Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English
Persian
peptonize
تبدیل به پپتن کردن
Other Matches
peptone
پپتن
novatio non presumiter
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
fraction
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
fractions
بخش قسمت تبدیل بکسر متعارفی کردن بقسمتهای کوچک تقسیم کردن
totalitarianize
تبدیل بحکومت یکه تاز کردن بصورت حکومت مطلقه واستبدادی اداره کردن
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
converts
تبدیل کردن
gear level
تبدیل کردن
commuting
تبدیل کردن
transform
تبدیل کردن
turn
تبدیل کردن
transrorm
تبدیل کردن
commute
تبدیل کردن
turns
تبدیل کردن
commuted
تبدیل کردن
commutes
تبدیل کردن
reduce
تبدیل کردن
scorify
تبدیل به کف کردن
transmute
تبدیل کردن
convert
تبدیل کردن
reducing
تبدیل کردن
converted
تبدیل کردن
transmuting
تبدیل کردن
transformed
تبدیل کردن
transmuted
تبدیل کردن
converting
تبدیل کردن
transmutes
تبدیل کردن
transforming
تبدیل کردن
transforms
تبدیل کردن
reduces
تبدیل کردن
to convert something into something
تبدیل کردن به
to turn something into something
تبدیل کردن به
convert
تبدیل کردن
reset
تبدیل کردن
toggles
تبدیل کردن
redeploy
[staff]
تبدیل کردن
toggle
تبدیل کردن
transact
تبدیل کردن
to transform
[into]
تبدیل کردن
[به]
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
conversion scale
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
تبدیل صورت تبدیل هیئت
surrenders
پس گرفتن و تبدیل کردن
verbalizes
تبدیل به فعل کردن
phosphatize
تبدیل به فسفات کردن
lignify
تبدیل به چوب کردن
capitalizing
تبدیل بسرمایه کردن
charr
تبدیل به زغال کردن
verbalizing
تبدیل به فعل کردن
lever
تبدیل به اهرم کردن
forests
تبدیل به جنگل کردن
hypostatize
تبدیل بماده کردن
aerify
تبدیل به هوا کردن
realizes
تبدیل به پول کردن
etherify
تبدیل به اتر کردن
forest
تبدیل به جنگل کردن
realizing
تبدیل به پول کردن
stencilize
تبدیل به استنسیل کردن
capitalizes
تبدیل بسرمایه کردن
surrendered
پس گرفتن و تبدیل کردن
sugar
تبدیل به شکر کردن
capitalised
تبدیل بسرمایه کردن
nitrate
به نیترات تبدیل کردن
nitrates
به نیترات تبدیل کردن
porcelainize
تبدیل بچینی کردن
verbalised
تبدیل به فعل کردن
verbalises
تبدیل به فعل کردن
verbalising
تبدیل به فعل کردن
verbalized
تبدیل به فعل کردن
fluidize
تبدیل به مایع کردن
capitalized
تبدیل بسرمایه کردن
coke
تبدیل به زغال کردن
structuralize
تبدیل به ساختمان کردن
capitalize
تبدیل بسرمایه کردن
capitalising
تبدیل بسرمایه کردن
sugars
تبدیل به شکر کردن
capitalises
تبدیل بسرمایه کردن
surrender
پس گرفتن و تبدیل کردن
agglutinate
تبدیل به چسب کردن
versify
تبدیل بنظم کردن
gasification
تبدیل کردن بگاز
levers
تبدیل به اهرم کردن
cokes
تبدیل به زغال کردن
compartmentalised
تبدیل به اجزا کردن
reify
تبدیل بماده کردن
realised
تبدیل به پول کردن
compartmentalises
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalising
تبدیل به اجزا کردن
pustulate
تبدیل به کورک کردن
vitriolize
تبدیل به زاج کردن
ozonize
تبدیل به ازن کردن
liquation
تبدیل باب کردن
incineration
تبدیل بخاکستر کردن
lapidify
تبدیل به سنگ کردن
nitrogenize
تبدیل به ازت کردن
provincialize
تبدیل باستان کردن
nebulize
تبدیل به ذرات کردن
to change to the better
تبدیل به احسن کردن
saccharify
تبدیل به قند کردن
realises
تبدیل به پول کردن
compartmentalized
تبدیل به اجزا کردن
compartmentalizes
تبدیل به اجزا کردن
interchange energy
تبدیل کردن انرژی
compartmentalizing
تبدیل به اجزا کردن
realize
تبدیل به پول کردن
scorify
تبدیل به تفاله کردن
verbalize
تبدیل به فعل کردن
realized
تبدیل به پول کردن
compartmentalize
تبدیل به اجزا کردن
ionize
تبدیل به یون کردن
gorgonize
تبدیل بسنگ کردن
salify
تبدیل به نمک کردن
prosify
تبدیل به نثر کردن
saponify
تبدیل بصابون کردن
acetify
تبدیل به سرکه کردن
realising
تبدیل به پول کردن
marmarize
تبدیل بمرمر کردن
charring
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
chars
