| Total search result: 202 (16 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| transition |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
| transitions |
تغییر وضعیت از نوعی به نوع دیگر |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| transformed |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
| transforms |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
| transforming |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
| alternate |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
| transform |
تغییر وضعیت چیزی از یک سطح به سطح دیگر |
| alternated |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
| alternates |
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس |
| non return to zero |
سیستم ارسال سیگنال که ولتاژ مثبت نشان دهنده یک عدد دودویی و ولتاژ منفی عدد دیگر باشد. نمایش عدد دودویی که سیگنال در آن وقتی وضعیت داده تغییر میکند تغییر کند و پس از هر بیت داده به ولتاژ صفر برنگردد |
| inverse |
تغییر وضعیت منط قی یک سیگنال یا وسیله به وضعیت مخالف آن |
| transitions |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
| transition |
عبور تغییر از یک حالت بحالت دیگر مرحله تغییر |
| conversion |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
| conversions |
وسیلهای که داده را از یک فرمت به فرمت دیگر تبدیل میکند. مناسب برای سیستم دیگر بدون تغییر محتوای |
| toggles |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
| toggle |
تغییر یافتن بین دو وضعیت |
| shift |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| shifted |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| shifts |
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر |
| another guess |
نوعی دیگر |
| HTML |
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد |
| new deal <idiom> |
تغییر کامل ،شروع تازه ،شانس دیگر |
| ozone |
نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای |
loop |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
| looped |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
| loops |
دستور با حلقه که دستورات دیگر یا داده را در برنامه تغییر میدهد |
| modifiers |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
| modifier |
دستور برنامه نویسی که وضعیت طبیعی دستور را تغییر میدهد |
| modification |
دستوراتی در حلقه که دستورات دیگر یا داده درون برنامه را تغییر میدهد |
| hitch and go |
نوعی پاس که گیرنده بجلو می دود و به سمت دیگر می چرخد و باز به جلو ادامه میدهد |
| cross elasticity of demand |
درصدتغییر تقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت کالای دیگر فرمول کشش متقاطع عبارت است از : |
| control line aircraft |
نوعی هواپیمای مدل که مسیرپرواز ان با تغییر نیروی کشش دو یا چند سیم یا رشته توسط اپراتور زمینی کنترل میشود |
| bit map |
ارایهای از بیت ها که وضعیت خاموش یا روشن بودن انها در ارتباط با ارایهای از چیزهای دیگر است نقشه بیت |
| chasse |
نوعی حرکت با پاها بصورت یک پا روی زمین و یک پای دیگر روی هوا |
| change of edge |
تغییر حرکت از یک لبه تیغه به لبه دیگر بدون چرخیدن بدن |
| modifies |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| modify |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| modifying |
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی |
| quick out |
نوعی پاس که گیرنده به جلومی دود و برای دریافت پاس به کنار تغییر مسیر میدهد |
plug |
[نوعی نخ رفو که در آن تکه ای از فرش دیگر را برای ترمیم پارگی یا سوختگی فرش ترمیمی به آن بافته با می دوزند.] |
| zero wait state |
که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود |
| gray code |
سیستم کدگذاری که نمایش دودویی اعداد ورودی فق با یک بیت از یک عدد به عدد دیگر در زمان تغییر میکند |
| end around |
تغییر حرکت بازیگر از گوش به گوش دیگر |
| brand switching |
تغییر مصرف از یک نام به نام تجارتی دیگر |
| shift key |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| shift keys |
که تابع دوم کلیدها را ایجاد میکند, مصل مجموعه حروف دیگر , با تغییر دادن خروجی به صورت حروف بزرگ |
