Total search result: 201 (2 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
post war consumption functions |
توابع مصرف پس از جنگ جهانی دوم |
|
|
Other Matches |
|
league of nations |
تاسیس جهانی مشهور که بین دو جنگ جهانی فعالیت داشت و درواقع مقدمهای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد |
mathematical |
توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند |
GKS |
استاندارد دستورات نرم افزاری و توابع که ورودی /خروجی گرافیکی را شرح میدهد تا توابع مشابه را روی هر نوع سخت افزار تامین کند |
universal grid |
مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی |
average propensity to consume |
میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد |
diminishing utility |
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال |
consumer logistics |
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد |
power consumer |
مصرف انرژی مصرف توان |
margin propensity to consume |
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد |
ecumenical |
جهانی |
globally |
جهانی |
global |
جهانی |
other-worldly |
آن جهانی |
worldwide |
جهانی |
planetary |
جهانی |
cosmopolite |
سرتاسر جهانی |
world wars |
جنگ جهانی |
world war |
جنگ جهانی |
continental code |
مورس جهانی |
universal set |
مجموعه جهانی |
universal time |
ساعت جهانی |
antemundane |
پیش از جهانی |
universalize |
جهانی کردن |
world bank |
بانک جهانی |
world cup |
جام جهانی |
oecumenicity |
شهرت جهانی |
world liquidity |
نقدینگی جهانی |
world power |
قدرت جهانی |
universal |
جهانی دنیایی |
sublunary |
این جهانی |
sublunar |
این جهانی |
worldly |
این جهانی |
earthliness |
جهانی بودن |
mundane |
این جهانی |
fleshly |
جهانی دنیوی |
inframundane |
زیر جهانی |
cosmopolite |
شخصیت جهانی |
international coulomb |
کولن جهانی |
world class |
در سطح جهانی |
world-class |
در سطح جهانی |
epidemic |
عالمگیر جهانی |
epidemics |
عالمگیر جهانی |
world simulation |
همانندسازی جهانی |
premundane |
پیش از جهانی |
international morse code |
مورس جهانی |
universal |
جامع جهانی |
Univ |
به طور جهانی |
Univ |
مخفف جهانی |
world health organization |
سازمان بهداشت جهانی |
ski world cup |
جام جهانی اسکی |
world federalist |
طرفدار حکومت جهانی |
To be world famous . To enjoy an international reputation. |
شهرت جهانی داشتن |
time zones |
منطقه ساعتی جهانی |
time zone |
منطقه ساعتی جهانی |
atlas grid |
شبکه بندی جهانی |
universal character set |
مجموعه کاراکترهای جهانی |
world war i |
جنگ جهانی اول |
world war ii |
جنگ جهانی دوم |
international units |
واحدهای جهانی برق |
Internet |
شبکه جهانی اینترنت |
world record holder |
دارنده رکورد جهانی |
terrestrial |
این جهانی دنیوی |
great power |
قدرت بزرگ جهانی |
golf world cup |
جام جهانی گلف |
georef grid |
مختصات جغرافیایی جهانی |
universal declaration of human rights |
اعلامیه جهانی حقوق بشر |
universal transverse mercator |
سیستم تصویر جهانی مرکاتور |
avco cup |
جام جهانی انجمن هاکی |
world federation of trade unions |
فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری |
international bill of the right of man |
اعلامیه جهانی حقوق بشر |
Italian stucco is world famous . |
گچ برای ایتالیا شهرت جهانی دارد |
wcce |
کنفرانس جهانی کامپیوترها در تعلیم و تربیت |
world federalism |
طرفداری از حکومت جهانی ائتلاف دول |
grids |
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری |
grid |
مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری |
campaign clasp |
نشان فلزی شرکت درجنگ جهانی اول |
life cycle hypothesis |
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است . |
transfer functions |
توابع انتقالی |
mathematical functions |
توابع ریاضی |
environs |
دوروبر توابع |
orthogonal functions |
توابع متعامد |
malism |
عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است |
Where shall we be if another world war breaks out ? |
اگر جنگ جهانی دیگری رخ دهد کارما بکجا می کشد ؟ |
theory of functions of a complex variable |
نظریه توابع [ریاضی] |
family of curves |
دسته توابع [ریاضی] |
orthonormal functions |
توابع نرمال ارتو |
orthonormal functions |
توابع متعامد بهنجار |
nest |
تعداد توابع در یک تابع |
fixture |
توابع مایملک بلامعارض |
Complex analysis |
نظریه توابع [ریاضی] |
nests |
تعداد توابع در یک تابع |
letter de chancellerie |
نامهای است که در مناسبات مهم جهانی مورد استفاده قرار می گیرد |
services |
1-توابع تامین شده در یک قطعه . 2- |
pigou effect |
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت |
list |
لیست توابع یا دستورات و حل آنها در برنامه |
repertoire |
محدوده توابع یک وسیله یا نرم افزار |
HTTPD |
وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها |
reference |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
references |
لیست توابع یا دستورات و محل آنها در برنامه |
modulates |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
modulating |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
modulate |
سیگنال ارسالی برای توابع منتقل شونده |
arithmetic |
توانایی یک وسیله برای انجام توابع ریاضی |
functioned |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
function |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
run |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
assembles |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
assembled |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
runs |
اجرای مجموعهای دستورات یا برنامه ها یا توابع توسط کامپیوتر |
templates |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
assemble |
درج توابع کتابخانهای مشخص یا ماکروها یا پارامترها در یک برنامه |
functions |
مجموعه توابع که توسط یک برنامه قابل استفاده اند |
cpu |
گروهی از مدارها که توابع ابتدایی کامپیوتر را انجام می دهند |
template |
دستوری که باعث تنظیم توابع یا دستورات دیگر میشود |
security council |
یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است |
association for computing machinery |
بزرگترین جامعه جهانی اموزشی و علمی جهت توسعه مهارتهای فنی وصلاحیتهای حرفهای متخصصان کامپیوتر |
