English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
spring-cleaning خانه تکانی بهاره
Other Matches
houseclean خانه تکانی کردن
spring cleaning خانه تکانی درفصل بهار
spring fever تب بهاره
rose fever تب بهاره
half cap سلام با اندک تکانی درکلاه
hay fever زکام بهاره
it is good for spring wear بهاره خوب است
spring wool پشم بهاره چین
ascending node نقطه اعتدال بهاره
fall wool پشم پاییزه [پشمی که در پاییز چیده می شود و مرغوبیت کمتری از پشم بهاره دارد.]
lady help زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
pigenhole کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
it is but a step to my house تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
mansion house خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
honeycomb ارایش شش گوش خانه خانه کردن
tricotine پارچه زبر لباسی خانه خانه
houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
toft عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه
honeycombs ارایش شش گوش خانه خانه کردن
our neighbour door کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
weigh house قپاندار خانه ترازودار خانه
bagnio فاحشه خانه جنده خانه
garde manger سرد خانه اشپز خانه
cellular لانه زنبوری خانه خانه
cell جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
ranged یک خانه یا تعدادی خانه
range یک خانه یا تعدادی خانه
honey comb خانه خانه کردن
ranges یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession خانه در تصرف من است خانه در دست من است
domiciles خانه
rooms خانه
materfamilias زن خانه
room خانه
cells خانه
quarterage خانه
domicile خانه
lares خانه
cell خانه
lar خانه
lodge خانه
housing خانه ها
cloisonne خانه خانه
cellulated خانه خانه
double-fronted خانه دو در
roommate هم خانه
roommates هم خانه
door to door خانه به خانه
door-to-door خانه به خانه
cellular خانه خانه
dwelling خانه
alveolate خانه خانه
checkered خانه خانه
honeycombs خانه خانه
honeycomb خانه خانه
lodged خانه
lodges خانه
i was under his roof در خانه
houseless بی خانه
pigeon hole خانه
shack خانه
shacks خانه
her house خانه ان زن
her house خانه اش
pigeon-hole خانه
pigeon-holes خانه
furnace house خانه
dwellings خانه
houses خانه
houseroom جا در خانه
homes خانه
house خانه
home خانه
socket خانه
sockets خانه
unsheltered <adj.> بی خانه
housed خانه
pied-a-terre خانه
tersellated خانه خانه
within doors در خانه
pieds-a-terre خانه
coffeehouse قهوه خانه
coffee shop قهوه خانه
coffee room خوارک خانه
coffee house قهوه خانه
coach house درشکه خانه
chancery دفتر خانه
disorderly house خانه بدنام
coach house کالسکه خانه
houseboys خانه شاگرد
chequer خانه شطرنج
chop house خوراک خانه
convalescent home نقاهت خانه
custom house گمرک خانه
wanigan خانه سیار
door lock کلید خانه
dwelling construction خانه سازی
dwelling house خانه مسکونی
earth house خانه زیرزمینی
frater سفره خانه
freemasons hall فراموش خانه
vegetable soil خانه باغی
checker خانه شطرنج
houseproud دلخوش به خانه
wash house رختشوی خانه
dacha خانه ییلاقی
colombarium کبوتر خانه
dishouse بی خانه کردن
disorderly house فاحشه خانه
domatophobia خانه هراسی
domicil مقر خانه
domiciliary مربوط به خانه
domiciliate خانه مسکن
houseproud خانه سرفراز
gambling house قمار خانه
caserne سرباز خانه
delivery to the home تحویل در خانه
homeowners صاحب خانه
schoolhouse خانه مدیراموزشگاه
schoolhouses خانه مدیراموزشگاه
canteen سفره خانه
canteens سفره خانه
observatories رصد خانه
observatory رصد خانه
menage خانه داری
builder خانه ساز
refinery تصفیه خانه
house arrest بازداشت در خانه
domestic خانه دار
boy خانه شاگرد
boys خانه شاگرد
furniture اثاث خانه
cottage خانه روستایی
cottages خانه روستایی
houseboat خانه قایقی
houseboats خانه قایقی
refineries تصفیه خانه
builders خانه ساز
bawdy house جنده خانه
bawdy house فاحشه خانه
boathouse قایق خانه
bindery صحاف خانه
bookbindery صحاف خانه
bordel فاحشه خانه
brick yard اجرپز خانه
double-pile house خانه دو خوابه
butler pantry ابدار خانه
cabana خانه کوچک
baby house عروسک خانه
English cottage خانه ویلایی
boathouses قایق خانه
fuse block خانه فیوز
department وزارت خانه
departments وزارت خانه
homeowner صاحب خانه
active cell خانه کاری
alveolus شش خانه حبابچه
farm-house خانه رعیتی
armory اسلحه خانه
home-grown محصول خانه
camera obscura تاریک خانه
gaming house قمار خانه
teahouse قهوه خانه
tan yard دباغ خانه
notbility خانه داری
onstead خانه رعیتی
systems house خانه سیستم ها
onstead خانه با متعلقات
summer house خانه تابستانی
opposite the house روبروی خانه
opposite the house مقابل خانه
steading خانه رعیتی
mistress of the house بانوی خانه
tannage دباغ خانه
houseboy خانه شاگرد
luft خانه فرار
lupanar فاحشه خانه
lupanar جنده خانه
majordomo بزرگتر خانه
mansion house خانه ارباب
tea house قهوه خانه
materfamilas بانوی خانه
materfamilias بانوی خانه
stay at home خانه نشین
opposite to the house روبروی خانه
orphan asylum یتیم خانه
safe house خانه امن
poor house مسکین خانه
The house burned down . خانه سوخت
pump house تلمبه خانه
pumping station تلمبه خانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com