Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
trade discount
تخفیف صنفی
Other Matches
corporate
صنفی
syndicates
اتحادیه صنفی
troop unit
یکان صنفی
guild economy
اقتصاد صنفی
craft union
اتحادیه صنفی
trades unions
اتحادیه صنفی
trade price
قیمت صنفی
commercial court
دادگاههای صنفی
trade association
تشکیلات صنفی
trade association
انجمن صنفی
union
<adj.>
اتحادیه صنفی
syndicate
اتحادیه صنفی
guild socialism
سوسیالیسم صنفی
trade union
اتحادیه صنفی
trade unions
اتحادیه صنفی
non union
جدا از اتحادیه صنفی
trade unionists
عضو اتحادیه صنفی
trade unionist
عضو اتحادیه صنفی
syndicalism
پیروی از اصول اتحادیه صنفی
insignia
درجه یا علامت صنفی نظامی
lingo
زبان صنفی ومخصوص طبقه خاص
lingoes
زبان صنفی ومخصوص طبقه خاص
assuagement
تخفیف
abatement
تخفیف
attenuation
تخفیف
commissions
تخفیف
damping
تخفیف
commission
تخفیف
allayment
تخفیف
commissioning
تخفیف
discounts
تخفیف
discount
تخفیف
discounted
تخفیف
rebates
تخفیف
discounting
تخفیف
rebate
تخفیف
slaked
تخفیف
slake
تخفیف
slakes
تخفیف
reduction
تخفیف
reductions
تخفیف
mitigation
تخفیف
clemency
تخفیف
relaxation
تخفیف
concession
تخفیف
alleviation
تخفیف
refraction
تخفیف
volume discount
تخفیف
remissive
تخفیف دهنده
volume discont
تخفیف مقداری
trade discount
تخفیف تجاری
volume discont
تخفیف خریدعمده
quantity discount
مقدار تخفیف
abatable
قابل تخفیف
immitigable
تخفیف ناپذیر
relaxation of penultis
تخفیف جرایم
rate of discount
نرخ تخفیف
mitigable
تخفیف دادنی
loyalty discount
تخفیف وفاداری
derogate
تخفیف دادن
discount rate
نرخ تخفیف
discount rate
میزان تخفیف
discountable
تخفیف بردار
extenuate
تخفیف دادن
extenuatextent
تخفیف دادن
extenuating
تخفیف دهنده
extenuative
تخفیف دهنده
extenuatory
تخفیف امیز
give a reduction
تخفیف دادن
incommutably
یا تخفیف داد
incommutable
تخفیف ناپذیر
mitigation of punishment
تخفیف مجازات
commutative
تخفیف دار
commutation ticket
بلیط با تخفیف
alleviator
تخفیف دهنده
quantity discount
تخفیف کلی
quantity discount
میزان تخفیف
bank discount
تخفیف بانکی
bate
تخفیف دادن
cash discount
تخفیف نقدی
quantity allowance
تخفیف کلی
progressive rebate
تخفیف تصاعدی
money off offer
فروش با تخفیف
commmute
تخفیف دادن
commutability
تخفیف پذیری
commutation
تخفیف جرم
commutation
تخفیف مجازات
incommutability
تخفیف ناپذیری
commutes
تخفیف دادن
abating
تخفیف دادن
relieve
تخفیف دادن
slash
تخفیف زیاددادن
remitting
تخفیف دادن
slashed
تخفیف زیاددادن
remitted
تخفیف دادن
remits
تخفیف دادن
abates
تخفیف دادن
commuted
تخفیف دادن
commute
تخفیف دادن
assuage
تخفیف دادن
assuaged
تخفیف دادن
assuages
تخفیف دادن
assuaging
تخفیف دادن
abate
تخفیف دادن
abated
تخفیف دادن
slashes
تخفیف زیاددادن
remit
تخفیف دادن
relieving
تخفیف دادن
slashing
تخفیف زیاد
cuts
تخفیف بریدگی
cut
تخفیف بریدگی
commuting
تخفیف دادن
rebate
تخفیف کاهش
rebates
تخفیف کاهش
discount
تخفیف دادن
discounted
تخفیف دادن
discounting
تخفیف دادن
discounts
تخفیف دادن
relieves
تخفیف دادن
scant
تخفیف یافتن
allowance
تخفیف مقرری
allowances
تخفیف مقرری
remission
گذشت تخفیف
relaxing
تخفیف یافتن
relaxes
تخفیف یافتن
unmitigated
تخفیف نیافته
relax
تخفیف یافتن
privileged communication
