English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
impressment جدیت حرارت
Other Matches
exothermic حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
exothermal حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
thermal stress ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
pyrolysis تغییر شیمیایی در اثر حرارت تجزیه در اثر حرارت اتشکافت
competency جدیت
earnestness جدیت
seriousness جدیت
enthusiasms جدیت
gravity جدیت
intentness جدیت
enthusiasm جدیت
actions جدیت
action جدیت
activeness جدیت
acting بازیگری جدیت
competes تلاش و جدیت کردن
competence روح تلاش جدیت
competed تلاش و جدیت کردن
compete تلاش و جدیت کردن
sink one's teeth into <idiom> با جدیت دنبال کاری رفتن
pitch in با سعی و جدیت شروع بکارکردن
sail in با جدیت و اطمینان بکاری مبادرت کردن
o quake at work and sweet at meals. <proverb> به وقت کار,جدیت ,بهنگام غذا,رئوفت.
to leave yourself open to the charge of lacking seriousness خود را در معرض اتهام فاقد جدیت بودن گذاشتن
ardor حرارت
fervidity حرارت
adust با حرارت
enthrusiasm حرارت
fervidness حرارت
fire حرارت
fired حرارت
fires حرارت
ardour حرارت
warms با حرارت
warm با حرارت
warmed با حرارت
warmest با حرارت
verve حرارت
pyogenic حرارت زا
heat حرارت
heats حرارت
temperatures حرارت
mettlesome با حرارت
temperature حرارت
hotness حرارت
warmth حرارت
clammy بی حرارت
vehemence حرارت
calorimeter حرارت سنج
calorification تولید حرارت
heat transfer انتقال حرارت
calefactory حرارت بخش
ardency شور و حرارت
actinometre حرارت سنج
actinometer حرارت سنج
thermophysics فیزیک حرارت
heat of hydration حرارت ئیدراسیون
heat expansion انبساط حرارت
heat exchange تبادل حرارت
heat economy اقتصاد حرارت
transformation of heat تبادل حرارت
low heat cement سیمان کم حرارت
heat drop افت حرارت
heat conductor هادی حرارت
heat absorption جذب حرارت
interchange of heat تبادل حرارت
expansion heat حرارت انبساط
strenuousness حرارت و اصرار
impetuosity تندی حرارت
thermoregulation تنظیم حرارت
enthalpy حرارت فعال
heat unit واحد حرارت
thermometers حرارت سنج
central heating حرارت مرکزی
steamy پر حرارت پر بخار
heats گرما حرارت
steamiest پر حرارت پر بخار
steamier پر حرارت پر بخار
gradient افت حرارت
gradients افت حرارت
heat حرارت دادن
fervently از روی حرارت
heat گرما حرارت
energetically از روی حرارت
initiatives شوق و حرارت
zeal ذوق حرارت
thermotherapy حرارت درمانی
initiative شوق و حرارت
temperature درجه حرارت
thermometer حرارت سنج
ginger تندی حرارت
temperatures درجه حرارت
heats حرارت دادن
thermal resolution حداقل سنجش حرارت
heat affected zone منطقه حرارت دیده
heat conductivity قابلیت هدایت حرارت
pre heat حرارت دادن مقدماتی
preheat قبلا حرارت دادن
heatedly از روی هیجان یا حرارت
thermostable باثبات در اثر حرارت
thermal exposure میزان جذب حرارت
isothermal نقاط هم حرارت اب دریا
thermolysis تحلیل حرارت بدن
isothermal layer سطوح هم حرارت اب دریا
maximum temperature درجه حرارت حداکثر
thermal resolution حداقل اختلاف حرارت
internal temperature درجه حرارت داخلی
intermediate temperature درجه حرارت میانی
intermediate temperature درجه حرارت متوسط
burner تولیدکننده حرارت در بالن
thermoregulator دستگاه تنظیم حرارت
burners تولیدکننده حرارت در بالن
ignition temperature درجه حرارت احتراق
operating temperature درجه حرارت کار
hyperpyrexia درجه حرارت بالاتر از صد
low temperature درجه حرارت پایین
preheated قبلا حرارت دادن
steam heating ایجاد حرارت با بخار
critical temperature درجه حرارت بحرانی
enthusiasms هواخواهی با حرارت شوروذوق
preheats قبلا حرارت دادن
central heating system دستگاه حرارت مرکزی
thermostat تنظیم کننده حرارت
temperatures درجه حرارت دما
thermostat نافم درجه حرارت
thermostats تنظیم کننده حرارت
