Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 143 (7 milliseconds)
English
Persian
displacement pump
تلمبه حجمی
Other Matches
voluminal
حجمی
volumetric measure
اندازه حجمی
volumetric efficiency
بازده حجمی
volumetric analysis
سنجش حجمی
bulk density
چگالی حجمی
volume percent
درصد حجمی
volume fraction
کسر حجمی
volume charge
بار حجمی
body force
نیروی حجمی
bale cubic capacity
تناژ حجمی
weight by volume
وزن حجمی
cubical expansion
انبساط حجمی
shrinkage
افت حجمی
volumetric analysis
تجزیه حجمی
volumetric receptor
گیرنده حجمی
solids
مکعب حجمی
gross tonnage
گنجایش حجمی
volumetric weight
وزن حجمی
bulkweight
وزن حجمی
constancy of volum
ثبات حجمی
densities
جرم حجمی
density
جرم حجمی
solid
مکعب حجمی
densities
جرم حجمی چگالی
density
جرم حجمی چگالی
density of volume charge
چگالی بار حجمی
bulk modulus of elasticity
ضریب کشسانی حجمی
combining volumes principle
اصل ترکیب حجمی
bulk deformation
تغییر شکل حجمی
bulk strain
تغییر شکل نسبی حجمی
available payload
فرفیت وزنی یا حجمی وسیله
discharge
گذر حجمی در واحگ زمان
discharges
گذر حجمی در واحگ زمان
packs
ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی
pack
ذخیره حجمی از داده به صورت کاهشی
bayed
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
baying
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
bays
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
multicellular
مادهای با جرم حجمی کم باسلولهایی مملو از هوا یاگازهای دیگر
bay
حجمی که برای دربرگرفتن چیز بخصوصی در هرهواپیما منظور میگردد
eudiometer
اسبابی که جهت اندازه گیری حجمی و تجزیه گازها بکارمیرود
multivolume file
نوارمغناطیسی یا فلاپی دیسک جهت نگهداری ان میباشد پرونده چند حجمی
water pump
تلمبه اب
gun
تلمبه
pumps
تلمبه
guns
تلمبه
antlia
تلمبه
pump
تلمبه
antliae
تلمبه
pumper
تلمبه زن
pumped
تلمبه
pumpman
تلمبه زن
fule pump
تلمبه سوخت
spary gun
تلمبه تزریق
pump house
تلمبه خانه
heat pump
تلمبه گرمایی
pumping ststion
تلمبه خانه
petrol pump
تلمبه بنزین
garden engine
تلمبه اب پاش
gas pump
تلمبه بنزین
pulsimeter
تلمبه بخار
pulsometer
تلمبه بخار
spray gun
تلمبه سمپاش
pump barrel
سیلندر تلمبه
pump cistern
مخزن تلمبه
pump dale
لوله تلمبه
pumping ststion
جایگاه تلمبه
metal spray gun
تلمبه فلزپاش
pumping station
تلمبه خانه
suction pump
تلمبه مکنده
lift pump
تلمبه کششی
suction pump
تلمبه مکشی
helical pump
تلمبه حلزونی
to pump up
تلمبه زدن
force pump
تلمبه فشاری
bicycle pump
تلمبه دوچرخه
guns
تلمبه دستی
gun
تلمبه دستی
pump
تلمبه زنی
pump
صدای تلمبه
grease guns
تلمبه ی گریسکاری
grease gun
تلمبه ی گریسکاری
pumps
صدای تلمبه
pumps
تلمبه زنی
pumped
تلمبه زنی
pumped
صدای تلمبه
acid pump
تلمبه اسید
diffusion pump
تلمبه پخشی
air pump
تلمبه هوا
pumping
تلمبه زنی
spray
دواپاشی تلمبه سم پاش
ram
تلمبه کلوخ کوب
pump
با تلمبه خالی کردن
sump pump
تلمبه لجن کشی
to pump dry
با تلمبه خشک انداختن
rammed
تلمبه کلوخ کوب
rams
تلمبه کلوخ کوب
sprays
دواپاشی تلمبه سم پاش
suction
مکش سوپاپ تلمبه
sprayed
دواپاشی تلمبه سم پاش
radial flow pump
تلمبه با جریان شعاعی
pumped
با تلمبه خالی کردن
fire engines
تلمبه اتش خاموش کن
centrifugal pump
تلمبه مرکز گریز
hand lever operated grease gun
تلمبه دستی گریس
caulking gun
تلمبه بتونه زنی
double suction pump
تلمبه با مکش دو طرفه
circular casing pump
تلمبه پا بده دایرهای
metal spray gun
تلمبه تزریق فلز
one port radial pump
تلمبه شعاعی یک پرهای
fire engine
تلمبه اتش خاموش کن
blade
پره تلمبه تیغ
pumps
با تلمبه خالی کردن
spraying
دواپاشی تلمبه سم پاش
pumping station
ایستگاه تلمبه زنی
discharge rate
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
lift
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
discharge rate
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
lift
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
capacity
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار تحویل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
lift
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
delivery
[of a pump]
مقدار انتقال
[تلمبه ای]
[مهندسی]
discharge rate
[of a pump]
مقدار حمل
[تلمبه ای]
[مهندسی]
pump
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
to pump up a tire
تایری را با تلمبه باد کردن
bore hole pump
تلمبه توربینی چاه عمیق
pumps
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
pumped
باتلمبه بادکردن تلمبه زدن
retrieval
مکان دهی به حجمی از داده ذخیره شده درپایگاه داده ها وتولیداطلاعات ازداده
to fang a pump
براه انداختن تلمبه بوسیله ریختن اندکی اب درتوی ان
limbers
ناودانهای طرفین ته کشتی که از انجا اب به منبع تلمبه میرسد
hydraulic ram
تلمبه خودکاریکه در ان ستونی از اب فرو ریزد ونیروی ان ... دارد
stirrup pump
تلمبه قابل حمل اب پاشی برای اتش نشانی
batches
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
batch
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند
capacities
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
mity mite
سم پاش تلمبه سم پاش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com