displaciment تفاوت مکان
topographer مکان نگار
topology مکان شناسی
topologist مکان شناس
print position مکان چاپ
public place مکان عمومی
otherwhere در مکان دیگر
loci مکان هندسی
locus مکان هندسی
topography مکان نگاری
adverb of place فرف مکان
place learning مکان اموزی
storage location مکان ذخیره
change of place تغییر مکان
storage location مکان انباره
sign position مکان علامت
place of honor مکان پر افتخار
screen position مکان صفحه
response position مکان جواب
facility مکان ساختمان
move نقل مکان
locality موضع مکان
localities موضع مکان
shift تغییر مکان
moves نقل مکان
shifts تغییر مکان
moved نقل مکان
place مکان موقع
nowhere در هیچ مکان
clearing مکان مسطح
clearings مکان مسطح
location مکان یابی
locations مکان یابی
cursors مکان نما
displacement تغییر مکان
cursor مکان نما
shifted تغییر مکان
placing مکان موقع
places مکان موقع
piston displacement تغییر مکان پیستون
permanent change of station تغییر مکان دایمی
drilling position مکان مته کاری
shifted تغییر مکان انتقال
shifts تغییر مکان انتقال
fleche نقل مکان شمشیرباز
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
locus of centres مکان هندسی مرکزها
location of industry تعیین مکان صنعت
location theory نظریه تعیین مکان
logic shift تغییر مکان منطقی
logical shift تغییر مکان منطقی
mental topography مکان نگاری ذهن
locate mode باب مکان یابی
end around shift تغییر مکان دورگشتی
protected location مکان حفافت شده
shift register ثبات تغییر مکان
radius vector بردار مکان [ریاضی]
location vector بردار مکان [ریاضی]
position بردار مکان [ریاضی]
position vector بردار مکان [ریاضی]
red shift تغییر مکان سرخ
ring shift تغییر مکان حلقهای
shift out تغییر مکان به بیرون
sides way تغییر مکان جانبی
topological psychology روانشناسی مکان نگر
toponymic وابسته به مکان نامی
transmigrator نقل مکان کننده
rudder مکان عمودی متحرک
whereabout حدود تقریبی مکان
circular shift تغییر مکان دایرهای
cyclic shift تغییر مکان چرخهای
displacement جابجاشدگی تغییر مکان
elevators مکان افقی متحرک
elevator مکان افقی متحرک
cursor control کنترل مکان نما
current location counter شمارنده مکان فعلی
crusor arrows پیکانهای مکان نما
components of displacement مولفههای تغییر مکان
mobility قابلیت نقل مکان
circular shift تغییر مکان حلقوی
universe کون و مکان دهر
rudders مکان عمودی متحرک
locus مکان هندسی مرکزها
arithmetic shift تغییر مکان حسابی
flits نقل مکان کردن
flit نقل مکان کردن
shift تغییر مکان انتقال
topography مکان نگاری مساحی
flitting نقل مکان کردن
flitted نقل مکان کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com