Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English
Persian
To widen a road .
جاده یی را گشاد کردن ( تعریض )
Other Matches
straddles
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddle
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
straddled
گشاد ایستادن گشاد گشاد راه رفتن
doppler broadening
تعریض دوپلری
To walk with ones feet wide apart.
گشاد گشاد راه رفتن
She stared at him with wide eyes.
با چشمهای گشاد ( گشاد شده ) با ؟ خیره شده بود
dilates
گشاد کردن
dilating
گشاد کردن
dilate
گشاد کردن
reaming
گشاد کردن
ream
گشاد کردن
slackest
کساد کردن گشاد
slack
کساد کردن گشاد
to let out
افشاکردن گشاد کردن
slacks
کساد کردن گشاد
To spend recklessly ( prodigally ) .
گشاد بازی کردن ( ولخرجی )
scrawled
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawling
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawl
خط خطی کردن گشاد نشستن
scrawls
خط خطی کردن گشاد نشستن
divided highway
[American E]
شاهراه چند خطی
[جاده رفت کاملا سوا از جاده آمد است]
underpass
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
underpasses
مسیر جاده در زیر پل هوایی جاده زیرجاده دیگری
emerging traffic
جاده فرعی که از جاده اصلی بیرون آمده
merging traffic
ادغام جاده فرعی به جاده اصلی
road screen
پوشش و استتار جاده پوشاندن جاده
service road
جاده کناری جاده سرویس
going
وضع جاده زمین جاده
road clearance
تخلیه کردن جاده
pull over
<idiom>
متوقف کردن ماشین گوشه جاده
balisage
مشخص کردن مسیر جاده باچراغهای راهنما
barricading
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricade
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricaded
سنگربندی کردن سد کردن جاده
barricades
سنگربندی کردن سد کردن جاده
to shift freight traffic from road to rail
حمل نقل بار را از جاده به راه آهن منتقل کردن
track clearer
جاده پاک کن جاده صاف کن راه صاف کن
road distance
مسافت روی جاده یا مسافت طی شده از جاده
blocking
سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
wheel load
فرفیت بار یا تحمل وزن باندفرود در یک فرودگاه یامحوطه تاکسی کردن یا جاده اسفالت
wide
گشاد
loose fitting
گشاد
straddled
گشاد با زی
wider
گشاد
widest
گشاد
broad
گشاد
broadest
گشاد
loose-fitting
گشاد
broader
گشاد
reamer
گشاد کن
straddles
گشاد با زی
straddle
گشاد با زی
looser
گشاد
loosest
گشاد
loose
گشاد
bigmouthed
دهن گشاد
spacious
جامع گشاد
dilatant
گشاد شونده
slopping
شلوار گشاد
slip-ons
لباس گشاد
stretchier
گشاد شونده
slopped
شلوار گشاد
slop
شلوار گشاد
pajamas
شلوار گشاد
bell mouthed
دهن گشاد
wide mouthed
دهن گشاد
straddle
گشاد نشستن
straddles
گشاد نشستن
straddled
گشاد نشستن
stretchy
گشاد شونده
stretchiest
گشاد شونده
slip on
لباس گشاد
jars
شیشه دهن گشاد
jars
کوزه دهن گشاد
oxbags
شلوار خیلی گشاد
astraddle
دارای پای گشاد
oxford bags
شلوار خیلی گشاد
mason jar
کوزه دهن گشاد
dalmatic
خرقه استین گشاد
blouse
پیراهن یاجامه گشاد
sacks
پیراهن گشاد و کوتاه
sacked
پیراهن گشاد و کوتاه
sack
پیراهن گشاد و کوتاه
capacious
گنجایش دار گشاد
Wellington
چکمه دهان گشاد
blouses
پیراهن یاجامه گشاد
mother hubbard
لباس گشاد زنانه
clump block
قرقره دهان گشاد
jarred
شیشه دهن گشاد
jarred
کوزه دهن گشاد
robe
لباس بلند و گشاد
wide eyed
دارای چشم گشاد
varicosity
گشاد شدگی سیاهرگ
robes
لباس بلند و گشاد
wide-eyed
دارای چشم گشاد
varix variously
سیاهرگ گشاد شده
jar
کوزه دهن گشاد
jar
شیشه دهن گشاد
dolman sleeve
استین گشاد و اویخته
carboy
تنگ دهن گشاد
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
carronade
یکجورتوپ کوتاه دهن گشاد
sprawling
گشاد نشستن هرزه روییدن
sprawls
گشاد نشستن هرزه روییدن
risk
گشاد بازی بخطر انداختن
risks
گشاد بازی بخطر انداختن
risked
گشاد بازی بخطر انداختن
sprawl
گشاد نشستن هرزه روییدن
risking
گشاد بازی بخطر انداختن
sailed
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sail
کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
These shoes are too big for me .
