English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English Persian
wale تیر افقی انتخاب کردن
Other Matches
levels تراز سطح افقی افقی کردن
planing افقی سطح افق افقی کردن
levelled تراز سطح افقی افقی کردن
planed افقی سطح افق افقی کردن
leveled تراز سطح افقی افقی کردن
planes افقی سطح افق افقی کردن
level تراز سطح افقی افقی کردن
plane افقی سطح افق افقی کردن
radio button شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
tree روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
menu لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
menus لیست انتخابهای موجود برای کاربر که روی خط افقی نمایش داده می شوند در بالای صفحه نمایش یا پنجره هر انتخاب منو یک منوی دیگر را باز میکند
sliding wedge گاوه افقی یاکولاس افقی
target selector دوربین انتخاب هدف دوربینی که مخصوص انتخاب هدفها به وسیله توپ است
cross level افقی کردن
transverse adduction نزدیک کردن افقی
transverse abduction دور کردن افقی
horizontal loading پر کردن مهمات به طور افقی
sophistication نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد
ineligibility عدم قابلیت برای انتخاب شدن محرومیت از انتخاب شدن غیرقابل قبول
to make a choice of انتخاب کردن
opt انتخاب کردن
opts انتخاب کردن
opted انتخاب کردن
opting انتخاب کردن
mischoose بد انتخاب کردن
select انتخاب کردن
dials انتخاب کردن
dialled انتخاب کردن
dialed انتخاب کردن
dial انتخاب کردن
selected انتخاب کردن
selects انتخاب کردن
electing انتخاب کردن
sifts انتخاب کردن
screening, screenings انتخاب کردن
screened انتخاب کردن
pick out <idiom> انتخاب کردن
pitch upon انتخاب کردن
chooses انتخاب کردن
choosing انتخاب کردن
screen انتخاب کردن
sift انتخاب کردن
to have one's pick انتخاب کردن
elects انتخاب کردن
single انتخاب کردن
elect انتخاب کردن
sifted انتخاب کردن
screens انتخاب کردن
choose انتخاب کردن
designate انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designating انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
rectification تصویر کردن یک عکس مورب هوایی روی یک سطح افقی راست کردن عکس
leveling میزان کردن افقی کردن
reelect تجدید انتخاب کردن
destine قبلا انتخاب کردن
preselect انتخاب کردن مقدماتی
pick out انتخاب کردن دریافتن
preselect قبلا انتخاب کردن
elect انتخاب کردن برگزیده منتخب
to ballot for بارای پنهان انتخاب کردن
chap انتخاب کردن شکاف دادن
electing انتخاب کردن برگزیده منتخب
to pitch upon something چیزی را برگزیدن یا انتخاب کردن
elects انتخاب کردن برگزیده منتخب
disfranchise از حق رای یا انتخاب محروم کردن
coopt انتخاب کردن ودر میان خوداوردن
raster graphics روش مرتب کردن و نمایش داده بصورت سطرهای افقی از یک شبکه یکنواخت یاسلولهای تصویر
check جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checks جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
checked جعبه کوچک با یک ضربدر در آن در صورتی که عمل انتخاب شود و خالی در صورتی که عمل انتخاب نشود
despatching انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatched انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatch انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
despatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
dispatches انتخاب کار بعدی و اماده کردن ان برای پردازش
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
selected جدا کردن انتخاب کردن
selects جدا کردن انتخاب کردن
select جدا کردن انتخاب کردن
to run in گرفتار کردن انتخاب کردن
menu item یک انتخاب در فهرست انتخاب
audio ال می پرسد. شخص تماس گرفته با انتخاب کردن شمارهای در تلفن به او جواب میدهد
click دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