مکاتبات یا ارتباطاتی که برمبنای اطمینان صنفی با وکیل دادگستری به وجود می اید ووی مجاز به افشای انهانیست بذور کلی هر نوع نامه و مکاتبهای که به دلائل قانونی نباید گشوده و فاش شود
slasher
تخفیف فاحش دهنده
slaughtered
تخفیف زیاد دادن
berate
تخفیف درجه دادن
quantity discount
تخفیف عمده فروشی
quantity rebate
تخفیف عمده فروشی
slaughters
تخفیف زیاد دادن
unbated
تخفیف داده نشده
slaughter
تخفیف زیاد دادن
loyalty rebate
تخفیف مشتریان دائم
freight rebate
تخفیف هزینه حمل
slash
تخفیف زیاد دادن
extenuate
تخفیف دادن کاستن از
discount of goods
تخفیف روی کالا
slashed
تخفیف زیاد دادن
he would not bade a biner
یک دینارهم تخفیف نمیدهد
slashes
تخفیف زیاد دادن
berating
تخفیف درجه دادن
berated
تخفیف درجه دادن
immitigably
بطور تخفیف ناپذیر
loyalty discount
تخفیف مشتریان دائم
berates
تخفیف درجه دادن
subsidence
تخفیف درد وغیره
lowering
: پایین اوردن تخفیف دادن
synergy
پدیده تشدید یا تخفیف اثر
cynergy
پدیده تشدید یا تخفیف اثر
lower
: پایین اوردن تخفیف دادن
allowance
تخفیف وزن بار اسب
allowances
تخفیف وزن بار اسب
alight
راحت کردن تخفیف دادن
alighted
راحت کردن تخفیف دادن
alighting
راحت کردن تخفیف دادن
alights
راحت کردن تخفیف دادن
lowers
: پایین اوردن تخفیف دادن
profit cannibalism
افراط در تخفیف و ارزان فروشی
mitigative
سبک سازنده تخفیف دهنده
lessened
کمتر شدن تخفیف یافتن
lowered
: پایین اوردن تخفیف دادن
lessens
کمتر شدن تخفیف یافتن
lessen
کمتر شدن تخفیف یافتن
lessening
کمتر شدن تخفیف یافتن
pull down
پایین اوردن تخفیف دادن
shifting pedal
وسیله تخفیف وتضعیف چیزی
slashes
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
reduce
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
loyalty rebate
تخفیف وفاداری به یک کالا یاشرکت خاص
slashed
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slash
تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
commute
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
commuted
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
remittent
تخفیف یابنده موقتا تسکین دهنده
paregoric
تخفیف دهنده درد تنتور مسکن
trade discount
تخفیف عمده از طرف تولیدکننده به خریدار
reduces
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
reducing
استحاله یا احاله کردن تخفیف دادن
commutes
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
analgesia
بی حسی نسبت بدرد تخفیف درد
commuting
مسافرت کردن بابلیط تخفیف دار
cash discount
تخفیف مخصوص خریداری که وجه را در موعد مقرر بپردازد
guild socialism
سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
currency depreciation race
تخفیف قیمت پول رایج کشور نسبت به پول سایرممالک که باعث افزایش صادرات میشود
tax deduction
تخفیف مالیاتی مخارجی که معافیت مالیاتی دارند
skimming
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
reduced price
بهای کاسته بهای تخفیف دار
mitigates
تخفیف دادن تسکین دادن
mitigated
تخفیف دادن تسکین دادن
mitigate
تخفیف دادن تسکین دادن
provcation
در CL هرگاه برهیات منصفه ثابت شود که متهم در اثر فعل یا سخن یاهر دو تحریک شده باشدممکن است این موضوع باعث برائت متهم یا تجویز تخفیف بشود
speaking with prosecutor
در جرایم علیه افراد که از نوع جنحه باشددادگاه به متهم اجازه میدهد که پیش از شروع رسیدگی با شاکی صحبت کند وهر گاه او رضایت خود رااعلام کند مجازات مرتکب تخفیف کلی پیدا میکند
soft-pedaled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com