English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
obstruction box جعبه ایجاد مانع
Other Matches
stockades ایجاد مانع
obstruction ایجاد مانع
obstructions ایجاد مانع
stockade ایجاد مانع
preclusion ایجاد مانع
obstructing ایجاد مانع کردن
obstructed ایجاد مانع کردن
obstruct ایجاد مانع کردن
obstruction method روش ایجاد مانع
obstructs ایجاد مانع کردن
antibiotic مانع ایجاد لطمه بزندگی
antibiotics مانع ایجاد لطمه بزندگی
To put a spoke in someones wheel. چوب لای چرخ کسی گذاردن ( ایجاد مانع واشکال )
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
tare and tret وزن بسته یا لفاف یا جعبه محموله و مقدار کمبود وزنی که در نتیجه حمل و نقل درمحموله ایجاد میشود وقابل قبول است
precludes مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluded مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
hedgehogs مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
hedgehog مانع جوجه تیغی شکل نوعی جنگ افزارضد زیردریایی یا مانع ضدزیردریایی
box pass جعبه کالیبر جعبه پاس
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
ActiveX سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
crest clearing محوطه تامین بالای مانع حاشیه امنیت بالای مانع
damming سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dams سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dammed سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
dam سد ساختن مانع شدن یاایجاد مانع کردن محدود کردن
oil gear جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
ocant altitude ارتفاع خارج از حدود مانع ارتفاع بالای مانع
obstructor وسیله مانع تخریب مین مانع ضد اکتشاف مین
kit جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
air box جعبه دم
hutch جعبه
hutches جعبه
cage جعبه
hot bus bar جعبه
box جعبه
drawers جعبه
cases جعبه
incasement جعبه
boxes جعبه
kit جعبه
case جعبه
drawer جعبه
kits جعبه
chests جعبه
chest set جعبه
box pass جعبه رخ ده
chest جعبه
cages جعبه
cist جعبه
busbar جعبه تقسیم
fuse box جعبه فیوز
tray جعبه دو خانه
outlet box جعبه دیواری
outlet box جعبه خروجی
output box جعبه فیوز
trays جعبه دو خانه
chain case جعبه زنجیر
boxy جعبه مانند
mail box جعبه پستی
panels جعبه کلیدبرق
junction box جعبه ترمینال
junction boxes جعبه اتصال
junction boxes جعبه تقسیم
junction box جعبه اتصال
breakout box جعبه قطع
mirror frame جعبه اینه
junction boxes جعبه ترمینال
junction box جعبه تقسیم
showcase جعبه اینه
repair kit جعبه تعمیر
gears جعبه دنده
geared جعبه دنده
sandtable جعبه شنی
gear جعبه دنده
shuttle box جعبه دو سره
skinner box جعبه اسکینر
smoke pot جعبه دودانگیز
panel جعبه کلیدبرق
steering gear جعبه فرمان
switching kit جعبه اتصال
terminal box جعبه کلم
gearbox جعبه دنده
puzzle box جعبه معما
showcased جعبه اینه
showcases جعبه اینه
showcasing جعبه اینه
panel box جعبه تابلو
cartridge box جعبه فشنگ
goal box جعبه هدف
pouch kit جعبه دارو
power pack جعبه تغذیه
carter جعبه کارتر
gearing جعبه دنده
problem box جعبه مساله
gearboxes جعبه دنده
terminal box جعبه ترمینال
crate جعبه بندی
gear box جعبه دنده
battery box جعبه باطری
battery box جعبه باتری
gear case جعبه دنده
splice box جعبه تقسیم
ammunition chest جعبه مهمات
distributing box جعبه تقسیم
cases صندوق جعبه
discrimination box جعبه افتراق
demolition kit جعبه تخریب
decision box جعبه تصمیم
distribution box جعبه انشعاب
battery bus جعبه تقسیم
phantom target جعبه بازاوا
crates جعبه بندی
box maker جعبه ساز
echo box جعبه بازاوا
bernoulli box جعبه برنولی
drive mechanism جعبه دنده
tool kits جعبه ابزار
distribution box جعبه تقسیم
tool kit جعبه ابزار
tool boxes جعبه ابزار
tool box جعبه ابزار
battery case جعبه باتری
case صندوق جعبه
alarm box جعبه الارم
gun bag جعبه توپ
conduit box جعبه انشعاب
box connector رابط جعبه
completed case جعبه پر شده
colour box جعبه رنگ
coil box جعبه پیچک
box stall جعبه اخور
block جعبه قرقره
box suitmeats جعبه شیرینی
jack box جعبه اتصال
jardiniere جعبه گلدان
jewel box جعبه جواهر
hatbox جعبه کلاه
blocked جعبه قرقره
incase در جعبه گذاردن
incase etc در جعبه گذاشتن
crankcase جعبه کارتر
inductance box جعبه اندوکتانس
receivers جعبه خزانه
receiver جعبه خزانه
cotainer جعبه باطری
air box جعبه هوا
connection box جعبه اتصال
blocks جعبه قرقره
ab power pack جعبه تغذیه ا.ب
hatboxes جعبه کلاه
fuse boxes جعبه فیوز
workbox جعبه ابزار
casket جعبه کوچک
casket جعبه جواهرات
caskets جعبه کوچک
caskets جعبه جواهرات
soapboxes جعبه صابون
zoom box جعبه درشتنمایی
box جعبه مقوایی
soapbox جعبه صابون
cartons جعبه مقوایی
black boxes جعبه سیاه
black box جعبه سیاه
cabinet جعبه کشودار
cabinets جعبه کشودار
holdall جعبه هزارپیشه
carton جعبه مقوایی
transmissions جعبه دنده
transmission جعبه دنده
musical box جعبه ساز
watchcase جعبه ساعت
musical boxes جعبه ساز
socket box جعبه پریز
toolbox جعبه ابزار
holdalls جعبه هزارپیشه
transmission case جعبه دنده
boxes جعبه مقوایی
sandboxes جعبه یا گودال شن
shell جعبه حاوی باروت
receivers جعبه خوراک دهنده
papetrie جعبه نوشت افزار
inductance box with plug جعبه اندوکتانس با دوشاخه
glove compartments جعبه داش بورد
boxed قرار دادن در یک جعبه
glove compartment جعبه داش بورد
head stock جعبه هرزگردماشین تراش
alert box پنجره یا جعبه هشدار
gland cock شیر جعبه اببندی
receiver جعبه خوراک دهنده
shells جعبه حاوی باروت
camera دوربین یا جعبه عکاسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com