alu |
بخشی از CPU که تمام توابع محاسباتی و منط قی را انجام میدهد |
processes |
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه |
accounting package |
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد |
process |
ورودی کامپیوتری , توابع خروجی , CPU به همراه حاقظه برنامه |
accounts package |
نرم افزاری که توابع حسابداری تجاری را خودکار انجام میدهد |
arithmetic |
مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب |
cold war |
عموما" به مبارزات تبلیغاتی بلوکهای شرق و غرب علیه یکدیگربخصوص بعد از جنگ جهانی دوم اطلاق میشود |
mode |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
basics |
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند |
basic |
بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند |
edp |
پردازشگر کلمه که قادر به انجام توابع پردازش داده مشخص است |
processes |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
CD I |
این استاندارد شامل توابع کد گذاری فشرده سازی و نمایش است |
process |
نموداری که هر مرحله از توابع کامپیوتری مورد نیاز سیستم را نشان میدهد |
extracode |
توابع کوتاه در سیستم عامل که یک تابع سخت افزاری را تقلید میکند |
modes |
وضعیت تقسیم که در آن سیگنالهای کنترلی برای انتخاب توابع دریافت می شوند |
brouter |
وسیلهای که توابع bridge , router را برای اتصال به شبکه ترکیب میکند |
pattern |
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند |
rom |
کدی که توابع Bios را می سازد که در قطعه ROM ذخیره شده اند. |
patterns |
الگوریتم ها یا توابع برنامه که می توانند یک شکل را از دوربین ویدیو و.. تشخیص دهند |
electronic |
توانایی کلمه پرداز برای انجام توابع پردازش داده مشخص |
master |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
mastered |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
masters |
نوار مغناطیسی که حاوی تمام توابع حیاتی سیستم عامل است |
WordPad |
امکان نرم افزاری در ویندوز که توابع مقدماتی Microsoft Word را دارد |
arithmetic |
بخش سخت افزاری CPU که تمام توابع ریاضی و منط قی را انجام میدهد |
toolbox |
مجموعه توابع از پیش تعیین شده که در حین نوشتن برنامه استفاده می شوند |
run duration |
کتابخانه توابع که توسط برنامه کاربردی در حین اجرا قابل دستیابی است |
kernel |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
fall back |
دستورات و توابع دادههای موقت مخصوص که در صورت خطا یا خرابی استفاده میشود |
hierarchical communications system |
روش اختصاص توابع کنترلی و پردازش در شبکهای از کامپیوتر که برای کارها مناسبند |
introduce |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
kernels |
توابع دستوری ابتدایی اصلی که پایهای برای هر عملی در سیستم کامپیوتری است |
introduced |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
introduces |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
expansion board |
برد مدار چاپی برای افزایش قابلیتها و توابع به سخت افزار کامپیوتر |
adlib |
نوعی کارت صدا برای کامپیوترهای شخصی با نوارگردان ابتدایی و توابع MIDI |
non procedural language |
زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را |
introducing |
شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند. |
yalta conference |
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد |
internationalism |
روش فکری مبنی بر لزوم همکاری وهمبستگی نزدیک بین ملتهای جهان به حدی که به تشکیل یک حکومت جهانی منجر شود |
international |
ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق |
internationals |
ElectrotechnicalCommission ...کمیسیون الکتریکی جهانی کمیسیون بین المللی مهندسی برق |
zone time |
وقت یا ساعت منطقهای سیستم ساعت 42 ساعتی جهانی |
declarative statement |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
main |
مجموعه دستوراتی که بخش اصلی برنامه را می سازند و از آنجا سایر توابع فراخوانی می شوند |
extends |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
math |
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد |
declarations |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
device |
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص |
devices |
کد مخصوص ارسال شده به وسیلهای برای مشخص کردن انجام یک سری توابع خاص |
maths |
CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد |
extending |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
extend |
بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است |
declaration |
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها |
linkages |
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند |
processor |
ریزپردازنده جدا در سیستم که حاوی توابع خاصی تحت کنترل پردازنده مرکزی است |
parameter |
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود |
linkage |
نرم افزار مخصوص که بخشهای کد برنامه را با توابع کتابخانه یا سایر کدها متصل میکند |
parameters |
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود |
library |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
fall back |
شروع مجدد یک برنامه پس از رفع خطا از نقط های که توابع فراخوانده شده بودند |
libraries |
1-تعداد توابع نرم افزاری خاص . که کاربر میتواند در برنامه خود وارد کند |
user |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند |
ends |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
ended |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
users |
زبان برنامه نویسی سطح بالا که بیان راحت برخی مشکلات و توابع را فراهم میکند |
logic |
بخشی از کد که توابع نامناسب مثل آسیب سیستم انجام میدهد وقتی شرایط ی برقرار باشند |
end |
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند |
boolean algebra |
قوانین مربوط به معرفی ساده کردن و تغییر توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست |
marshall plan |
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید |
wastes |
بی مصرف |
unemployed |
بی مصرف |
overall consumption |
مصرف کل |
consumerism |
مصرف |
comsumption |
مصرف |
waste |
بی مصرف |
usages |
مصرف |
consumption |
مصرف |
usage |
مصرف |
wasters |
مصرف |
waster |
مصرف |
wasteful |
مصرف |
consumption possibility line |
حد مصرف |