English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
Other Matches
VL local bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
bills دادخواست
petition دادخواست
bill دادخواست
petitioned دادخواست
suit دادخواست
suited دادخواست
claim دادخواست
plea دادخواست
pleas دادخواست
petitioning دادخواست
petitions دادخواست
petitioner دادخواست
claims دادخواست
suits دادخواست
petitioners دادخواست
claiming دادخواست
claimed دادخواست
declaration اعلامیه دادخواست
sue دادخواست دادن
declarations اعلامیه دادخواست
submission of a claim تسلیم دادخواست
to go to law دادخواست دادن
suing دادخواست دادن
bars رد کردن دادخواست
petitioners دادخواست دهنده
legal suit دادخواست قانونی
sues دادخواست دادن
sued دادخواست دادن
origin writ دادخواست بدوی
suit دادخواست عرضحال
petitioner دادخواست دهنده
implead دادخواست دادن
suited دادخواست عرضحال
suits دادخواست عرضحال
bar رد کردن دادخواست
plaint شکوائیه دادخواست عرضحال
plaints شکوائیه دادخواست عرضحال
libelant دادخواست دهنده خواهان
petitions شکایت کردن دادخواست
suitors دادخواست دهنده عارض
petitioning شکایت کردن دادخواست
petition شکایت کردن دادخواست
libellant دادخواست دهنده خواهان
petitioned شکایت کردن دادخواست
suitor دادخواست دهنده عارض
claimed دادخواست ادعانامه ادعا کردن
claiming دادخواست ادعانامه ادعا کردن
claims دادخواست ادعانامه ادعا کردن
claim دادخواست ادعانامه ادعا کردن
masters سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
master سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
particulars دادخواست خواهان و لایحه جوابیه خوانده
replication جواب خواهان به دادخواست مدعی در دعوی
on board که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
generation کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapled جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generations کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
staple جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
prototypic وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapling جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
initial reserves ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
mainstay مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file فایل اصلی پرونده اصلی
base unit یکای اصلی واحد اصلی
fundamental unit یکای اصلی واحد اصلی
base camp پایگاه اصلی کمپ اصلی
expansion slots شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
demurrer ایراد میکند که ادله ابرازی برای اقامه دعوی کافی نیست و بالنتیجه خود را به پاسخگویی دادخواست ملزم نمیداند
FEP پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
to sue for damages عرضحال خسارت دادن دادخواست برای جبران زیان دادن
petitioned عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitioning عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petitions عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
petition عریضه عرضحال دادخواست دادن تقدیم عرضحال
pilot tunnel تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
body 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies 1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
standby سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
master compass قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
input/output فضای ذخیره سازی موقت برای داده دریافتی از حافظه اصلی پیش از ارسال به وسیله ورودی /خروجی یا دادهای که از وسیله ورودی /خروجی پردازش میشود یا در حافظه اصلی ذخیره میشود
initialed اصلی
organic اصلی
firsthand اصلی
initialled اصلی
arch اصلی
arch- اصلی
arches اصلی
elementarily اصلی
primarily اصلی
inherent اصلی
head اصلی
fundametal اصلی
initial اصلی
main door در اصلی
principal اصلی
genuine اصلی
cardinals اصلی
cardinal اصلی
main deck پل اصلی
parent اصلی
trunks خط اصلی
immanent اصلی
trunk خط اصلی
main attack تک اصلی
isogeny هم اصلی
line link خط اصلی
principals اصلی
ingrown اصلی
initialling اصلی
elemental اصلی
primal اصلی
quintessential اصلی
seminal اصلی
masters اصلی
functional اصلی
elementary اصلی
first-hand اصلی
essential اصلی
essentials اصلی
texts اصلی
text اصلی
intrinsic اصلی
fundamental اصلی
normative اصلی
primordial اصلی
main line خط اصلی
primary اصلی
principle اصلی
germinal اصلی
aboriginals اصلی
aboriginal اصلی
mastered اصلی
main lines خط اصلی
initialing اصلی
primitive اصلی
master اصلی
initials اصلی
main <adj.> اصلی
main خط اصلی
mainline خط اصلی
mainline اصلی
mainlined خط اصلی
mainlined اصلی
mainlining خط اصلی
mainlining اصلی
main stem خط اصلی
prime اصلی
primed اصلی
mainlines اصلی
major اصلی
mainlines خط اصلی
native code کد اصلی
primes اصلی
originals اصلی
rudimental اصلی
radicals اصلی
radical اصلی
basics اصلی
proto اصلی
majoring اصلی
original اصلی
essential <adj.> اصلی
major <adj.> اصلی
quintessential <adj.> اصلی
basic اصلی
vital <adj.> اصلی
majored اصلی
substantive [essential] <adj.> اصلی
cardinal number عدد اصلی
principle point مبداء اصلی
cardinal numbers عدد اصلی
inessential غیر اصلی
master switch کلید اصلی
proenomen نام اصلی
main roads راه اصلی
primary position موضع اصلی
headquarters شعبه اصلی
root segment بخش اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com