Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
English
Persian
reduplicate
تکرار کردن دوچندان
Other Matches
redoubling
دوچندان کردن
redouble
دوچندان کردن
redoubled
دوچندان کردن
redoubles
دوچندان کردن
repeats
تکرار کردن تکرار شدن
repeat
تکرار کردن تکرار شدن
quoted
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quote
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
quotes
تکرار کلمات توسط مشخص دیگری , تکرار عدد مرجع
repeater coil
سیم پیچ تکرار کننده صدا کوبیل تکرار
recidivism
تکرار جرم یا تکرار عمل ضداجتماعی
replicates
تکرار کردن
replicating
تکرار کردن
renewing
تکرار کردن
reiterating
تکرار کردن
reiterates
تکرار کردن
reiterated
تکرار کردن
ingeminate
تکرار کردن
renews
تکرار کردن
replicated
تکرار کردن
iterate
تکرار کردن
repeat
تکرار کردن
repeats
تکرار کردن
renew
تکرار کردن
replicate
تکرار کردن
reiterate
تکرار کردن
frequents
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequented
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequent
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
frequenting
مکرر رفت وامد زیاد کردن در تکرار کردن
over and over
<idiom>
مکرا تکرار کردن
to make repeat
وادار به تکرار کردن
ingeminate
تکرار و تاکید کردن
repeats
مکرر کردن تکرار شدن
recapitulates
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulating
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulated
رئوس مطالب را تکرار کردن
recapitulate
رئوس مطالب را تکرار کردن
repeat
مکرر کردن تکرار شدن
to repeat oneself
کاریا گفته خودرا تکرار کردن
backtell
رله کردن دستورات تکرار فرامین
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
repeat
تکرار
iterance
تکرار
iteration
تکرار
practice
تکرار
repeats
تکرار
ingemination
تکرار
replication
تکرار
reiteration
تکرار
rehearsal
تکرار
recapitulation
تکرار
rehearsals
تکرار
epanalepsis
تکرار
practicing
تکرار
frequentation
تکرار
frequentness
تکرار
reduplication
تکرار
repetitions
تکرار
frequence
تکرار
frequencies
تکرار
tautologies
تکرار
recidivism
تکرار
tautology
تکرار
renewals
تکرار
renewal
تکرار
frequency
تکرار
practise
تکرار
on any number of occasions
<adv.>
به تکرار
a lot of times
<adv.>
به تکرار
practising
تکرار
recapitulations
تکرار
frequently
<adv.>
به تکرار
many times
<adv.>
به تکرار
duplication
تکرار
regularly
[often]
<adv.>
به تکرار
often
<adv.>
به تکرار
repetition
تکرار
oft
[archaic, literary]
<adv.>
به تکرار
practises
تکرار
use
تکرار ممارست
palilogy
تکرار تاکیدی
repeat
تکرار کنید
iterative
تکرار شده
repeat
تکرار تجدید
repetitous
تکرار کننده
pulse repetition
تکرار تپش
pleonasm
تکرار بیمورد
repetition of an act
تکرار کاری
replication
پاسخگویی تکرار
recidivism
تکرار جرم
uses
تکرار ممارست
iterative
تکرار کننده
repetition of position
تکرار وضعیت
repetition
باز گو تکرار
repeats
تکرار تجدید
repeatable
قابل تکرار
repeatability
قابلیت تکرار
rehearsals
تکرار مجدد
repeat key
کلید تکرار
rehearsals
تکرار عملیات
repeat counter
شمارنده تکرار
reptition compulstion
وسواس تکرار
rehearsal
تکرار مجدد
repetitions
باز گو تکرار
repetition instruction
دستورالعمل تکرار
rehearsal
تکرار عملیات
merism
تکرار متشابهات
pulse repetition
تکرار ضربان
typematic key
کلید تکرار
repeats
تکرار کنید
repeater
تکرار کننده
to repeat oneself
تکرار شدن
iterable
تکرار کردنی
recurred
تکرار شدن
frequents
تکرار شونده
recur
تکرار شدن
frequency of vibration
تکرار ارتعاش
recurs
تکرار شدن
Come again
<idiom>
دوباره تکرار کن.
