English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 73 (5 milliseconds)
English Persian
quiet enjoyment حق انتفاع اراضی
Other Matches
use انتفاع
exploitation انتفاع
right of exploitation حق انتفاع
right of benefit حق انتفاع
profiting انتفاع
benefiting انتفاع
benefited انتفاع
benefit انتفاع
uses انتفاع
exploitation انتفاع استخراج
benefit principle اصل انتفاع
users انتفاع از اموال
efficiency ضریب انتفاع
user انتفاع از اموال
use and occupation انتفاع و تصلاف
vested in interest واگذاری حق انتفاع موجل
years حق انتفاع محدودبه چند سال
reversionary interest حق انتفاع موجل از مال غیر
benefit theory of taxation نظریه مالیات بندی بر پایه انتفاع
occupied territory اراضی اشغالی
land grant اعطای اراضی
cultivated land اراضی محیات
conservation of land حفظ اراضی
land distribution توزیع اراضی
waste lands اراضی موات
utilized lands اراضی دایر
waste land اراضی موات
innings اراضی مستحدثه
vesture تصرف اراضی
unutilized land اراضی موات
tidal flats اراضی جزرومدی
seisin مالکیت اراضی
accumulative area اراضی سوارشونده
occupied territories اراضی اشغالی
land development احیای اراضی
uti possidetis تملک اراضی اشغالی
escheat اراضی بلا وارث
cultivation of waste land احیا اراضی موات
uti possidetis تملک اراضی مفتوحه
reclaimed احیاء اراضی موات
reclaiming احیاء اراضی موات
reclaims احیاء اراضی موات
redemption پرداخت مالیات اراضی
reclaim احیاء اراضی موات
terre tenant متصرف یا ساکن بالفعل اراضی
cession of territory واگذار کردن اراضی مملکت
planning permission اجازه عمران و ابادی اراضی
polder اراضی پست کنار دریا
vender's lien حق حبس بایع در معامله اراضی
land office اداره املاک وثبت اراضی
beachheads پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
beachhead پایگاه یا اراضی تسخیر شده در ساحل
He has laid hands on these lands. دست انداخته روی این اراضی
land poor دارای اراضی بی حاصل وکم فایده
cadastre دفترممیزی وتقویم وثبت اراضی واملاک
cadastral مربوط به ممیزی عواید و ثبت اراضی واملاک
backwoods اراضی جنگلی دوراز شهر جنگلهای دورافتاده
subinfeudate اعطای اراضی تیول از طرف امیری به امیردیگری برای بیعت با او
agrarianism تساوی در پخش زمین طرفداری از تقسیم اراضی بتساوی بین مردم
fee tail تقسیم تناصفی اراضی از طرف مالک ملک موقوف یا حبس شده
arrentation پروانه یا جواز بهره برداری ار اراضی جنگلی در ازای پرداخت اجاره سالانه معین
waste of manor اراضی کشت نشده اطراف ملک مورد اجاره یا تصرف که مستاجرین و متصرفین در ان حق علف چر دارند
expandsionism اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
use and occupation عنوان دعوی که مالک علیه مستاجری که پس از انقضاء مدت اجاره ازملک استیفاء منفعت کردن به منظور مطالبه اجرت المثل این انتفاع و تصرف اقامه میکند
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
leases در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
lease در Cl به معنی اخص به عقداجارهای که موضوع ان عین یا منافع اراضی باشد اطلاق میشود و الزاما" باید با سندکتبی برقرار شود
quamdiu bene se gesserit تا زمانیکه تخلفی نکند منظور برقرار کردن حق انتفاع است برای کسی به این شرط که تا از شروط عقدتخلف نکند تصرفش ادامه داشته باشد
occupation franchise حق رای در انتخابات درصورتی که مستلزم درتصرف داشتن مقداربخصوصی از اراضی در حوزه محل رای گیری باشد
fee tail تقسیم مالکیت اراضی بین مالک و دیگری به نحوی که نصف ان برای خود مالک ونیم دیگر به منتقل الیه
root of title منشاء سمت در CL فروشنده اراضی بایدترتیب ایادی را ضمن 03سال گذشته در موقع معامله روشن و منشاء سمت مالکیت خود را مشخص کند
irredentism نهضت استرداد منظور جنبشی است که هدف ان پیوستن قسمتی از اراضی مجاور یک کشورکه اهالی ان به زبان اهالی کشور منشاء نهضت صحبت می کنند به این مملکت باشد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com