| serviceability criteria |
وضعیت امادگی تجهیزات وضعیت قابلیت استفاده ازوسایل |
| hartley |
بیت و یا احتمال یک وضعیت از بین ده وضعیت معادل |
| active status |
وضعیت خدمتی پرسنل کادرارتش وضعیت فعال |
| pareto criterion |
ضابطه پاراتو بر اساس این معیار که دراقتصاد رفاه بکار برده میشودان تغییر و وضعیتی نسبت به قبل بهتر خواهد بود که بتوان حداقل وضعیت یک فرد رابهبود بخشید بدون اینکه به دیگران صدمهای وارد اید |
| races |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
| race |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
| raced |
وضعیت خطا در یک مدار دیجیتا که وضعیت یا خروجی مدربستگی به زمان بندی دقیق بین سیگنالهای ورودی دارد. |
| statement of service |
خلاصه وضعیت خدمتی وضعیت خدمت |
| chains |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
chain |
باس ارتباطی که یک وسیله را به دیگری متصل میکند. و هر وسیله میتواند دادهای که در خط به سوی وسیله دیگر وجود دارد دریافت یا ارسال یا تغییر بدهد |
| crossover |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
| conversions |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
| conversion |
تغییر از یک سیستم به سیستم دیگر |
| flying status |
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز |
| flags |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
| flag |
یک بیت در کلمه نشان دهنده وضعیت برای نشان دادن وضعیت وسیله |
| transparent |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
| transparently |
مودمی که در صورت بروز وقفه , تمام وضعیت برنامه و ماشین را حفظ میکند. وقفه سرویس داده میشود و سیستم به وضعیت قبلی برمی گردد |
| holding position |
وضعیت انتظار و در جا زدن وضعیت انتظار هواپیما درمحوطه تاکسی کردن |
| device |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
| devices |
یک بیت درکلمه وضعیت وسیله برای بیان وضعیت وسیله |
| plug compatible |
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال |
| fire bee |
نوعی هدف کش کنترل شونده از روی زمین نوعی هواپیمای بی خلبان توربوجتی |
| end strings |
نخهای قابل تغییر کیسه لاکراس برای تغییر عمق ان |
| unclocked |
مدار الکترونیکی یا فلیپ فلاپ که با تغییر ورودی وضعیتش تغییر میکند و نه با سیگنال ساعت |
| asynchronous |
1-کامپیوتری که از یک عمل به عمل دیگر طبق سیگنالهای دریافت شده پس از خاتمه فرآیند تغییر میکند. 2-کامپیوتری که در آن یک فرآیند در آغاز ورود سیگنال یا داده آغاز میشود به جای اینکه مط ابق با باس ساعت باشد |
| chips |
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است |
| chip |
قطعهای که حاوی مدارهایی برای بررسی آزمایش روی مدارهای دیگر یا قط عات دیگر است |
| income effect |
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها |
| hangovers |
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است |
| hangover |
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است |
| varies |
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن |
| vary |
تغییر دادن تغییر کردن اختلاف داشتن |
| otherwise <adv.> |
به ترتیب دیگری [طور دیگر] [جور دیگر] |
| bittersweet |
نوعی تاجریزی نوعی سیب تلخ |
| readiness condition |
وضعیت امادگی رزمی وضعیت امادگی یکان شرایط اماده باش یکان |
| plastic |
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر |
asses' ears |
نوعی گوشه [نوعی شاخه] |
| variable area nozzle |
نازل پیش برندهای که مساحت سطح مقطع ان برای سازگار شدن با تغییر سرعت و کارکرد سیستم پس سوز یاتغییر فشار اتمسفر یا محیط تغییر میکند |
| reference |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
| references |
نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود |
| changed |
تغییر کردن تغییر دادن |
| change |
تغییر کردن تغییر دادن |
| changing |
تغییر کردن تغییر دادن |
| changes |
تغییر کردن تغییر دادن |
change over |
تغییر روش تغییر رویه |
| some other time |
دفعه دیگر [وقت دیگر] |
| tunnelling |
روش بستن یک بسته داده از یک نوع شبکه دربسته دیگر به طوری که روی شبکه دیگر و ناسازگار قابل ارسال باشد |
