English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (31 milliseconds)
English Persian
fake جمع کردن طولی
faked جمع کردن طولی
fakes جمع کردن طولی
Search result with all words
shipshank کوتاه کردن طولی
Other Matches
cross member عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
axial route مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
linear طولی
longitudinal طولی
it will not take long طولی
linearly طولی
vertical curve خم طولی
longitudinal sleeper تراورس طولی
easting مختصات طولی
longitudinal turning تراشکاری طولی
eftsoon طولی نکشیدکه
longitudinal seam درز طولی
longitudinal seam بخیه طولی
ground timber تیر طولی
longitudinal studies بررسیهای طولی
longitudinal section برش طولی
longitudinal stress تنش طولی
longitudinal stability پایداری طولی
longitudinal section نیمرخ طولی
longitudinal screed شمشه طولی
linear metre متر طولی
linearity حالت طولی
aisle گذرگاه طولی
longeron ستون طولی
longitudinal acceleration شتاب طولی
longitudinal axis محور طولی
longitudinal compression فشار طولی
longitudinal girder تیر طولی
longitudinal profile پروفیل طولی
longitudinal groove شیار طولی
longitudinal reinforcement ارماتور طولی
longitudinal reinforcement فولادگذاری طولی
linear measure مقیاس طولی
longitudinal valley دره طولی
longitudinal joint درز طولی
longitudinal دنده طولی
longitudinal screed شمشه طولی
longitudinal section برش طولی
axial road جاده طولی
abscissa محور طولی
variables رکورد با هر طولی
soon a طولی نکشیدکه
strike joint شکستگی طولی
thrust bearing یاطاقان طولی
variable رکورد با هر طولی
axis خط طولی یا عرضی
axis محور طولی
profile برش طولی
profiling برش طولی
profiles برش طولی
cut to length طولی بریدن
profiled برش طولی
longitudinal wave موج طولی
cut off saw اره طولی بر
longitudinal welding جوشکاری طولی
linearize بصورت طولی دراوردن
advances پیشرفت طولی ناو
vertical curve منحنی در نیمرخ طولی
advance پیشرفت طولی ناو
longitudinal girder شاه تیر طولی
longitudinal shearing stress تنش برشی طولی
anchor at short stay لنگر طولی عمودی
stay بکسل طولی ناو
stayed بکسل طولی ناو
longitudinal دندههای طولی موتور
angular contact thrust ball bearing بلبرینگ طولی محوری
longitudinal redundancy check مقابله افزونگی طولی
x scale مقیاس طولی عکس
advancing پیشرفت طولی ناو
formed hole سوراخ درمقطع طولی
ball thrust bearing یاطاقان طولی ساچمهای
end play بازی طولی محور
canaliculate دارای پیچهای طولی
axial mining مین گذاری طولی
summits قله در نیمرخ طولی
cut to length بصورت طولی بریدن
summit قله در نیمرخ طولی
soonest قریبا طولی نکشید
soon قریبا طولی نکشید
long service line خط طولی زمین در بازی دونفره
form grind سنگ زدن در مقطع طولی
fake down چیدن طناب به طور طولی
vittate دارای راه راههای طولی
axial road جاده طولی منطقه مواصلات
longitudinal reinforcement [فولاد گزاری طولی در بتن]
abeam امتداد عمود برمحور طولی
trajectory قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
invariance عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
invariability عدم تغییرباقیمانده درتغییرات طولی وخطی
lrc Check LongitudinalRedundancy مقابله افزونگی طولی
rolled دوران حول محور طولی غلطش
vertical beam چوب [میله] طولی دار [قالی]
rolls دوران حول محور طولی غلطش
ripsaw اره مخصوص برش طولی چوب
roll دوران حول محور طولی غلطش
trajectories قسمت اول نیمرخ طولی تنداب
banks دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
tacks گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
bank دوران یا متمایل شدن هواپیماحول محور طولی
tacking گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacked گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tack گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
it wasdone in no time انجام این کار چندان طولی نکشید
expansion bearing تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
pitch altitude زاویه بین محور طولی رسانگر و صفحه مرجع
wing heavy تمایل هواپیما برای گردش درجهت حول محور طولی
braking length طول پارگی نخ [طولی از نخ که در اثر وزن خودش پاره شود]
included angle زاویه بین محور طولی یک جسم و بردار جریان هوا
stirrups میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
stirrup میله گردهای کم قطرکه بصورت قاب- بستهای ارماتورهای طولی را دربرمیگیرند
critical angle of attack زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
lubber line خطی که روی صفحه قطب نماامتداد محور طولی هواپیما رانشان میدهد
control column فرمانی برای کنترل حرکت هواپیما حول محور طولی وعرضی که میتواند بصورت میله یا رل باشد
abeam یاتاقانهایی که تحت زاویه 09یا 072 درجه بطور عمود برمحور طولی رسانگر قرارگرفته اند
control surface angle زاویه بین مبداء سنجش حرکت سطوح کنترل و وتر سطح ثابت یا محور طولی هواپیما
differential spoilers اسپویلرهای روی بال که بعنوان سطوح کنترل اولیه وثانویه برای حرکت حول محور طولی بکار میروند
barleycorn مقیاس وزنی برابر 8460/0 گرم مقیاس طولی برابر5/8میلیمتر
rood مقیاس سطحی معادل یک چهارم جریب مقیاس طولی که درانگلستان 7 الی 8 یارد است
nose up چرخش حول محور عرضی وخارج شدن محور طولی ازوضعیت تراز بطرف اوج
deep stall وضعیتی در هواپیماهای دارای دم تی شکل که افزایش ناگهانی زاویه حمله سبب عدم توانایی سطوح افقی برای کنترل وضعیت طولی هواپیمامیگردد
chine عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
coning angle زاویه بین محور طولی تیغه ها و سطح مار بر نوک تیغه ها صرفنظر از خمش تیغه ها
Moghat مقات [نوعی واحد اندازه گیری در مشهد که مبنای آن تعداد هزار و دویست گره در یک ردیف طولی و عرضی بوده و جهت پرداخت دستمزد بافنده بکار می رود.]
selvage شیرازه فرش [اتمام لبه های طولی فرش با اضافه مخ پود به روش های مختلف جهت محکم شدن و تزئین]
Lambalo لامبالو [این نوع فرش که بصورت طولی و کناره بافته می شود که مربوط به قزاقستان بوده و تقلیدی از فرش تالش است و در آن از زمینه کف ساده به همراه نقوش ابتداپی و حواشی دو یا سه ردیفه استفاده می شود.]
compass swing قطب نما انحراف طولی قطب نما
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
check بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checks بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
withstands مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
exploit استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
withstand مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
withstanding مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
sterilized گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
married under a contract unlimited perio زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
support حمایت یاتقویت کردن تحمل کردن اثبات کردن
to wipe out پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
sterilize گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilises گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
preached وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
cross تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woo افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
wooed افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
sterilizing گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crossest تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilizes گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
crosses تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woos افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
crosser تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com