horned scully مانع افقی زیرابی که برای سوراخ کردن بدنه کشتیهاکار گذاشته میشود و معمولابا بتون و تیراهن ساخته میشود
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
controlled reprisal انتخاب بررسی شده راه کار انتخاب کنترل شده راه کار
lateral افقی
laterad افقی
horizontal افقی
plain coordinates مختصات افقی
abscissa بعد افقی
rhumb دایره افقی
horizontal crossbar میله افقی
cross-beam تیر افقی
horizontal combination ترکیب افقی
horizontal section برش افقی
horizontal disparity ناهمخوانی افقی
horizontal integration انضمام افقی
horizontal loading کولاس افقی
putlog or lock تیر افقی
horizontal integration تمرکز افقی
ordinate حور افقی
horizontal plane صفحه افقی
horizontal cornice رخ بام افقی
horizontal integration ادغام افقی
horizontal hook قلاب افقی
transverse plane صفحه افقی
horizontal growth رشد افقی
horizontal polarization قطبش افقی
horizontal pump پمپ افقی
horizontal scrolling حرکت افقی
abscissa محور افقی
horizontal candlepower شمع افقی
transom وادار افقی
horizontal taping مساحی افقی
jack arch طاق افقی
horizontal wedge کولاس افقی
brise-soleil کرکره افقی
cross beam تیر افقی
horizontally بطور افقی
horizontal mobility تحرک افقی
horizontal wedge گاوه افقی
cross hatch هاشور افقی
horizontal سطح افقی
brise-soleil پرده افقی
cross head تیر افقی
transom الت افقی
landscape orientation تمایل افقی
tiers ردیف افقی
crosscut saw اره افقی بر
straightest افقی بطورسرراست
straighter افقی بطورسرراست
straight افقی بطورسرراست
tier ردیف افقی
yardarm بازوی افقی
trunnion پاشنه افقی
trunnion مفصل افقی
horizontal boring سوراخکاری افقی
scans شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scanned شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
scan شماره ارسالی از صفحه کلید به کامپیوتر سازگاز IBM PC برای بیان اینکه کلید انتخاب شده است و مشخص کردن کلید
crossbars تیرک افقی دروازه
transom الت افقی کمرکش
horizontal arch element حلقه افقی قوس
X coordinate مختصات بردار افقی
bars میله افقی در پرش
boom ستون افقی [کشتی]
grand piano پیانوی بزرگ و افقی
crossbar تیرک افقی دروازه
bar میله افقی در پرش
spar ستون افقی [کشتی]
surged حرکات افقی اب دریا
horizontal stabilizer مکان افقی ثابت
lateralrelationship نسبت در خط افقی از پهلو
elevator مکان افقی متحرک
x plates صفحات انحراف افقی
roof tree کش دیرک افقی چادر
ridge pole کش دیرک افقی چادر
elevators مکان افقی متحرک
horizontal social mobility تحرک افقی اجتماعی
horizontal shearing stress تنش برش افقی
common roof تیرچه افقی خرپا
lateral واقع درخط افقی
surge حرکات افقی اب دریا
vertical loom دار افقی [قالی]
breastsummer تیر افقی سردر
cross level حباب تراز افقی
horizontal loom دار افقی [قالی]
cross grinder شاه تیر افقی
grand pianos پیانوی بزرگ و افقی
laterad واقع درخط افقی
horizontal synchronizing همزمان ساز افقی
x axis بردار افقی گراف
horizontal phase control تنظیم فاز افقی
surges حرکات افقی اب دریا
horizontal loading بارگیری افقی کشتیها
advection جابجایی افقی هوا
dragon-tie تیر افقی گوشه ها
mean horizontal candlepower شمع افقی متوسط
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
horizontal labor mobility تحرک افقی کارگر
booming تیر افقی وصل به بادبان
scanned یکی ازخط وط افقی فسفری
bars چوب افقی بالای مانع
boomed تیر افقی وصل به بادبان
boom تیر افقی وصل به بادبان
transit compass الت سنجش گوشههای افقی
booms تیر افقی وصل به بادبان
axis برای مختصات افقی در گراف
crosspiece قسمت افقی وعرضی هر چیزی
racing dive شیرجه افقی دراغاز مسابقه
western roll غلطیدن افقی از روی میله
scans یکی ازخط وط افقی فسفری
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com