Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English
Persian
make up a deficit
تامین کردن کسری
Other Matches
garnishee
کسی که خواستهای نزداو تامین یا توقیف باشد تامین مدعا به کردن
make up a deficit
جبران کردن کسری
to invert a fraction
برخهای را برگرداندن کسری را معکوس کردن
remanding
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remanded
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remand
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
remands
اخذ تامین مجدد تشدید تامین
garnishment
تامین خواسته حکم تامین مدعابه
close in security
برقراری تامین در نزدیک شدن به دشمن تامین تقرب به دشمن
to pull off something
[contract, job etc.]
چیزی را تهیه کردن
[تامین کردن]
[شغلی یا قراردادی]
ensuring
تامین کردن
cover
تامین کردن
ensured
تامین کردن
ensures
تامین کردن
guaranteed
تامین کردن
supplied
تامین کردن
secure
تامین کردن
secures
تامین کردن
guarantees
تامین کردن
guarantee
تامین کردن
ensure
تامین کردن
supplying
تامین کردن
supply
تامین کردن
insures
تامین کردن
take care of
تامین کردن
fulfill
تامین کردن
covers
تامین کردن
give security for
تامین کردن
coverings
تامین کردن
insuring
تامین کردن
elevation of security
زیاد کردن تامین
secures
مطمئن تامین کردن
safety
برقرار کردن تامین
victual
خواربار تامین کردن
secure
تامین کردن هدف
secure
مطمئن تامین کردن
secures
تامین کردن هدف
to feather ones nest
تامین اتیه کردن
guarantee
تامین تضمین کردن
guaranteed
تامین تضمین کردن
to ensure something
تامین کردن
[چیزی]
guarantees
تامین تضمین کردن
tucker
تامین غذا کردن
levy a sum on a person's property
تامین خواسته کردن
safeguards
تامین کردن امن نگهداشتن
protect a bill
وجه براتی را تامین کردن
safeguard
تامین کردن امن نگهداشتن
to safeguard
[against]
تامین کردن
[علیه]
[در برابر]
provide
میسر ساختن تامین کردن
safeguarded
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarding
تامین کردن امن نگهداشتن
provides
میسر ساختن تامین کردن
communication security monitoring
کنترل تامین مخابراتی نظارت در امر تامین مخابراتی
to secure
تامین کردن
[مطمئن کردن ]
[حفظ کردن]
pre empt
از پیش برای خود تامین کردن
levy a sum on a person's property
به منظور تامین مدعی به دارایی کسی را توقیف کردن
to secure a debtby a mortagage
با گرفتن گرو بستانکاری خودرا ازدیگران تامین کردن
communication security account
میزان تامین مخابراتی اندازه تامین مخابراتی
PID
متصل یاد شده به سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه به کاربران
shortsage
کسری
deficits
کسری
fraction line
خط کسری
deficit
کسری
shortages
کسری
fractional part
جز کسری
shortcomings
کسری
fractionary
کسری
shortcoming
کسری
shortfalls
کسری
shortage
کسری
leakage
کسری
aliquot
کسری
leakages
کسری
fractional
کسری
inadequate
کسری
fractions
کسری از
fraction
کسری از
leakage or breakage
کسری
shortfall
کسری
mantissa
جزء کسری
deficiencies
کسری ایراد
leakage
کمبود و کسری
fixed point part
جزء کسری
under-
کسری دار
two thousand odd
0002 و کسری
basic deficit
کسری کلی
basic deficit
کسری اساسی
trade deficit
کسری تجارت
fractional turn
چرخش کسری
fractional size
اندازه کسری
fractional rotation
گردش کسری
fractional pitch
گام کسری
short
کسری داشتن
trade gap
کسری تجارتی
deficiency
کسری ایراد
leakages
کمبود و کسری
trade deficit
کسری بازرگانی
fractionation method
روش کسری
lacks
فقدان کسری
under
کسری دار
shorter
کسری داشتن
shorter
تک تیر کسری
short
تک تیر کسری
lack
فقدان کسری
lacked
فقدان کسری
shortest
کسری داشتن
budget deficit
کسری بودجه
shortest
تک تیر کسری
trade balance deficit
کسری تراز تجاری
roots
توان کسری یک عدد
red
کسری داشتن حساب
root
توان کسری یک عدد
redder
کسری داشتن حساب
reds
کسری داشتن حساب
mantissa
بخش کسری عدد
lag rate
میزان کسری پرسنل
reddest
کسری داشتن حساب
lag rate
نسبت کسری نیروی انسانی
proportional parts
بخشهای کسری اقلام تصاعدی یک جدول
real number
عددی که با بخش کسری همراه است .
