Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
English
Persian
preserve
حفظ یا محافظت کردن باقی نگهداشتن
preserves
حفظ یا محافظت کردن باقی نگهداشتن
preserving
حفظ یا محافظت کردن باقی نگهداشتن
Other Matches
preserve
باقی نگهداشتن
preserves
باقی نگهداشتن
preserving
باقی نگهداشتن
sustains
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustained
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
sustain
پایدار نگهداشتن نگهداشتن ادامه دادن
guards
محافظت کردن
protect
محافظت کردن
guard
محافظت کردن
shelters
محافظت کردن
sheltering
محافظت کردن
protecting
محافظت کردن
protects
محافظت کردن
shields
محافظت کردن
guarding
محافظت کردن
shelter
محافظت کردن
shield
محافظت کردن
sheltered
محافظت کردن
cares
محافظت کردن مراقبت
to screen
[from]
[با پرده]
محافظت کردن
[از]
cared
محافظت کردن مراقبت
care
محافظت کردن مراقبت
prop
نگهداشتن پشتیبانی کردن
restrains
نگهداشتن مهار کردن
propped
نگهداشتن پشتیبانی کردن
restraining
نگهداشتن مهار کردن
propping
نگهداشتن پشتیبانی کردن
restrain
نگهداشتن مهار کردن
to screen one's eyes from the sun
از چشمهای خود از خورشید محافظت کردن
tallies
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tallied
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
tallying
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
safeguard
تامین کردن امن نگهداشتن
tally
تطبیق کردن حساب نگهداشتن
safeguards
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarding
تامین کردن امن نگهداشتن
safeguarded
تامین کردن امن نگهداشتن
eat one's cake and have it too
<idiom>
هم استفاده کردن وهم برای مبادا نگهداشتن
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
keep
اداره کردن محافظت کردن
guarding
محافظت کردن نگهبانی کردن
keeps
اداره کردن محافظت کردن
guard
محافظت کردن نگهبانی کردن
guards
محافظت کردن نگهبانی کردن
screen
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screens
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screened
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
screening, screenings
محافظت کردن چیزی با صفحه نمایش , PSU در برابرواسط نمایش داده میشود
conservation
محافظت
preservation
محافظت
care
محافظت
cared
محافظت
cares
محافظت
protection
محافظت
copy protection
محافظت از کپی
sheltering
محافظت حمایت
sheltered
محافظت حمایت
shelter
محافظت حمایت
preserve wood
محافظت چوب
normal maintenance
محافظت عادی
thermal protection
محافظت حرارتی
stickability
قابلیت محافظت
preservation
محافظت جلوگیری
shelters
محافظت حمایت
protected storage
انباره محافظت شده
The Physics of Radiation Protection
فیزیک محافظت از پرتو
reserved words
کلمههای محافظت شده
Health physics
فیزیک محافظت از پرتو
protected storage
حافظه محافظت شده
security
محافظت شده یا رمزدار
right of self preservation
حق محافظت از سرحدات خود
imprisons
نگهداشتن
reserves
نگهداشتن
to take into custody
نگهداشتن
retention
نگهداشتن
reserve
نگهداشتن
imprison
نگهداشتن
hold on
نگهداشتن
imprisoning
نگهداشتن
reserving
نگهداشتن
bate
نگهداشتن
retains
نگهداشتن
sustain
نگهداشتن
save
نگهداشتن
to keep in d.
