Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
surging
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
Other Matches
moves
حرکت کردن تکان خوردن
moved
حرکت کردن تکان خوردن
move
حرکت کردن تکان خوردن
wags
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagged
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wag
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagging
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
trips
لغزش خوردن سکندری خوردن
trip
لغزش خوردن سکندری خوردن
tripped
لغزش خوردن سکندری خوردن
shog
تکان خوردن تکان دادن
to oversee oneself
لغزش خوردن
mistook
لغزش خوردن
to make a slip
لغزش خوردن
joggling
تکان تکان خوردن
joggles
تکان تکان خوردن
shimmey
تکان تکان خوردن
shimmy
تکان تکان خوردن
jumbles
تکان تکان خوردن
jumble
تکان تکان خوردن
joggle
تکان تکان خوردن
jumbled
تکان تکان خوردن
jumbling
تکان تکان خوردن
joggled
تکان تکان خوردن
vibrated
تکان خوردن
quaking
تکان خوردن
sniggle
تکان خوردن
vibrates
تکان خوردن
hotch
تکان خوردن
jounce
تکان خوردن
nyctitropic
در شب تکان خوردن
quakes
تکان خوردن
quaked
تکان خوردن
vibrating
تکان خوردن
wag
تکان خوردن
wagged
تکان خوردن
wags
تکان خوردن
quake
تکان خوردن
vibrate
تکان خوردن
wagging
تکان خوردن
shock
تکان سخت خوردن
jolted
تکان دادن یا خوردن
budging
تکان جزئی خوردن
jolts
تکان دادن یا خوردن
to sustain a shock
تکان خوردن ونیفتادن
shocked
تکان سخت خوردن
jolt
تکان دادن یا خوردن
to stir out of the house
از خانه تکان خوردن
budges
تکان جزئی خوردن
budged
تکان جزئی خوردن
budge
تکان جزئی خوردن
shocks
تکان سخت خوردن
jolting
تکان دادن یا خوردن
wobbling
مثل لرزانک تکان خوردن
wobbles
مثل لرزانک تکان خوردن
wobbled
مثل لرزانک تکان خوردن
wiggling
وول خوردن تکان دادن
wiggles
وول خوردن تکان دادن
wiggle
وول خوردن تکان دادن
wiggled
وول خوردن تکان دادن
scuds
سبک رفتن تکان خوردن
wobble
مثل لرزانک تکان خوردن
scud
سبک رفتن تکان خوردن
scudded
سبک رفتن تکان خوردن
jolt
دست انداز داشتن تکان خوردن
jolted
دست انداز داشتن تکان خوردن
twinkle
برق زدن یاتکان تکان خوردن
jolting
دست انداز داشتن تکان خوردن
twinkles
برق زدن یاتکان تکان خوردن
jolts
دست انداز داشتن تکان خوردن
twinkled
برق زدن یاتکان تکان خوردن
vinous eloquence
فصاحتی که در اثر خوردن شراب پیدا میشود
shocked
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shocks
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shock
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shakable
تکان دادنی تکان خوردنی
shakeable
تکان دادنی تکان خوردنی
dampers
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
damp
دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
tracked
پیدا کردن
averages
پیدا کردن
gained
پیدا کردن
detects
پیدا کردن
to search out
پیدا کردن
averaged
پیدا کردن
detecting
پیدا کردن
to look up
پیدا کردن
to pluck up one's heart
دل پیدا کردن
to figure up
پیدا کردن
gains
پیدا کردن
averaging
پیدا کردن
gain
پیدا کردن
acquire
پیدا کردن
tracks
پیدا کردن
find
پیدا کردن
finds
پیدا کردن
detected
پیدا کردن
pin point
پیدا کردن
to pick up
پیدا کردن
track
پیدا کردن
detect
پیدا کردن
smell out
با بو پیدا کردن
average
پیدا کردن
give tongue
عوعو کردن در پیدا کردن بوی شکار
to become a necessity
لزوم پیدا کردن
declined
شیب پیدا کردن
declines
شیب پیدا کردن
prove opplicable
مصداق پیدا کردن
shield
حفاظ پیدا کردن
decline
شیب پیدا کردن
tout
خریدار پیدا کردن
converges
تقارت پیدا کردن
qualify
شایستگی پیدا کردن
converged
تقارت پیدا کردن
converge
تقارت پیدا کردن
converging
تقارت پیدا کردن
come to an agreement
موافقت پیدا کردن
equation of payments
قاعده پیدا کردن
stammer
لکنت پیدا کردن
luff
لنگر پیدا کردن
to spring a leaguer
رخنه پیدا کردن
stammered
لکنت پیدا کردن
shields
حفاظ پیدا کردن
To find a way out. To find a remedy.