improper fraction
کسری که صورت ان بزرگتر از مخرج باشد
scareup
فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
leakages
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
leakage
مقداری که معمولابرای کسری در اثرنشتی درنظر میگیرند
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand.
آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
point
که تقسیم بین واحد کامل و بخش کسری آنها
ikon
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
integer
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
integers
گونه سریع تر BASIC که فقط از ریاضیات صحیح استفاده میکند و عدد کسری نمیپذیرد
fractional reserve banking
روش مبتنی بر ذخیره جبران کسری در امریکا در ازای هرصد دلاری که مشتریان دربانک می گذارد
decimal
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
decimals
نقط های که نشان دهنده تقسیم بین تمام اعداد واحد و بخش کوچکتر کسری عددد دهدهی مثل ... است
safety
تامین
hedging
تامین
water supplies
تامین اب
cover
تامین
water supply
تامین اب
coverings
تامین
safety limit
حد تامین
securement
تامین
security
تامین
securing
تامین
covers
تامین
internal security
تامین داخلی
financier
تامین اعتبارکننده
secure
تامین شده
secures
درامان تامین
financiers
تامین اعتبارکننده
the rule of law
تامین قانونی
troop safety
تامین عده ها
the rule of law
تامین قضایی
local security
تامین محلی
preservation of evidence
تامین دلیل
buffer zone
منطقه تامین
safety factor
ضریب تامین
signal security
تامین مخابراتی
communication security
تامین مخابراتی
provisioning
تامین ذخیره
protection
تامین نامه
area security
تامین منطقه
security
تامین مصونیت
committment
تامین اعتبار
factor of safety
عامل تامین
procurement
تامین اماد
physical security
تامین تاسیسات
buffer zones
منطقه تامین
secures
تامین شده
buffer stock
تامین ذخیره
funding
تامین وجه
appropriation reimbur sement
تامین اعتبار
safety stakes
دستکهای تامین
cryptosecurity
تامین رمز
electronic security
تامین الکترونیکی
safety factor
عامل تامین
supply port
درگاه تامین
collective security
تامین اجتماعی
insecurity
عدم تامین
chemical security
تامین شیمیایی
quia timet
حکم تامین
secure
درامان تامین
social security
تامین اجتماعی
safety diagram
دیاگرام تامین
transmission security
تامین مخابره
transmission security
تامین ارسال
point
نقط های که تقسیم بین بیتهای عدد کامل و بخش کسری آنرا از عدد دودویی نشان میدهد
financing
تامین هزینه پولی
supply company
شرکت تامین کننده
finances
تامین هزینه پولی
pacification
تامین ثبات داخلی
collective security
تامین دسته جمعی
ups
تامین برق بی وقفه
continuing appropriation
تامین اعتبار پیوسته
system maintenance
تامین و نگهداری سیستم
continuing appropriation
مداومت تامین اعتبار
deficit financing
تامین کسر بودجه
financed
تامین هزینه پولی
security for cost
تامین هزینه دادرسی
water supply to navigation
تامین اب کانال کشتیرانی
communication security
برقراری تامین مخابراتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com