frequenting
تکرار شونده
ibidem
تکرار میشود
tautologic
بیهوده تکرار کن
repetition instruction
دستوالعمل تکرار
frequented
تکرار شونده
circular frequency
تکرار دورانی
auto repeat
خود تکرار
iterant
تکرار کننده
frequent
تکرار شونده
regenerative repeater
تکرار کننده باززا
recapitulation
تکرار رشدو نمو
recurring costs
هزینههای تکرار شونده
duplication check
مقابله از راه تکرار
overeun error
خطای تکرار شده
frequency function
تابع تکرار
[ریاضی]
autorepeat key
کلید تکرار خودکار
recapitulation
تکرار رئوس مطالب
recidivist
عامل تکرار جرم
repeat action key
کلید تکرار عمل
spaced repetition
تکرار فاصله دار
polysyndeton
تکرار حرف ربط
recapitulations
تکرار رشدو نمو
recidivation
بازگشت به تکرار جنایات
recidivism
بازگشت به تکرار جنایات
recidivists
تکرار کننده جرم
recapitulations
تکرار رئوس مطالب
recidivist
تکرار کننده جرم
recidivists
عامل تکرار جرم
rehashes
تکرار مکررات چیز تکراری
rehashed
تکرار مکررات چیز تکراری
rehash
تکرار مکررات چیز تکراری
that will be the day
<idiom>
چیزی که هرگز تکرار نخواهد شد
cycle
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cumulative distribution function
تابع تکرار تجمعی
[ریاضی]
cyclic
عملی که مرتب تکرار میشود
monotone
صدای یکنواخت تکرار هماهنگ
iteration
تکرار یک برنامه برای حل مشکل
unfrequented
دور افتاده تکرار نشدنی
cycles
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
cycled
تعداد دفعات تکرار یک حلقه
anaphora
تکرار یک یا چند عبارت متوالی
name plugging
تکرار نام یا علامت تجارتی
loops
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
to walk
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to haunt
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
letting
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
looped
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
loop
برنامه کامپیوتری که مرتب تکرار شود
let
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
lets
ضربهای که به حساب نیاید و تکرار شود
superfix
تکرار مرتب ومداوم موضوعی درسخن
theme song
ملودی یا قطعه موسیقی تکرار شونده
iterative process
فرآیندی که تکرار میشود تا به شرطی برسد
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
pattern
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
force
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
forces
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
loop
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
raise a fuss
<idiom>
قول برای تکرار دعوت درتاریخی دیگر
patterns
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
forcing
تکرار ضربه برای به دفاع کشاندن حریف
looped
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
brush up on something
<idiom>
تکرار(مرور)چیزی که ازقبل یادگرفته شده
loops
ترتیب دستورات که تا وقوع یک شرط تکرار می شوند
loop
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
looped
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
wait loop
پردازندهای که یک حلقه برنامه را تکرار میکند تا عملی رخ دهد
repeating key
روش رمزی که همراه با تکرار یک کلید رمز میباشد
loops
ثباتی که حاوی تعداد دفعات تکرار حلقه است
drop repeat
واگیره
[تکرار یک نقش بصورت قرینه و در طول فرش]
Could you repeat what you said, please?
میشود لطفا آن چیزی را که گفتید دوباره تکرار کنید؟
cycle
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
pseudo random
رشته تولید شده تصادفی که در مدت طولانی تکرار بشود
cycles
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
cycled
تعداد زمان هایی که یک مجموعه دستورات تکرار شده یا می شوند
echolalia
تکرار و تقلید سخنان دیگران که گاهی نوعی مرض میشود
repeat
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
repeats
کلیدی روی صفحه کلید که حرف انتخاب شده را تکرار میکند
nowel
کلمه ایست که درسرود خوانی و هلهلههای عید میلادمسیح تکرار میکنند
typematic
هر کاراکتر صفحه کلید که تاوقتی بر ان فشار وارد میشود تکرار می گردد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com