Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (31 milliseconds)
English
Persian
labiovelar
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
Other Matches
velarization
تلفظ حرف بوسیله قراردادن زبان برپشت سقف
purse the lips
بستن لبها
pouting
جلو امدگی لبها
pouts
جلو امدگی لبها
pout
جلو امدگی لبها
pouted
جلو امدگی لبها
spoonerism
اشتباه در تلفظ حروف تعویض حروف در تلفظ برحسب تصادف
enounce
تلفظ کردن
enunciates
تلفظ کردن
pronounces
تلفظ کردن
enunciate
تلفظ کردن
enunciated
تلفظ کردن
enunciating
تلفظ کردن
pronounce
تلفظ کردن
enouce
تلفظ کردن افهارکردن
aspirate
بانفس تلفظ کردن
tolay street on
باتکیه تلفظ کردن
anglicizes
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
aspirates
بانفس تلفظ کردن
anglicizing
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
sibilate
مانندحرف " س " تلفظ کردن
accentuating
با تکیه تلفظ کردن
accentuates
با تکیه تلفظ کردن
emphasizing
باقوت تلفظ کردن
aspirating
بانفس تلفظ کردن
burred
غلیظ تلفظ کردن
emphasizes
باقوت تلفظ کردن
mispronounce
غلط تلفظ کردن
emphasized
باقوت تلفظ کردن
mispronounced
غلط تلفظ کردن
mispronounces
غلط تلفظ کردن
emphasize
باقوت تلفظ کردن
accentuated
با تکیه تلفظ کردن
anglicized
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
orthoepy
فن درست تلفظ کردن
emphasised
باقوت تلفظ کردن
lisping
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisped
شل وسرزبانی تلفظ کردن
lisp
شل وسرزبانی تلفظ کردن
accentuate
با تکیه تلفظ کردن
anglicises
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
burrs
غلیظ تلفظ کردن
mispronouncing
غلط تلفظ کردن
emphasising
باقوت تلفظ کردن
anglicised
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
emphasises
باقوت تلفظ کردن
burring
غلیظ تلفظ کردن
anglicize
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
lisps
شل وسرزبانی تلفظ کردن
anglicising
بطرزانگلیسی تلفظ کردن
burr
غلیظ تلفظ کردن
vocalize
تلفظ کردن تشکیل دادن
intonate
با لحن خاصی تلفظ کردن
velarize
حروف را از کام تلفظ کردن
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
aspirates
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirating
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
aspirate
حرف H اول کلمهای را بطور حلقی تلفظ کردن
osmose
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
to scrape down
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wiping
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptised
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
electrotype
بوسیله برق چاپ کردن
shields
بوسیله سپر حفظ کردن
semaphore
بوسیله پرچم مخابره کردن
latches
بوسیله کلون محکم کردن
instantiate
معرفی کردن بوسیله کنسرت
step down
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
chafe
بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield
بوسیله سپر حفظ کردن
chafes
بوسیله اصطکاک گرم کردن
wet down
بوسیله اب پاشی خیس کردن
hyphenate
بوسیله خط دارای فاصله کردن
latch
بوسیله کلون محکم کردن
to proclaim meetings
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
photoengrave
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
latensify
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
thermostat
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
electrolyze
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
polices
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to file a petition
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
police
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
whet
عمل تیز کردن بوسیله مالش
postcards
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcard
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
policed
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to shield
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
vectorial
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitated
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
faradize
بوسیله القای برق معالجه کردن
roentgenize
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
vector
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitating
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitate
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
percutaneous perspiration
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
to file an application to somebody
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
scalded cream
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
talk out
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
psychanalyze
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
seam
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
barff's precess
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
lifemanship
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
accent
تلفظ
pronouncing
تلفظ
pronunciation
تلفظ
pronunciations
تلفظ
accents
تلفظ
accenting
تلفظ
cacoepy
تلفظ بد
accented
تلفظ
mispronunciation
تلفظ غلط
laissez aller
تلفظ به فرانسه
lam dacism
تلفظ حرف
tune
لحن تلفظ
mispronunciations
تلفظ نادرست
velarization
تلفظ کامی
pronounceable
قابل تلفظ
mispronunciations
تلفظ غلط
mispronunciation
تلفظ نادرست
tunes
لحن تلفظ
orthoepist
درست تلفظ کن
mispronounciation
تلفظ نادرست
vocalization
تلفظ صوتی
pronouncing
تلفظ دار
well-spoken
دارای تلفظ خوب
diction
تلفظ واضح و روشن
jaw breaking
دشوار برای تلفظ
enunciation
تلفظ واضح و روشن
anglicization
تلفظ یا نوشتن بطرزانگلیسی
sigmatism
تلفظ نادرست حرف " س "
sigmatismus lateralis
تلفظ کناری حرف " س "
orthoepic
وابسته به تلفظ درست
zed
تلفظ انگلیسی حرف Z
sibilation
تلفظ بشکل حرف " س "
intonations
طرز قرائت تلفظ
aspirations
تلفظ حرف H ازحلق
well spoken
دارای تلفظ خوب
cacology
تلفظ یا انشاء غلط
intonation
طرز قرائت تلفظ
emphatic
باقوت تلفظ شده
tonemic
دارای تلفظ مشابه
phonics
تلفظ وهجاهای کلمات
zee
تلفظ امریکایی حرف Z
aspiration
تلفظ حرف H ازحلق
Your pronunciation is good.
تلفظ شما خوب است.
sigmatismus interdentalis
تلفظ میان دندانی حرف " س "
sigmatismus adentalis
تلفظ روی دندانی حرف " س "
articulation
تلفظ شمرده طرز گفتار
lenis
دارای تلفظ نرم رقیق
bouse
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
phototostat
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
phonrtic drill
مشتق تلفظ ازروی صدای حروف
tongue twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbers
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
tongue-twister
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbered
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
etacism
تلفظ e یونانی مانند a انگلیسی در emal
tongue-twisters
کلمه یا عبارت دارای تلفظ دشوار
slobbering
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
extend
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
slobber
تلفظ کلمات با جاری ساختن اب دهان
orthoepist
کسیکه با تلفظ درست چیز میخواند
How do you pronounce
[say]
that
[this]
word?
این واژه چه جور تلفظ می شود؟
phonemics
علم شناسایی تلفظ کلمات وصداها
phonetics
مبحث تلفظ صوتی حرف وکلمات
extending
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extends
مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
jaw breaker
سنگ شکن کلمهای که تلفظ ان دشواراست
plenum method
طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
rough breathing
که دردستوریونانی تلفظ شدن حرف اول را می رساند
fortis
دارای تلفظ شدید همراه بابازدم قوی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com