English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 235 (36 milliseconds)
English Persian
sopite خواب کردن
to lull to sleep خواب کردن
to put to bed خواب کردن
to rock to sleep خواب کردن
Search result with all words
rise از خواب برخاستن طغیان کردن
rises از خواب برخاستن طغیان کردن
drowse خواب الود کردن
drowsed خواب الود کردن
drowses خواب الود کردن
drowsing خواب الود کردن
siesta خواب بعدازفهر کردن
siestas خواب بعدازفهر کردن
hypnotised خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotised بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotises خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotises بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotising خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotising بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotize خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotize بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotized خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotized بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizes خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizes بطورمصنوعی خواب کردن
hypnotizing خواب هیپنوتیزم کردن
hypnotizing بطورمصنوعی خواب کردن
wake از خواب بیدار کردن رد پا
waked از خواب بیدار کردن رد پا
wakes از خواب بیدار کردن رد پا
drowze چرت زدن خواب الود کردن
get off to sleep خواب کردن خواباندن
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
to charm asleep با افسون خواب کردن
to have pins and needles مور مور کردن [در اثر خواب رفتگی]
to break the sleep از خواب بیخواب کردن
Other Matches
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
morpheus الهه خواب خواب پرور
hypnagogic خواب اور خواب کننده
dreamy خواب مانند خواب الود
dreamier خواب مانند خواب الود
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
dreamiest خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
noctambulation خواب
dreams خواب
shut-eye خواب
dreaming خواب
dreamed خواب
sleeping خواب
noctambulism خواب
watchfulness بی خواب
isocline هم خواب
naps خواب
floor gully کف خواب
napping خواب
bedfellows هم خواب
sleep خواب
post dormitum پس خواب
bedfellow هم خواب
asleep خواب
sleeps خواب
nap خواب
napped خواب
sleepless بی خواب
dream خواب
beauty sleep خواب اضافی
fluff خواب پارچه
dream reader خواب تعبیرکن
dogsleep خواب سبک
profound sleep خواب سنگین
siestas خواب نیمروز
plushy خواب دار
plushiest خواب دار
dozier خواب الود
terraces بهار خواب
nap خواب نیمروز
dortour اتاق خواب
lights out ساعت خواب
dorter اتاق خواب
dozy خواب الود
predormitum پیش خواب
fluffed خواب پارچه
dreamt خواب دیدن
pile خواب پارچه
sleeper خواب رونده
sleepers خواب رونده
terrace بهار خواب
fluffs خواب پارچه
slumberous خواب الود
fluffing خواب پارچه
plushier خواب دار
steeped in slumber مست خواب
get off to sleep خواب رفتن
bedding وسایل خواب
to sleep fast خواب خوش
wool-gathering خواب و خیال
doziest خواب الود
soporific خواب اور
bed clothes جامه خواب
night gown خواب جامه
night robe لباس خواب
night suit جامه خواب
somnolent خواب الود
noctambulant در خواب راه رو
narcitic خواب اور
lay خواب طناب
bed room اطاق خواب
soporific خواب الود
night clothes جامه خواب
lays خواب طناب
narcolepsy حمله خواب
hypnotic خواب اور
narcosis خواب شیمیایی
hypnotic تولیدکننده خواب
dreamlike خواب مانند
cataplexy خواب حیوانی
oneirocritic خواب تعبیر کن
parasomnia نابهنجاری خواب
siesta خواب نیمروز
drowsy خواب الود
Womens dreams go by contraries. خواب زن چپ است
uprise از خواب برخاستن
drowsihead سنگینی خواب
the new of dreams عالم خواب
interpretation of a dream تعبیر خواب
mummy bag کیسه خواب
mesmerism خواب مغناطیسی
maya خواب و خیال
drowsiest خواب الود
Beauty sleep . خواب ناز
drowsier خواب الود
pajama لباس خواب
paradoxical sleep خواب تناقضی
footsack کیسه خواب
drowsihead خواب الودگی
napped خواب نیمروز
hypnos or nus رب النوع خواب
slumbrous خواب اور
slumbery خواب الود
hypnopompic hallucination توهم پس خواب
bedtimes وقت خواب
hypnopompic خواب و بیدار
hypnopompic خواب زدا
hypnopompic بی خواب کننده
slumbery خواب اور
slumberous خواب اور
hypnophobia خواب هراسی
bedtime وقت خواب
slumbrous خواب الود
coved cornice قرنیز کف خواب
slumbering خواب سبک
hypnoid خواب گونه
slumbered خواب سبک
slumber خواب سبک
sleepy خواب الود
nightlight چراغ خواب
nightlights چراغ خواب
nightshirt پیراهن خواب
an interpreter of dreams خواب تعبیر کن
nightshirts پیراهن خواب
slumb خواب ژور
slumb خواب الود
sleeplike خواب مانند
hypnogenic zone ناحیه خواب زا
hypnogenic خواب انگیز
sleepiest خواب الود
sleepier خواب الود
sleep deprivation محرومیت از خواب
hypersomnia خواب زدگی
sleep spindles دوکهای خواب
somniloquy خواب گفتاری
hypnagogic خواب اور
hypnogenesis ایجاد خواب
hypnic خواب اور
to fall asleep به خواب رفتن
to doze off به خواب رفتن
sleeplike مثل خواب
watchful بی خواب دقیق
hypnology خواب شناسی
sleep center مرکز خواب
sleepiness خواب الودی
hypnologist خواب شناس
napping خواب نیمروز
hypnolepsy حمله خواب
hypnoidal خواب گونه
sleep talking خواب گفتاری
slumbers خواب سبک
sleeping room اطاق خواب
sleeping pills قرص خواب
naps خواب نیمروز
bedroom اطاق خواب
bedrooms اطاق خواب
to oversleep oneself خواب ماندن
drowsiness خواب الودگی
oversleeping خواب ماندن
somnolence خواب الودگی
he is a او خواب است
dreams خواب دیدن
dreaming خواب دیدن
sleeping pill قرص خواب
sleeping sickness مرض خواب
nightclothes لباس خواب
sopor خواب عمیق
piled خواب پارچه
hypnosis خواب مصنوعی
oversleep خواب ماندن
hypnosis خواب در اثرتلقین
hypnosis خواب هیپنوتیزم
somnolism خواب مصنوعی
dressing gown لباس خواب
dressing gowns لباس خواب
nightdress لباس خواب
nightdresses لباس خواب
somnifugous خواب زدا
dreamful خواب مانند
somnambulism خواب گردی
opiates خواب اور
dream خواب دیدن
antihypnotic خواب شکن
overslept خواب ماندن
oversleeps خواب ماندن
silent hours ساعات خواب
somnambulation خواب گردی
dreamed خواب دیدن
somnambulistic خواب گرد
opiate خواب اور
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com