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
afforest
تبدیل به جنگل کردن جنگلکاری کردن
char
تبدیل به زغال کردن نیمسوز کردن
restitution
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
liquify
گداختن تبدیل به مایع کردن
actualization
تبدیل به ارزش حال کردن
kaolinize
تبدیل به خاک چینی کردن
decimalize
تبدیل کردن به سیستم دهدهی
transubstantiate
بجسم دیگری تبدیل کردن
liquefying
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefy
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefies
گداختن تبدیل به مایع کردن
liquefied
گداختن تبدیل به مایع کردن
negotiate
به پول نقد تبدیل کردن
negotiating
به پول نقد تبدیل کردن
mineralize
تبدیل بسنگ معدن کردن
to transubstantiate
به جسم دیگری تبدیل کردن
gasify
تبدیل به گاز کردن بخارکردن
negotiates
به پول نقد تبدیل کردن
negotiated
به پول نقد تبدیل کردن
nitrify
تبدیل به نمک شوره کردن
harden
تبدیل به جسم جامد کردن
hardens
تبدیل به جسم جامد کردن
sward
سطح چمنزار تبدیل به مرغزار کردن
transposing
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transposes
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
transpose
به طرف دیگرمعامله بردن تبدیل کردن
arterialize
تبدیل کردن خون شریانی به وریدی
silicify
تبدیل به سنگ چخماق یا درکوهی کردن
commercialization
تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
ghettoize
تبدیل کردن به محله اقلیت هاو فقرا
feudalization
عمل ملوک الطوایفی کردن تبدیل به تیول
resinify
تبدیل به صمغ یا رزین کردن صمغی شدن
ammoniate
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
sextuplicate
شش برابر کردن تبدیل به شش کردن
assembler
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
atomised
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
flan
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
atomising
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizing
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
flans
تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
hepatize
تبدیل بماده جگری کردن مانندجگرسفت وبی هواساختن
atomises
تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
binary to hexadecimal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
cash in
<idiom>
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول
conversion
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
pooler
وسیلهای برای یکپارچه کردن و یا تبدیل داده کلیدی ورودی به صورتی که قابل قبول کامپیوتر اصلی باشد
preparation
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
preparations
تبدیل داده به حالت قابل خواندن ماشین بیش از وارد کردن داده
denationalization
تبدیل مجدد مالکیت عمومی به مالکیت خصوصی بازگشت به وضع قبل از ملی کردن
inverts
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
gelatinize
تبدیل به دلمه یا ژلاتین کردن ژلاتین زدن به
clamper
مداری که سطح سیگنال را از نوک اسکن کردن یا سایر وسایل ورودی به بیشترین حد محدود میکند زودتر از وقتی که به یک مقدار عددی تبدیل شود
capitalization
تبدیل به سرمایه کردن تجمع سرمایه
quintuple
تبدیل به پنج کردن پنج تایی
slurry
تبدیل به محلول ابکی کردن ابکی
service
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
serviced
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
conversions
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
conversion
استفاده بلاجهت و من غیر حق از مال غیر اختلاس کردن تبدیل یک بدهی به بدهی دیگربا نرخ ارز کمتر
decollator
ماشینی که موضوعات مختلف را به ورقههای مجزا تبدیل میکند و یا جدا کردن موضوعات تکه تکه به قط عات جدا
modem
وسیلهای که امکان ارسال داده از طریق خط تلفن با تبدیل کردن سیگنال دودویی از کامپیوتر به سیگنال آنالوگ صوتی ه قابل ارسال روی خط تلفن است فراهم می :ند
toggles
تبدیل
transmutation
تبدیل
reduces
تبدیل
modification
تبدیل
reduce
تبدیل
alteration
تبدیل
interconversion
تبدیل
reducing
تبدیل
toggle
تبدیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com