ambient temperature درجه حرارت محیطی
temperature درجه حرارت دما
thermostats نافم درجه حرارت
diathermy معالجه بوسیله حرارت
enthusiasm هواخواهی با حرارت شوروذوق
reducer کم کننده شعله یا حرارت
tempering temperature درجه حرارت بازپخت
forced convection تبادل حرارت اجباری
final temperature درجه حرارت نهایی
filament temperature درجه حرارت فیلامان
to steam ahead or away با حرارت کار کردن
thermoregulatory وابسته تنظیم حرارت
fervidly از روی حرارت و غیرت
live wire آدم پر حرارت و با پشتکار
sunbaked حرارت افتاب دیده
live wires آدم پر حرارت و با پشتکار
Fahrenheit درجه حرارت فارنهایت
telethermoscope حرارت سنج از مسافات دور
maximum safe temperature درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum surface temperature درجه حرارت سطحی حداکثر
muffle furnace کوره با حرارت غیر مستقیم
pyrometallurgy استخراج فلزات در اثر حرارت
stenothermy کم مقاومتی در مقابل تغییرات حرارت
psychrophilic رشدکننده در درجه حرارت کم سرمازی
thermal exposure در معرض حرارت قرار گرفتن
high temperature alloy الیاژ درجه حرارت بالا
radiant دستگاه پخش کننده حرارت
geothermic وابسته به حرارت مرکزی زمین
heat rash عرق جوش حرارت سوزان
thermostability قابلیت استحکام در مقابل حرارت
geothermal وابسته به حرارت مرکزی زمین
magnetic transition temperature درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
hypothermal وابسته به تقلیل درجه حرارت
internal temperature rise افزایش درجه حرارت داخلی
radiant exposure پخش حرارت یا انرژی حرارتی
thermolabile بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت
vulcanization تحت تاثیر حرارت اتشفشانی
heat setting ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
thermojet نیروی جت حاصله از حرارت موتور جت حرارتی
Thermos قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
Thermoses قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
declaims با حرارت علیه کسی صحبت کردن
termograph دستگاهی که حرارت روزانه را ثبت میکند
thermocoagulation دلمه شدن نسوج در اثر حرارت
thermosetting قابل سفت شدن در مقابل حرارت
thermotaxis تنظیم خودبخود حرارت در بدن دماواکنش
thermoplastic قابل ارتجاع یا نرمش پذیردراثر حرارت
pyrocondensation تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
bound barrel لولهای که در اثر حرارت تاب برداشته
seizes گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
isotherm follower دستگاه تشخیص سطوح هم حرارت اب دریا
thermonuclear وابسته بدرجه حرارت هسته اتمی
anneal حرارت زیاد دادن و بعد سردکردن
daily range of soil temperature دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
declaiming با حرارت علیه کسی صحبت کردن
declaim با حرارت علیه کسی صحبت کردن
seized گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
phosphate esters مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
declaimed با حرارت علیه کسی صحبت کردن
pyrolyze در اثر حرارت تغییر شیمیایی دادن
seize گیرکردن پیستون بعلت حرارت زیاد
thermostat تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
flameout قطع کار دستگاه ایجاد حرارت بالن
diapositive تولید حرارت توسط جریانهای با فرکانس زیاد
recalescence پس دادن حرارت فلزدر اثر سرد شدن
vulcanization حرارت زیاد جوش اکسیژن لاستیک وفلزات
pyrometer وسیله سنجش درجه حرارت هوا در بالن
thermostats تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
advection حرکت افقی تودهای ازهوا دراثرتغییردرجهء حرارت
reefers خودرویی که اطاقک عایق حرارت داشته باشد
maximum permissible temperature rise حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
volcanize تحت تاثیر حرارت اتشفشانی قرار دادن
burn in حرارت دادن واکس برای مالیدن به کف اسکی
pyroelectricity ایجاد قطب الکتریکی در بلورهابوسیله تغییر حرارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com