چاره پیدا کردن
stammers
لکنت پیدا کردن
declining
شیب پیدا کردن
dampening
رطوبت پیدا کردن
liaised
ارتباط پیدا کردن
to take a ply
تمایل پیدا کردن
dampen
رطوبت پیدا کردن
demonetize
تنزل پیدا کردن
liaise
ارتباط پیدا کردن
liaises
ارتباط پیدا کردن
touts
خریدار پیدا کردن
qualifies
شایستگی پیدا کردن
touting
خریدار پیدا کردن
dampened
رطوبت پیدا کردن
dampens
رطوبت پیدا کردن
touted
خریدار پیدا کردن
hade
تمایل پیدا کردن
take to
تمایل پیدا کردن
preempt
حق تقدم پیدا کردن
to work out something
حل چیزی را پیدا کردن
to take umbra at
رنجش پیدا کردن از
liaising
ارتباط پیدا کردن
to win fame
شهرت پیدا کردن
take to
تمایل پیدا کردن به
in the doghouse
<idiom>
مشکل پیدا کردن با
to think out
با فکر پیدا کردن
smoothest
بی تکان صاف کردن
smooths
بی تکان صاف کردن
smoothed
بی تکان صاف کردن
smooth
بی تکان صاف کردن
respired
امید تازه پیدا کردن
to make the pot boi;
معاش خود را پیدا کردن
shock
هول وهراس پیدا کردن
respires
امید تازه پیدا کردن
respire
امید تازه پیدا کردن
pay dirt
<idiom>
زیر خاکی پیدا کردن
cabbage
کش رفتن رشد پیدا کردن
to come to an understanding
پیدا کردن سازش پیداکردن
waver
فتور پیدا کردن دو دل بودن
read between the lines
<idiom>
پیدا کردن مفهوم ضمنی
wavered
فتور پیدا کردن دو دل بودن
respiring
امید تازه پیدا کردن
wavering
فتور پیدا کردن دو دل بودن
radar trapping
اختلال پیدا کردن رادار
out maneuver
برتری مانور پیدا کردن
hit on/upon
<idiom>
پیدا کردن چیزی که میخواهی
shocks
هول وهراس پیدا کردن
deeping of capital
عمق پیدا کردن سرمایه
genealogize
شجره کسی را پیدا کردن
to nerve oneself
قوت قلب پیدا کردن
overmaster
مهارت کامل پیدا کردن در
to rummage out
با جستجوی زیاد پیدا کردن
to pick up
فراگرفتن دوباره پیدا کردن
cabbages
کش رفتن رشد پیدا کردن
wavers
فتور پیدا کردن دو دل بودن
to pick out
باگوش پیدا کردن دریافتن
find and replace
پیدا کردن و جایگزین نمودن
shocked
هول وهراس پیدا کردن
swells
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
swell
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiated
مختنق کردن خناق پیدا کردن
bilge
رخنه پیدا کردن تراوش کردن
fumble
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
asphyxiate
مختنق کردن خناق پیدا کردن
swelled
ورم کردن برجستگی پیدا کردن
asphyxiating
مختنق کردن خناق پیدا کردن
asphyxiates
مختنق کردن خناق پیدا کردن
fumbled
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
fumbles
لکنت زبان پیدا کردن من من کردن
moved
اسباب کشی کردن تکان
move
اسباب کشی کردن تکان
moves
اسباب کشی کردن تکان
scare up
<idiom>
ازروی اثراتی چیزی را پیدا کردن
shortest
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
short
اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com