این کفشها برایم گشاد است
raglan
پالتو استین گشاد سبک و فراخ
rochet
جبه کتانی گشاد اسقفان وراهبان
krater
کوزه دهن گشاد دسته دارقدیمی
My shoes stretched after wearing them for a couple of days .
پس از چند روز پوشیدن، کفشهایم گشاد شدند.
She likes loose - fitting dresses .
از لباس های گشاد خوشش نمی آید
pajamas
جامه گشاد که در خانه یا هنگام خوابیدن می پوشند
The shoes are a size too big for my feet.
کفشها یک نمره برای پایم گشاد است
varicosity
جایی که چند سیاهرگ گشاد شده باشند
bloomer
شلوار گشاد و زنانه ورزشی گیاه شکوفه کرده
chimere
خرقه بدون استین ویا بااستین گشاد وبزرگ
slopping
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slopped
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
slop
هر نوع لباس گشاد رویی روپوش کتانی پزشکان وامثال ان
steamroller
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollers
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollered
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
steamrollering
باجاده صاف کن جاده را صاف کردن
The position is over his head . he cannot cope with it .
این شغل برای سرش خیلی گشاد است ( از توانائی اوبیرون است )
road bed
کف جاده
pads
جاده
road block
سد جاده
rut
رد جاده
road
جاده
roadless
بی جاده
pad
جاده
path
جاده
road blocks
سد جاده
invious
بی جاده
way
جاده
causeways
جاده
blocking
سد جاده
causeway
جاده
pathways
جاده
line
جاده
ruts
رد جاده
lines
جاده
roadbed
کف جاده
roads
جاده
route
جاده
track
جاده
turnpike
جاده
roadway
جاده
roadways
جاده
roadability
جاده رو
roadable
جاده رو
turnpikes
جاده
pathway
جاده
hard core
پی جاده
routes
جاده
tracks
جاده
tracked
جاده
paths
جاده
main road
جاده اصلی
the road was impaired
جاده خراب شد
byroad
جاده فرعی
by way
جاده پرت
third class road
جاده درجه سه
by the side of the road
در کنار جاده
traffic on public roads
ترافیک
[جاده]
wayless
بدون جاده
the impediment of a road
پا گیرهای جاده
street traffic
ترافیک
[جاده]
the impediment of a road
موانع جاده
spur track
جاده فرعی
main roads
جاده اصلی
concrete pavement
جاده بتنی
tracked
خط اهن جاده
tracks
خط اهن جاده
roadhog
خوک جاده
open route
جاده باز
spur
جاده انشعابی
spurring
جاده انشعابی
operational route
جاده رزمی
spurs
جاده انشعابی
sea lane
جاده دریایی
sea lanes
جاده دریایی
roadhogs
خوک جاده
molecular attracticm
جاده ذرات
collective goods
مانند جاده
clearing iron
جاده پاک کن
track
خط اهن جاده
chip spreader
جاده صاف کن
causeway
جاده سنگفرش
overhead roadway
جاده هوایی
criterium
مسابقه جاده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com