Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English
Persian
sweep
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
Other Matches
sector of search
منطقه تجسس رادار
ranging
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
submarine havens
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
launching area
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
specific search
تجسس اختصاصی منطقه
drop zone
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
sweep
تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
spiral scanning
مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
aerospace projection operations
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
sector of search
منطقه مراقبت رادار
radar clutter
منطقه کور رادار
target cap
گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
radar clutter
منطقه پوشیده از دید رادار
clara
منطقه رادار پاک است
altitude hole
ناحیه کور در منطقه دید رادار
inserted grouping
میدان دید مخلوط رادار منطقه کاوش مختلط
damage area
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
area assessment
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
area of operation
منطقه عملیات
air surface zone
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
air surface zone
منطقه عملیات ضد زیردریایی
staging area
منطقه شروع عملیات
zone of action
منطقه عملیات یکان
air area operations
عملیات منطقه هوایی
aerospace projection operations
بالای منطقه عملیات
area security
تامین منطقه عملیات
sanctuaries
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
intermediate area
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
area of military significant fallout
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
landing area
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
service area
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
run up area
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
airspace reservation
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
display controlled
نمایش منطقه در روی صفحه رادار راداری که تصویر ان مستقیما نشان داده میشود
staging area
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
grid zone
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
polynia
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
haven submarine
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
leave area
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
area coordination group
گروه هماهنگ کننده عملیات منطقه
aerospace
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
proportional clothing
لباس هماهنگ یا همرنگ زمین یا منطقه عملیات
assault area diagram
نمودار مشخصات منطقه هجوم عملیات اب خاکی
regionalism
منطقه سازی
area oriented
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row
<idiom>
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
radar scan
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
transfer area
در عملیات اب خاکی منطقه نقل و انتقال نیروها ازناوچه ها به ساحل
lapped
منطقه پاک سازی مین
lap
منطقه پاک سازی مین
transit area
منطقه ترانزیت یا پیاده وسوار کردن بار یا سوار کردن پرسنل
paddock
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
paddocks
منطقه پارک کردن اتومبیل واماده کردن ان پیش ازمسابقه
sector
منطقه عمل منطقه مسئولیت
zone of fire
منطقه اتش منطقه تیراندازی
remotest
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
crossing area
منطقه گذار منطقه پایاب
remoter
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remote
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
منطقه رزمی منطقه نبرد
sectors
منطقه عمل منطقه مسئولیت
kill area
منطقه خطر منطقه تلفات
tropopause
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
exploratory hunting
عملیات اکتشافی و خنثی کردن مین یا مین روبی
holding area
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
infiltrates
نفوذ کردن در منطقه
illuminate
روشن کردن منطقه
illuminates
روشن کردن منطقه
infiltrated
نفوذ کردن در منطقه
illuminating
روشن کردن منطقه
infiltrate
نفوذ کردن در منطقه
infiltrating
نفوذ کردن در منطقه
area monitoring
مراقبت کردن از منطقه
motif
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
screens
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screen
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screened
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
screening, screenings
دیدبانی و شناسایی کردن پوشش کردن منطقه شبکه پوششی استتار کردن استتار
search light illumination
روشن کردن منطقه با نورافکن
illumination
روشن کردن منطقه روشنایی
altitude acclimatization
عادت کردن به ارتفاع منطقه
illuminations
روشن کردن منطقه روشنایی
line crosser
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
axial route
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
clandestine assembly area
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
comparative cover
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
demolition target
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
chemical survey
بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
pickup zone
منطقه بارگیری و بار کردن وسایل
fish out
تمام کردن ذخیره ماهی یک منطقه
area blocking
سد راه کردن رقیب در منطقه معین
illumination plan
طرح روشن کردن منطقه نبرد
mopping up
پاک کردن منطقه ازوجود بقایای دشمن
mine watching
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
separation zone
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
defense coastal area
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
airspace prohibited area
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
demolition guard
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
demilitarization
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
illumination by reflection
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
island bases
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
ratline
عملیات عبور دادن مواد وپرسنل بطور پنهانی از مرزیا داخل داخل منطقه دشمن
staging area
فاصله بین منطقه اماده کردن اتومبیل و نقطه شروع
break out
نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
paddock
منطقه اماده و زین کردن و گردش اسب پیش ازمسابقه
paddocks
منطقه اماده و زین کردن و گردش اسب پیش ازمسابقه
island
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
seeker
رادار تجسس هدف
surveillance radar
رادار تجسس هدف
clearing operations
عملیات مین روبی
intersectional service
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
interlook dormant period
زمان توقف دستگاه رادار مدت زمان توقف کار تجسس رادار
circular scanning
مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
transient forces
نیروهای در حال عبور یا نقل و انتقال نیروهای در حال توقف موقت در منطقه عملیات
secondary landing
منطقه پیاده شدن فرعی برای پشتیبانی از عملیات پیاده شدن اصلی
attrition sweeping
مین روبی ضد عملیات فرسایشی دشمن
intercepting search
کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
illumination by diffusion
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس نور غیر مستقیم یاسایه روشن
area of operational interest
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
air defense action area
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
clattering
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatter
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clatters
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
clattered
تار کردن صفحه رادار تولید خطوط پارازیت سفید در صفحه رادارکور کردن صفحه رادار
sweep
درو کردن منطقه بااتش درو در عرض
antisubmarine search
عملیات تجسس ضد زیردریایی
search and rescue
عملیات تجسس و نجات
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
counter surveillance
عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
mine clearance
مین روبی کردن
sector scan
کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
radar comouflage
استتار کردن از دید رادار استتار در مقابل رادار
sector
منطقه
region
منطقه
territories
منطقه
territory
منطقه
zones
منطقه
block
منطقه
regions
منطقه
belt
منطقه
belted
منطقه
locales
منطقه
blocked
منطقه
blocks
منطقه
sectors
منطقه
shingles
منطقه
locale
منطقه
belts
منطقه
districts
منطقه
areas
منطقه
area
منطقه
regional
<adj.>
منطقه ای
district
منطقه
separation zone
منطقه حد
zone
منطقه
local
<adj.>
منطقه ای
searchingly
تجسس کردن
feedout
تجسس کردن
search
تجسس کردن
searched
تجسس کردن
searches
تجسس کردن
tensile zone
منطقه کششی
neutral zone
منطقه بیطرف
defense zone
منطقه پدافند
neutral zone
منطقه بی طرف
defense sector
منطقه پدافندی
critical region
منطقه بحرانی
demilitarized zone
منطقه بی طرف
demilitarized zone
منطقه غیرنظامی
defended area
منطقه زیرپدافند
off limits
منطقه ممنوعه
cerebral localization
منطقه بندی مخ
prohibited zone
منطقه ممنوعه
neutral zone
منطقه خنثی
kill area
منطقه کشندگی
defiladed area
منطقه پوشیده
joint zone
منطقه مشترک
saturated zone
منطقه اشباع
communication zone
منطقه مواصلات
middle latitude
منطقه معتدله
the frigid zone
منطقه افسرده
the frigid zone
منطقه منجمده
zine of saturation
منطقه اشباع
blind zone
منطقه کور
observing sector
منطقه دیدبانی
military area
منطقه نظامی
commercial area
منطقه تجاری
crossing area
منطقه عبور
zones
منطقه دفاعی
danger area
منطقه خطرناک
danger area
منطقه خطر
lodgment area
منطقه استقرار
aeration zone
منطقه هواگیر
buffer zones
منطقه تامین
infiltrating
نفوذ به منطقه
buffer zones
منطقه پیشگیری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com