English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English Persian
indent تقاضا یاسفارش جنس
indenting تقاضا یاسفارش جنس
indents تقاضا یاسفارش جنس
Other Matches
arc elasticity of demand عبارت از کشش تقاضا بین دو نقطه روی منحنی تقاضا که بوسیله فرمول زیر محاسبه میشود :
giffen good نوعی کالای پست که اثر درامدی ان بزرگتر ازاثر جانشینی بوده و تقاضا بابالا رفتن قیمت افزایش مییابدمنحنی تقاضا در مورد کالای گیفن صعودی است
law of demand براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
demanded تقاضا کردن تقاضا
demand تقاضا کردن تقاضا
demands تقاضا کردن تقاضا
shift of a demand curve انتقال منحنی تقاضا جابجائی منحنی تقاضا
postulate تقاضا
postulates تقاضا
postulating تقاضا
postulated تقاضا
prayers تقاضا
prayer تقاضا
suits تقاضا
request تقاضا
requested تقاضا
requisitions تقاضا
requisitioning تقاضا
requisitioned تقاضا
requisition تقاضا
importance تقاضا
rogation تقاضا
solicitation تقاضا
requests تقاضا
requesting تقاضا
exigence تقاضا
demands تقاضا
demanded تقاضا
demand تقاضا
suit تقاضا
suited تقاضا
suing تقاضا کردن
sued تقاضا کردن
demand تقاضا کردن
sues تقاضا کردن
requisitions تقاضا کردن
peak demand حداکثر تقاضا
offer and demand عرضه و تقاضا
peak demand بیشترین تقاضا
measurement of demand تخمین تقاضا
requisitions چیزمورد تقاضا
sue تقاضا کردن
quantity of demand مقدار تقاضا
on demand بنا به تقاضا
law of demand قانون تقاضا
income elasticity of demand درامدی تقاضا
demand shift انتقال تقاضا
demand shift جابجائی تقاضا
demand schedule جدول تقاضا
demand curve منحنی تقاضا
demand elasticity کشش تقاضا
demand factor ضریب تقاضا
demand factors عوامل تقاضا
demand pattern الگوی تقاضا
demand management مدیریت تقاضا
demand shift تغییر تقاضا
change in demand تغییر تقاضا
requirement تقاضا احتیاج
excess demand فزونی تقاضا
elasticity of demand کشش تقاضا
demandant تقاضا کننده
demandable قابل تقاضا
adjure تقاضا کردن
demand surface میزان تقاضا
applier تقاضا کننده
demand side طرف تقاضا
demand side ستون تقاضا
demand function تابع تقاضا
requisitioning تقاضا کردن
within three days of demand در طی سه روز پس از تقاضا
request تقاضا خواسته
demands تقاضا کردن
application فرم تقاضا
applications فرم تقاضا
demand surface سطح تقاضا
information on demand اطلاعات با تقاضا
requested تقاضا خواسته
asked <adj.> <past-p.> تقاضا شده
claimed <adj.> <past-p.> تقاضا شده
demanded <adj.> <past-p.> تقاضا شده
plea تقاضا استدعا
pleas تقاضا استدعا
requisition چیزمورد تقاضا
requisition تقاضا کردن
requisitioned چیزمورد تقاضا
requisitioned تقاضا کردن
requests تقاضا خواسته
demanded تقاضا کردن
requisitioning چیزمورد تقاضا
supply and demand عرضه و تقاضا
requesting تقاضا خواسته
demand paging صفحه بندی تقاضا
registrant تقاضا ثبت کننده
supply and demand law قانون عرضه و تقاضا
quantity demanded مقدار تقاضا شده
law of supply and demand قانون عرضه و تقاضا
price elasticity of demand کشش قیمتی تقاضا
request for proposal تقاضا برای پیشنهاد
requesting unit یکان تقاضا کننده
on demand به در خواست به مجرد تقاضا
send away for something <idiom> تقاضا نامه نوشتن
measurement of demand اندازه گیری تقاضا
stock requisition تقاضا جهت کالا
demand forecast پیش بینی تقاضا
glut عرضه بیش از تقاضا
applications تقاضا برای چیز
requesting تقاضا برای چیزی
applicants تقاضا کننده طالب
applicant تقاضا کننده طالب
solicit درخواست یا تقاضا کردن از
solicited درخواست یا تقاضا کردن از
soliciting درخواست یا تقاضا کردن از
solicits درخواست یا تقاضا کردن از
request تقاضا برای چیزی
requested تقاضا برای چیزی
requests تقاضا برای چیزی
adjure به اصرار تقاضا کردن
application تقاضا برای چیز
demand and supply market بازار عرضه و تقاضا
cross elasticity of demand کشش متقاطع تقاضا
demand مطالبه تقاضا کردن
demand for money تقاضا برای پول
gluts عرضه بیش از تقاضا
demands مطالبه تقاضا کردن
money demand تقاضا برای پول
arc elasticity of demand کشش کمانی تقاضا
demanded مطالبه تقاضا کردن
put in تقاضا کردن پیشنهاد دادن
demand تقاضا برای انجام چیزی
request for quotation تقاضا برای اعلام قیمت
demands تقاضا برای انجام چیزی
demanded تقاضا برای انجام چیزی
demand [of] درخواست [خواست] [طلب] [تقاضا] [از]
overload تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