| he was otherwise ordered |
جور دیگر مقدر شده بود سرنوشت چیز دیگر بود |
| defense readiness condition |
وضعیت امادگی رزمی ارتش وضعیت امادگی رزمی دفاعی |
| fm |
فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation |
| metafile |
1-فایلی که حاوی فایلهای دیگر باشد. 2-فایلی که داده مربوط به فایلهای دیگر را معرفی کند یا شامل شود |
| cycled |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| cycles |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| cycle |
تغییر مکان یک الگویی از بیتها در کلمه و بیتهایی که در آخر تغییر مکان می یابند به اول کلمه می آیند |
| he had no more no to say |
دیگر سخنی نداشت که بگوید دیگر حرفی نداشت |
| counter march |
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن |
| fet |
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت |
| angular travel |
تغییر مکان زاویهای زاویه تغییر مکان |
| trans shipment |
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر |
| gradient circuit |
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین |
| estate |
وضعیت |
| phases |
وضعیت |
| states |
وضعیت |
| stated |
وضعیت |
| state- |
وضعیت |
| state |
وضعیت |
| status |
وضعیت |
| estates |
وضعیت |
position |
وضعیت |
| attack conditon , bravo |
وضعیت تک |
| positioned |
وضعیت |
| condition |
وضعیت |
| attitude |
وضعیت |
| qualities |
وضعیت |
| quality |
وضعیت |
| phased |
وضعیت |
| phase |
وضعیت |
| manner |
وضعیت |
| attack condition , alfa |
وضعیت تک |
| stating |
وضعیت |
| situations |
وضعیت |
| attitudes |
وضعیت |
| fate |
وضعیت |
| fates |
وضعیت |
| situation |
وضعیت |
| statement |
بیان وضعیت |
| air position |
وضعیت هوایی |
| status report |
گزارش وضعیت |
| personnel status |
وضعیت پرسنلی |
| control status |
وضعیت کنترلی |
| steady state |
وضعیت پایدار |
| advice of fate |
اعلام وضعیت |
| marginal case |
وضعیت نهائی |
| master mode |
وضعیت اصلی |
| condition code |
رمز وضعیت |
| statement |
صورت وضعیت |
| multiplex mode |
وضعیت تسهیم |
| axial position |
وضعیت محوری |
| stationary state |
وضعیت سکون |
| idle position |
وضعیت ساکن |
| rest position |
وضعیت ساکن |
| sea state |
وضعیت دریا |
| statements |
صورت وضعیت |
| prone position |
وضعیت درازکش |
| wait state |
وضعیت انتظار |
| statements |
بیان وضعیت |
| status board |
تابلو وضعیت |
| zero wait state |
وضعیت یک وسیله |
| maintenance status |
وضعیت نگهداری |
| central position |
وضعیت مرکزی |
| cindition code |
رمز وضعیت |
| truest |
وضعیت منط قی |
| mark condition |
وضعیت نشان |
| truer |
وضعیت منط قی |
| configurations |
وضعیت یا موقعیت |
| true |
وضعیت منط قی |
| configuration |
وضعیت یا موقعیت |
| sitting position |
وضعیت نشسته |
| qualification |
وضعیت شرایط |
| ball games |
شرایط وضعیت |
| status board |
تابلوی وضعیت |
| ammunition condition |
وضعیت مهمات |
| byte mode |
وضعیت بایت |
| appreciation of the situation |
براورد وضعیت |
| neutral position |
وضعیت بی باری |
| ideal position |
وضعیت ایده ال |
| spinosity |
وضعیت غامض |
| command mode |
وضعیت دستوری |
| input mode |
وضعیت ورودی |
| problem state |
وضعیت مسئله |
| ball game |
شرایط وضعیت |
| appreciation of the situation |
بررسی وضعیت |
| as it is |
با وضعیت کنونی |
| status register |
ثبات وضعیت |
| error condition |
وضعیت خطا |
| edit line |
خط گزارش وضعیت |
| starting position |
وضعیت صفر |
| estimate of the situation |
براورد وضعیت |
| estimated of situation |
براورد وضعیت |
| exception conoition |
وضعیت استثنایی |
| kneeling position |
وضعیت به زانو |
| extreme position |
وضعیت نهایی |
| fate of a collection |
وضعیت طلب |
| summary |
خلاصه وضعیت |
| fate of goods |
وضعیت کالا |
| state of alert |
وضعیت امادگی |
| current ratio |
وضعیت فعلی |
| device status |
وضعیت دستگاه |
| state vector |
بردار وضعیت |
| state |
وضعیت چیزی |
| state- |
وضعیت چیزی |
| stated |
وضعیت چیزی |
| states |
وضعیت چیزی |
| stating |
وضعیت چیزی |