English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
flight clearance تعیین امنیت پرواز
Other Matches
inflight reliability تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
crest clearing graph نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
fixer system سیستم اکتشاف و تعیین محل هواپیماهای در حال پرواز
command altitude ارتفاع فرمان داده شده برای پرواز ارتفاع تعیین شده برای هواپیمای رهگیر
flight coordination هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
contour flying پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
runway راه پرواز باند پرواز
sortie پرواز یک هواپیما یایک پرواز
sorties پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runways راه پرواز باند پرواز
flying status وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
contour flight پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
authentication تعیین نشانی تعیین معرف کردن
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
defaulting مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulted مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
peacefulness امنیت
security امنیت
safety امنیت
physical security امنیت فیزیکی
computer security امنیت کامپیوتر
job security امنیت شغلی
internal security امنیت داخلی
angle of safety زاویه امنیت
national security امنیت ملی
data security امنیت داده ها
buffer distance حاشیه امنیت
security force اداره امنیت
security اداره امنیت
external security امنیت خارجی
buffer distance محوطه امنیت
safety امنیت محفوفیت
security service اداره امنیت
security council شورای امنیت
safety fork دوشاخه امنیت
to hunker down در پی امنیت و آسایش بودن
Department of Homeland Security [DHS] وزارتخانه امنیت کشور
pacific security pact پیمان امنیت پاسفیک
healt and safety commision کمیسیون سلامت و امنیت
software security امنیت نرم افزاری
area of uncertainity محوطه عدم امنیت
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
displacement امنیت در آدرس اندیس دار
internal security امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
stability امنیت داخلی ثبات سیاسی
dosimetry تعیین مقدار جذب شده دارو یاتشعشع اتمی ازمایش تعیین دوز جذب شده
security council شورای امنیت سازمان ملل متحد
minimum clearance حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
located جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locate جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locating جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
locates جای چیزی را تعیین کردن در جای ویژهای قرار دادن تعیین محل کردن
margins فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
margin فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
police action عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت
security specialist فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
beacon flight پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
inflight phase مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
air priorities committee کمیته تعیین ارجحیت حمل ونقل هوایی یا تعیین ارجحیت حمل بار
British Standards Institute سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
trust territory ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
share روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protects که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protecting که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
protect که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shares روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protects یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protect یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
convoy routing تعیین مسیر کاروان دریایی تعیین مسیر حرکت ستون دریایی
radar locating تعیین محل نقاط یا هدفها به وسیله رادار تعیین محل توپهای دشمن به وسیله رادار
DES استاندارد دولت آمریکا برای سیستم رمز بلاک داده با امنیت بالا. مقایسه با # Public Key #
security council یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
unlawful assembly در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
running fix کشیدن سمت متوالی ناو تعیین متوالی سمت ناو اخراج اشعه متوالی برای تعیین ایستگاه
pans در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan- در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
yalta conference م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
junk اطلاعات یا سخت افزاری که بی استفاده است یا از تاریخ گذشته است یا کار امنیت
overhead clearance حاشیه امنیت بالای سر فاصله بالای سر
night flying شب پرواز کن
fly پرواز
flight پرواز
night flying پرواز
blast off پرواز
sorties پرواز
blast-off پرواز
flight line خط پرواز
flying پرواز
trips پرواز
ceiling حد پرواز
sortie پرواز
flight decks پل پرواز
ceilings حد پرواز
flightless بی پرواز
tripped پرواز
flight deck پل پرواز
trip پرواز
dead reckonning پرواز کور
fly پرواز کردن
take off پرواز کردن
flying پرواز کننده
soarer پرواز کننده
preflight قبل از پرواز
administrative flight پرواز اداری
air medal نشان پرواز
combat available اماده به پرواز
space flight پرواز فضایی
blood agent مدت پرواز
aviate پرواز کردن
to launch into the air پرواز کردن
to take off پرواز کردن
sortie reference شماره پرواز
flyby پرواز در ارتفاع کم
flybys پرواز در ارتفاع کم
scampers پرواز سریع
scampering پرواز سریع
scampered پرواز سریع
scamper پرواز سریع
cruising altitude ارتفاع پرواز
in-flight حین پرواز
flypasts پرواز در ارتفاع کم
flypast پرواز در ارتفاع کم
to take wing پرواز کردن
flege قابل پرواز
flight clearance اجازه پرواز
flying speed سرعت پرواز
icarian بلند پرواز
high flying بلند پرواز
flight path مسیر پرواز
flight platform سکوی پرواز
flight ration جیره پرواز
ceilings سقف پرواز
ceiling سقف پرواز
flightworthy قابل پرواز
flighty deck اطاق پرواز
flyable قابل پرواز
flying ground میدان پرواز
flying officer افسر پرواز
flying shot تیر سر پرواز
instrument fkight پرواز کور
flight computer کامپیوتر پرواز
flight control کنترل پرواز
flight engineer مهندس پرواز
post flight بعد از پرواز
flight gear لباس پرواز
flight leader فرمانده پرواز
path of flight مسیر پرواز
flight level سقف پرواز
on the wing پرواز کننده
flight level سطح پرواز
mission ready اماده پرواز
flight manual دستورالعمل پرواز
flight navigator هدایتگر پرواز
flight operations عملیات پرواز
instrument flight پرواز کور
free flight پرواز ازاد
wing پرواز پرش
flight مسیر پرواز
flight decks عرشه پرواز
flight پرواز کردن
return flight پرواز برگشت
single flight پرواز رفت
winging پرواز پرش
flight deck عرشه پرواز
runway خیابان پرواز
runway باند پرواز
runways خیابان پرواز
runways باند پرواز
altivolant بلند پرواز
ambitious بلند پرواز
soloist خلبان تک پرواز
soloists خلبان تک پرواز
goggle عینک پرواز
goggled عینک پرواز
goggling عینک پرواز
high-flying بلند پرواز
kite پرواز کردن
volitant پرواز کننده
visual flight پرواز بصری
volant پرواز کننده
helm سکان پرواز
helms سکان پرواز
aspirational [British E] <adj.> بلند پرواز
kites پرواز کردن
to impose [place] a flying ban قدغن کردن پرواز
sorties هواپیمای اماده به پرواز
hover پرواز نزدیک زمین
aero مربوط به پرواز یا هواپیما
flyable dud هواپیمای قابل پرواز
hoverting حفظ ارتفاع پرواز
What's the flight number? شماره پرواز چیست؟
flight log دفتر وقایع پرواز
hovered پرواز نزدیک زمین
fly control قسمت کنترل پرواز
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com