Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
federal government
حکومت متحده
Other Matches
unified command
نیروهای متحد فرماندهی متحده یکانهای متحده متشکل از چندنیرو یا کشور
hagiarchy
حکومت کشیشان وروحانیون حکومت مقدسان
czarism
حکومت استبدادی ومطلقه حکومت تزاری
technocracy
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracies
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
autocracy
حکومت مطلق حکومت استبدادی
theocracies
حکومت خدا حکومت روحانیون
theocracy
حکومت خدا حکومت روحانیون
civicism
اصول حکومت کشوری بستگی ووفاداری باصول یاحقوق حکومت کشوری
home rule
حکومت به دست خود اهالی حکومت مردم بر مردم
the united kingdom
سلطنت متحده
united states
ایالات متحده
federal council
مجلس متحده
ole glory
پرچم ایالات متحده
United States of America
ایالات متحده امریکا
federal authorities
قدرت دولت متحده
united states attorney
دادستان کل ایالات متحده
United Arab Emirates
امارات متحده عربی
United Kingdom
کشور متحده پادشاهی
USA
ارتش ایالات متحده
federal council
مجلس دولت متحده
united arab republic
جمهوری متحده عربی
federal constitution
قانون اساسی دولت متحده
USA
مخفف ایالات متحده امریکا
stars and bars
نخستین پرچم ایالات متحده امریکا
Midwestern
وابسته به ایالتهای میانی ایالت متحده
texas
استان تکزاس درکشورهای متحده امریکا
north-eastern
وابسته به شمال شرق ایالات متحده
statehood
یکی از ایالتهای متحده شدن یا بودن
U.S.A.F
مخفف نیروی هوایی ایالات متحده
department of state
وزارت خارجه ایالات متحده امریکا
illinois
استان >ایلی نویز< در ایالت متحده امریکا
Central Intelligence Agency
مرکز اداره اطلاعات
[ایالات متحده آمریکا]
girl scout
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
f.b.i
یکی از ادارات وزارت دادگستری ایالات متحده
girl scouts
عضو پیشاهنگان دختر ایالات متحده آمریکا
republican party
یکی از دوحزب بزرگ ایالات متحده امریکا
sherman anti trust act
قانون ضد تراست شرمن درایالات متحده امریکا
Uncle Sam
لقب دولت ایالات متحده امریکا عمو سام
The passenger was admitted into the USA.
به مسافر اجازه ورود به ایالات متحده آمریکا را دادند.
The US government agencies dropped the ball in preventing the attack.
سازمان های دولتی ایالات متحده در جلوگیری از حمله ناکام شدند .
heptarchic
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
heptarchical
دارای حکومت هفت تنی وابسته به حکومت هفت تنی
blue law
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
liberty party
حزب مخالف سیستم برده داری که در سال 0481 در ایالات متحده امریکاتشکیل شد
blue laws
قوانین سخت و محدود کنندهی پیوریتانها که بر شمال ایالات متحده حاکم بود
martial law
مقررات حکومت نظامی حکومت نظامی
Indian summers
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
Indian summer
هوای ارام و خشک و صافی که در اواخر پاییز در شمال ایالات متحده امریکامشاهده میشود
national crime information center
شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
new deal
روش سیاسی جدیدی که از دوران روزولت اعمال ان از طرف دولت ایالات متحده امریکا شروع شد
member banks
در ایالات متحده کلیه بانکها براساس اساسنامه خود بایستی عضونظام فدرال رزرو در ایند
Ivy League
نام گروهی از دانشگاههای قدیمی و نامور بخش شرقی ایالات متحده که با هماتحادیهی ورزشی و غیره دارند
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
federal reserve system
ایالات متحده علیرغم تقسیم به ایالات مختلف دارای پشتوانه ارزی واحد است
democratic party
یکی از دو حزب بزرگ سیاسی ایالات متحده امریکا که به صورت فعلیش از 8281 تاسیس شده لیکن از 7871 عملا" موجود بوده است
raj
حکومت
government
حکومت
gynarchy
حکومت زن
dominion
حکومت
gynocracy
حکومت زن
governments
حکومت
administrations
حکومت
administration
حکومت
communications stallite corporation
یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