excess demand inflation تورم ناشی از مازاد تقاضا
excess demand تقاضای زیادی مازاد تقاضا
overloads تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
demand pull inflation تورم ناشی از فشار تقاضا
overloaded تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
infinitely elastic demand curve منحنی تقاضا با کشش نامحدود
demand versus quantity demanded تقاضا در برابر مقدار تقاضاشده
invokes تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoke تقاضا از کسی برای انجام کاری
demanded تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
clamor غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
invoking تقاضا از کسی برای انجام کاری
invoked تقاضا از کسی برای انجام کاری
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
demands تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
demand تقاضا برای چیزی و توقع دریافت آن
obtruding بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrudes بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtruded بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
obtrude بدون تقاضا چیزی را مطرح کردن
demand oriented pricing قیمت گذاری با توجه به شرایط تقاضا
to invite somebody to do something از کسی تقاضا انجام کاری را کردن
clamours غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamouring غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamoured غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
clamour غریو کشیدن مصرانه تقاضا کردن
apply تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
applying تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
call-up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
applies تقاضا برای چیزی معمولا به صورت نوشته
demand factors عواملی که درتغییر تقاضا موثرند عبارتنداز : درامد
call up تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
call-ups تقاضا برای نمایش اطلاعات ذخیره شده
speculative demand for money تقاضا برای پول بمنظور انگیزه سفته بازی
input/output سیگنال تقاضا از CPU برای داده ورودی یا خروجی
X series تقاضا برای ارتباط دادهای روی داده عمومی شبکه
inquiries کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
inquiry کد ارسالی توسط کامپیوتر به ترمینال راه دور و تقاضا برای پاسخ
layer بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
layers بخشی که موافق قالب به کدها و تقاضا برای اتصال شروع /خاتمه است
income elasticity of demand تغییر مقدار تقاضابرای یک کالا درنتیجه درامدمصرف- کننده . فرمول کشش درامدی تقاضا : q/I *dI / dq = E
inelastic demand تقاضای غیر قابل کشش تقاضا برای اجناسی که به علت گرانی بیش از حد فقط طبقه خاصی قادر به خرید ان می باشند
averages متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
average متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaged متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
averaging متوسط زمانی لازم از وقتی که تقاضا فرستاده میشود و داده برگردانده میشود
assemble capital stock بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
composite demand تقاضا برای کالا در موارد استفاده متفاوت مانند استفاده از گازوئیل درمصارف خانگی و مصارف صنعتی
It will be some time before the new factory comes online, and until then we can't fulfill demand. آغاز به کار کردن کارخانه جدید مدتی زمان می برد و تا آن زمان قادر به تامین تقاضا نخواهیم بود.
auto کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
autos کلمه رمز و نام کاربر که پس از تمام شدن صفحه وقتی توسط یک سیستم از راه دور تقاضا میشود ارسال میشود
to put in for تقاضا کردن خودرا نامزد کردن
enquiry تقاضا برای داده یا اطلاع از وسیله یا پایگاه داده . دستیابی به داده در حافظه کامپیوتر بدون تغییر داده
derived demand تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
beseech تقاضا کردن استدعا کردن
beseeched تقاضا کردن استدعا کردن
beseeches تقاضا کردن استدعا کردن
cry off تقاضا کردن درخواست کردن
requests تقاضا کردن درخواست کردن
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
requesting تقاضا کردن درخواست کردن
request تقاضا کردن درخواست کردن
solicit تقاضا کردن جلب کردن
requested تقاضا کردن درخواست کردن
soliciting تقاضا کردن جلب کردن
solicited تقاضا کردن جلب کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com