English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
Other Matches
velarization تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
purse the lips بستن لبها
pouting جلو امدگی لبها
pout جلو امدگی لبها
pouted جلو امدگی لبها
pouts جلو امدگی لبها
spoonerism اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
enunciated تلفظ کردن
enunciate تلفظ کردن
enunciating تلفظ کردن
enounce تلفظ کردن
pronounce تلفظ کردن
pronounces تلفظ کردن
enunciates تلفظ کردن
accentuate با تکیه تلفظ کردن
mispronounce غلط تلفظ کردن
accentuated با تکیه تلفظ کردن
accentuates با تکیه تلفظ کردن
burr غلیظ تلفظ کردن
burred غلیظ تلفظ کردن
sibilate مانندحرف " س " تلفظ کردن
orthoepy فن درست تلفظ کردن
burrs غلیظ تلفظ کردن
lisp شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisped شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisping شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisps شل وسرزبانی تلفظ کردن
burring غلیظ تلفظ کردن
accentuating با تکیه تلفظ کردن
mispronounced غلط تلفظ کردن
mispronounces غلط تلفظ کردن
aspirating بانفس تلفظ کردن
aspirates بانفس تلفظ کردن
aspirate بانفس تلفظ کردن
anglicizing بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicizes بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicized بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicize بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicising بطرزانگلیسی تلفظ کردن
anglicises بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasised باقوت تلفظ کردن
emphasises باقوت تلفظ کردن
emphasising باقوت تلفظ کردن
emphasize باقوت تلفظ کردن
emphasized باقوت تلفظ کردن
anglicised بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasizes باقوت تلفظ کردن
tolay street on باتکیه تلفظ کردن
emphasizing باقوت تلفظ کردن
enouce تلفظ کردن افهارکردن
mispronouncing غلط تلفظ کردن
vocalize تلفظ کردن تشکیل دادن
intonate با لحن خاصی تلفظ کردن
velarize حروف را از کام تلفظ کردن
diphthongize تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
aspirates حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
to scrape down تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipe خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch بوسیله کلون محکم کردن
latches بوسیله کلون محکم کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
shields بوسیله سپر حفظ کردن
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
percutaneous perspiration عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
accenting تلفظ
pronouncing تلفظ
pronunciations تلفظ
pronunciation تلفظ
accent تلفظ
cacoepy تلفظ بد
accented تلفظ
accents تلفظ
vocalization تلفظ صوتی
mispronunciations تلفظ نادرست
pronouncing تلفظ دار
orthoepist درست تلفظ کن
tunes لحن تلفظ
tune لحن تلفظ
velarization تلفظ کامی
mispronunciation تلفظ نادرست
mispronunciations تلفظ غلط
pronounceable قابل تلفظ
mispronounciation تلفظ نادرست
lam dacism تلفظ حرف
laissez aller تلفظ به فرانسه
mispronunciation تلفظ غلط
intonations طرز قرائت تلفظ
tonemic دارای تلفظ مشابه
aspirations تلفظ حرف H ازحلق
intonation طرز قرائت تلفظ
cacology تلفظ یا انشاء غلط
sigmatismus lateralis تلفظ کناری حرف " س "
sibilation تلفظ بشکل حرف " س "
sigmatism تلفظ نادرست حرف " س "
phonics تلفظ وهجاهای کلمات
zee تلفظ امریکایی حرف Z
orthoepic وابسته به تلفظ درست
enunciation تلفظ واضح و روشن
diction تلفظ واضح و روشن
well-spoken دارای تلفظ خوب
anglicization تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
well spoken دارای تلفظ خوب
jaw breaking دشوار برای تلفظ
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
aspiration تلفظ حرف H ازحلق
emphatic باقوت تلفظ شده
lenis دارای تلفظ نرم رقیق
sigmatismus adentalis تلفظ روی دندانی حرف " س "
Your pronunciation is good. تلفظ شما خوب است.
sigmatismus interdentalis تلفظ میان دندانی حرف " س "
articulation تلفظ شمرده طرز گفتار
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
slobbered تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
tongue twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
phonrtic drill مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
slobbering تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
slobber تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
How do you pronounce [say] that [this] word? این واژه چه جور تلفظ می شود؟
extending مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extends مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
phonemics علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
slobbers تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
orthoepist کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
tongue-twisters کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
tongue-twister کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
extend مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
etacism تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
jaw breaker سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
phonetics مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
lection اختلاف معنی یا تلفظ یک کلمه بامتن چیزی
rough breathing که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com