federal state
دولت متحده یا دولت اتحادی
coalition government
حکومت ائتلافی
martial law
حکومت نظامی
polity
طرز حکومت
despotism
حکومت مطلقه
constitutional government
حکومت مشروطه
autarky
حکومت استبدادی
constitutionalism
حکومت مشروطه
under the seway of
تحت حکومت
polities
طرز حکومت
democratic government
حکومت ملی
police states
حکومت پلیسی
theonomy
حکومت خدایی
the sabre
حکومت نظامی
monarchies
حکومت سلطنتی
caesarism
حکومت مطلقه
central government
حکومت مرکزی
thalassocracy
حکومت بر دریاها
monarchy
حکومت سلطنتی
police state
حکومت پلیسی
autarchy
حکومت استبدادی
thearchy
حکومت خدایان
caesarism
حکومت امپراطوری
self goverment
حکومت مستقل
stratocracy
حکومت نظامیان
mobocracy
حکومت رجاله ها
mixed government
حکومت مختلط
military government
حکومت نظامی
martial rule
حکومت نظامی
sword law
حکومت قلدری
local government
حکومت محلی
nomocracy
حکومت قانونی
parliamentarism
حکومت پارلمانی
self goverment
حکومت بر نفس
seat of government
مقر حکومت
quirinal
حکومت ایتالیا
puppet government
حکومت پوشالی
prelacy
حکومت روحانی
presidential government
حکومت جمهوری
plutocratic goverment
حکومت دولتمندان
plutartchy
حکومت دولتمندان
statolatry
حکومت پرستی
parliamentary government
حکومت پارلمانی
kakistocracy
بدترین حکومت
home rule
حکومت ملی
governable
قابل حکومت
gerontocrasy
حکومت پیران
gerontocracy
حکومت سالخوردگان
fair arbitration
حکومت عدل
hierocracy
حکومت روحانیون
enemy state
حکومت دشمن
dyarchy
حکومت دومجلسی
dyarchy
حکومت دوپادشاه
duumvirate
حکومت دو نفری
despotic rule
حکومت استبدادی
governance
طرز حکومت
governmentalism
حکومت گرایی
hagiocrasy
حکومت مقدسان
gynocracy
حکومت زنان
gynecocracy
حکومت نسوان
gynecocracy
حکومت زنان
gynaecocracy
حکومت زنان
governorship
حکومت حکمرانی
governorship
استانداری حکومت
governor's seat
حکومت نشین
sword law
حکومت سرنیزه
governmentalist
حکومت گرا
despotic rule
حکومت مطلقه
technocracies
حکومت اربابان فن
plutocracies
حکومت توانگران
czarisme
حکومت تزاری
plutocracies
حکومت دولتمندان
plutocracy
حکومت اغنیاء
plutocracy
حکومت توانگران
tyranny
حکومت استبدادی
misrule
بد حکومت کردن
tyranny
حکومت ستمگرانه
misruled
بد حکومت کردن
misrules
بد حکومت کردن
fascism
حکومت فاشیستی
aristocracies
حکومت اشرافی
misruling
بد حکومت کردن
plutocracy
حکومت دولتمندان
regimen
دسته حکومت
plutocracies
حکومت اغنیاء
democracy
حکومت ملی
technocracy
حکومت اربابان فن
condominium
حکومت مشترک
condominiums
حکومت مشترک
theocracy
حکومت مذهب
theocracies
حکومت مذهب
dictatorships
حکومت استبدادی
govern
حکومت کردن
dictatorship
حکومت استبدادی
governed
حکومت کردن
governs
حکومت کردن
rule
حکومت کردن
rule
حکومت سلطه
democracies
حکومت ملی
aristocracy
حکومت اشرافی
regimens
دسته حکومت
imperialism
حکومت امپراتوری
rTgimes
طرز حکومت
regimes
طرز حکومت
regime
طرز حکومت
autocracy
حکومت مطلق
autocracy
حکومت مستقل
home rule
حکومت داخلی
reigned
حکومت حکمفرمایی
reigns
حکومت حکمفرمایی
reign
حکومت حکمفرمایی
czarisme
حکومت قیصری
seigneury
قلمرو حکومت لرد
squirearchy
حکومت ملاکین واربابان
princedom
حوزه حکومت شاهزاده
ochlocracy
حکومت توده خلق
mobocracy
حکومت عوام الناس
regimes
روش حکومت پرهیزغذایی
regime
روش حکومت پرهیزغذایی
heptarchy
حکومت هفت نفری
monocracy
حکومت مستقل یا انفرادی
mobocracy
حکومت اجامر واوباش
squirarchy
حکومت ملاکین واربابان
polyarchy
حکومت چند تنی
mdiatize
بدولت یا حکومت دیگرافزودن
interrex
رئیس حکومت موقتی
stratocracy
حکومت یا دولت نظامی
pentarchy
حکومت پنج تنی
pentarchy
اتحاد پنج حکومت
state of martial law
حالت حکومت نظامی
self government
حکومت به دست مردم
plutocratic
مربوط به حکومت توانگران
monarchy constitutional
حکومت مشروطه سلطنتی
octarchy
حکومت هشت تنی
polycracy
حکومت چند تنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com