English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
group جمع اوری چندین چیز با هم
groups جمع اوری چندین چیز با هم
Other Matches
campus environment محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
communication پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است
multivalent دارای چندین قدر چندین بنیانی
polygenetic دارای چندین نیا یا چندین تخم
proteranthy گل اوری قبل از برگ اوری
rollover صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
reproduction هم اوری
reproductions هم اوری
supplementation پس اوری
rivalry هم اوری
rivalries هم اوری
competitions هم اوری
competition هم اوری
supplementation هم اوری
justifications دلیل اوری
collection جمع اوری
procurement بدست اوری
malignancy زیان اوری
gatherings گرد اوری
collections جمع اوری
staging برصحنه اوری
assemblages جمع اوری
titillation غلغلک اوری
productiveness بار اوری
accumulation جمع اوری
accumulations جمع اوری
symbolization نماد اوری
prosaicness کسالت اوری
assemblage جمع اوری
justification دلیل اوری
resuscitation بهوش اوری
harassment بستوه اوری
ingathering فراهم اوری
obtainment بدست اوری
lethality مرگ اوری
odontiasis دندان در اوری
stigmatism ننگ اوری
gathering گرد اوری
sporogony هاگ اوری
enucleation مغزبیرون اوری
exemplification نمونه اوری
exemplification مثال اوری
salivation بزاق اوری
reproductivity استعداد هم اوری
perniciousness زیان اوری
nauseousness تهوع اوری
childbearing بچه اوری
food gathering خوراک اوری
boring ملال اوری
innovating نو اوری کردن
innovates نو اوری کردن
innovated نو اوری کردن
innovate نو اوری کردن
innovation چیز تازه نو اوری
recovers جمع اوری یکان
innovations چیز تازه نو اوری
recovers جمع اوری کردن
reflorescence غنچه اوری مجدد
florescence فصل شکوفه اوری
compilation جمع اوری و انتخاب
masses جمع اوری کردن
neurypnology علم خواب اوری
paragraph assembly جمع اوری پاراگراف
ingethering جمع اوری محصول
outbreeding برون زاد اوری
inspissation قوام اوری سفتی
productions عمل اوری ساخت
production عمل اوری ساخت
conglobation گردشدگی- گرد اوری
herborization جمع اوری گیاه
recovering جمع اوری کردن
recovering جمع اوری یکان
recover جمع اوری کردن
recover جمع اوری یکان
get in جمع اوری کردن
mass جمع اوری کردن
massing جمع اوری کردن
seeds اولاد تخم اوری
seed اولاد تخم اوری
intelligence collection جمع اوری اطلاعات
exogamy برون زاد اوری
culls جمع اوری کردن
collects جمع اوری کردن
collecting جمع اوری کردن
culler جمع اوری کننده
collect جمع اوری کردن
cumulation جمع اوری انباشتگی
data capturing جمع اوری داده
rake جمع اوری کردن
rakes جمع اوری کردن
raking جمع اوری کردن
data collection جمع اوری داده ها
compiles جمع اوری کردن
compiled جمع اوری کردن
compile جمع اوری کردن
musters جمع اوری کردن
capacitance قدرت جمع اوری
capitalization جمع اوری سرمایه
mustering جمع اوری کردن
codification گرد اوری قوانین
collecting point نقطه جمع اوری
mustered جمع اوری کردن
culling جمع اوری کردن
culled جمع اوری کردن
muster جمع اوری کردن
collection plan طرح جمع اوری
cull جمع اوری کردن
data gathering گرد اوری داده ها
compiling جمع اوری کردن
to beat up for جمع اوری کردن
tax collection جمع اوری مالیات
assemblage جمع اوری اماد
antagonism هم اوری اصل مخالف
compilations جمع اوری و انتخاب
marshall جمع اوری کردن
survey جمع اوری اطلاعات
surveyed جمع اوری اطلاعات
surveys جمع اوری اطلاعات
stypticity بند اوری خون
stemless فاقداستعداد ساقه اوری
to get in جمع اوری کردن
assemblages جمع اوری اماد
to put in mind یاد اوری کردن
data gathering جمع اوری داده ها
data gathering جمع اوری داده
marshalling جمع اوری کردن
collection جمع اوری اخبار
fruition تمتع میوه اوری
collection جمع اوری کردن
collections جمع اوری اخبار
collections جمع اوری کردن
deposit collection جمع اوری سرمایه
to round up جمع اوری کردن
round on جمع اوری کردن
multifold چندین
multipoint با چندین خط وط
ten چندین
Several persons ( people ). چندین تن
multiple چندین
lot چندین
several چندین
assemblages جمع اوری اقلام تدارکاتی
deposit collection جمع اوری کردن زباله ها
data collection system سیستم جمع اوری داده ها
rallies دوباره جمع اوری کردن
convocate احضارکردن جمع اوری کردن
collection plan طرح جمع اوری اخبار
collection agency عامل جمع اوری اخبار
hoardings جمع اوری دیوار موقتی
hoarding جمع اوری دیوار موقتی
assemblage جمع اوری اقلام تدارکاتی
antisweep device ضامن ضد جمع اوری مین
portfolio اسناد بهادارجمع اوری شده
rally دوباره جمع اوری کردن
information center مرکز جمع اوری اطلاعات
information bureau مرکز جمع اوری اطلاعات
intelligence collection طرح جمع اوری اطلاعات
scrounge علیق جمع اوری کردن
scrounged علیق جمع اوری کردن
scrounges علیق جمع اوری کردن
wrangling گرد اوری وراندن احشام
wrangles گرد اوری وراندن احشام
scrounging علیق جمع اوری کردن
wrangled گرد اوری وراندن احشام
wrangle گرد اوری وراندن احشام
harvest home محل جمع اوری خرمن
gathering pit گودال جمع اوری فاضلاب
portfolios اسناد بهادارجمع اوری شده
rallied دوباره جمع اوری کردن
pathetism خواب اوری مصنوعی هیپنوتیزیم
vernalize میوه اوری را تسریع کردن
reviviscence بهوش اوری نیرو بخشی
roll up جمع اوری کردن تاسیسات
parthenocarpy میوه اوری بدون لقاح
blood bank بانک جمع اوری خون
blood banks بانک جمع اوری خون
attachment ضمیمه اثاث جمع اوری
raise money جمع اوری کردن پول
sewerage شبکه جمع اوری فاضلاب
for reasons به چندین دلیل
many a time چندین بار
several thousands چندین هزار
many books چندین کتاب
many times چندین بار
over again چندین بار
over and over again چندین بار
multilineal دارای چندین خط
over and over چندین بار
manifold copies چندین نسخه
various چندتا چندین
alternates چندین بار
multivalve چندین دریچهای
alternated چندین بار
alternate چندین بار
on several occasions در چندین وهله
multivincular چندین پیوندی
a lot of times <adv.> چندین بار
frequently <adv.> چندین بار
multicolour با چندین رنگ
many times <adv.> چندین بار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com