نگهداشتن
saved
نگهداشتن
retain
نگهداشتن
saves
نگهداشتن
preserves
نگهداشتن
retained
نگهداشتن
preserving
نگهداشتن
preserve
نگهداشتن
retaining
نگهداشتن
sustains
نگهداشتن
holds
نگهداشتن
sustained
نگهداشتن
hold
نگهداشتن
to hold in restraint
نگهداشتن
protective
زره حفافتی محافظت کننده
protected passed pawn
پیاده رونده محافظت شده
lock
محکم نگهداشتن
chins
زیرچانه نگهداشتن
chin
زیرچانه نگهداشتن
tong
باانبر نگهداشتن
locks
محکم نگهداشتن
have custody of
امانت نگهداشتن
fid
بامیله نگهداشتن
secure
محکم نگهداشتن
snubbing
نگهداشتن طناب
secures
محکم نگهداشتن
count out
<idiom>
بیرون نگهداشتن
sabbattize
سبت نگهداشتن
retraining
نگهداشتن در ندامتگاه
hold over
<idiom>
طولانی نگهداشتن
snubbed
نگهداشتن طناب
snubs
نگهداشتن طناب
snub
نگهداشتن طناب
station keeping
در خط نگهداشتن ناو
over-
باقی
over
باقی
parkas
نوعی کت برای محافظت از باد و باران
unprotected
که قابل تغییرات و محافظت شده نیست
keep up
<idiom>
درشرایط عالی نگهداشتن
hold
نگهداشتن پناهگاه گرفتن
To hold (keep) a secret close to ones chest.
رازی درسینه نگهداشتن
grabs
گرفتن چیزی و نگهداشتن آن
grabbing
گرفتن چیزی و نگهداشتن آن
l support
نگهداشتن بصورت زاویه
wage freeze
ثابت نگهداشتن دستمزد
holds
نگهداشتن پناهگاه گرفتن
surge
تحت کشش نگهداشتن
float
روی اب نگهداشتن شناور
to choke down
بزحمت دردل نگهداشتن
maintains
نگهداشتن برقرار داشتن
to block a ball
نگهداشتن توپ در بازی
floated
روی اب نگهداشتن شناور
grab
گرفتن چیزی و نگهداشتن آن
maintained
نگهداشتن برقرار داشتن
grabbed
گرفتن چیزی و نگهداشتن آن
desiccate
در جای خشک نگهداشتن
maintain
نگهداشتن برقرار داشتن
surged
تحت کشش نگهداشتن
surges
تحت کشش نگهداشتن
locked up
زیر قفل نگهداشتن
floats
روی اب نگهداشتن شناور
hold over
باقی ماندن
survived
باقی بودن
survives
باقی بودن
survive
باقی بودن
behind
باقی کار
remainder
باقی مانده
out of
<idiom>
باقی نمانده
scantling
باقی مانده
come through
باقی ماندن
conservation force
نیروی باقی
surviving
باقی بودن
impress
باقی گذاردن
behind
باقی دار
to be in arrear
باقی داربودن
reopen
باقی بودن
holdover
باقی مانده
reopened
باقی بودن
reopening
باقی بودن
debris
باقی مانده
reopens
باقی بودن
store
می باقی می ماند
dregs
باقی مانده
leave
باقی گذاردن
leaving
باقی گذاردن
storing
می باقی می ماند
organzine
ابریشم باقی
surpluses
باقی مانده
otherworld
عالم باقی
holdovers
باقی مانده
to leave behind
باقی گذاردن
behinds
باقی کار
behinds
باقی دار
remnant
باقی مانده
gleanings
ریزه باقی
remnants
باقی مانده
extant
باقی مانده
left over
باقی مانده
remains
باقی مانده
impresses
باقی گذاردن
surplus
باقی مانده
to be on the safe side
باقی نباشد
impressing
باقی گذاردن
impressed
باقی گذاردن
aliquant
باقی اورنده
breakers
وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
cladding
ماده محافظت کننده اطراف یک هسته هادی
breaker
وسیله که با قط ع برق سایر اجزا را محافظت میکند
to safeguard
[against]
امن نگهداشتن
[علیه]
[در برابر]
cross support
نگهداشتن بدن بحالت صلیب
card up one's sleeve
<idiom>
برای روز مبادا نگهداشتن
cassette
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
variables
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
variable
داده قابل تغییر , که نسبت به نوشتن محافظت نمیشود
cassettes
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
residve
باقی مانده زیادتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com